پس از پایان هشت سال دفاع مقدس، بسیاری از رزمندگان به زندگی روزمره بازگشتند، اما عدهای همچنان جبهه مبارزه را ترک نکردند و آن را در عرصههایی دیگر مانند علم، فرهنگ و تبلیغ ادامه دادند. شهید سید محمدحسین نواب یکی از همین چهرهها بود؛ طلبهای فاضل و خبرنگاری متعهد که یکی از دشوارترین میدانها، یعنی بوسنی و هرزگوین در قلب اروپا را برای ادامه راه خود برگزید.
هشتم شهریورماه، سالگرد شهادت این روحانی بسیجی و نماینده فرهنگی جمهوری اسلامی ایران است که در دوران جنگ تحمیلی مسلمانان بوسنی، با عنوان خبرنگار روزنامه کیهان به این کشور سفر کرده بود و سرانجام در ۱۲۰ کیلومتری جنوب سارایوو، در شهر موستار، به دست نیروهای متعصب کروات بوسنی به شهادت رسید.
زاده خانوادهای روحانی و شاگرد آیتالله جوادی آملی
حجتالاسلام سید محمدحسین نواب در بیست و سوم شهریورماه سال ۱۳۴۵ در شهرضا و در خانوادهای کاملاً روحانی چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم حجتالاسلام حاج سید محمد نواب از نخستین شاگردان وفادار امام خمینی (ره) به شمار میرفت؛ چه در دوران حضور در قم و چه در سالهای تبعید امام در نجف، ارتباطی نزدیک و ارادتی عمیق به ایشان داشت. مادرش نیز بانویی متدینه و مذهبی بود.
در چنین خانوادهای، همه فرزندان با فضای حوزه و علوم دینی انس داشتند؛ یا خود طلبه بودند یا پس از گذراندن دورهای در حوزه به عرصههای دیگر وارد شدند. سید محمدحسین چهارمین فرزند از پنج پسر خانواده بود و به شوخی میگفت: «پنج نفر هستیم، یکیمان خمس است و باید ادا شود.»
همزمان با اوجگیری نهضت انقلاب اسلامی، او دانشآموز مقطع راهنمایی و دبیرستان بود و از نیروهای فعال انجمنهای اسلامی مدارس محسوب میشد. در سال ۱۳۶۱ و در حالی که هنوز تحصیلات دبیرستان را به پایان نرسانده بود، به دلیل اشتیاق فراوان به فراگیری معارف اسلامی، راهی حوزه علمیه قم شد و تحصیلات حوزوی خود را زیر نظر حضرت آیتالله عبدالله جوادی آملی در رشتههای فلسفه، تفسیر قرآن و علوم اسلامی پی گرفت.
تسلط او بر زبانهای عربی و انگلیسی در حد کامل و آشنایی در سطح مکالمه و تفاهم کامل به زبان بوسنیایی، بعدها نقش مهمی در موفقیت فعالیتهای فرهنگیاش در بالکان ایفا کرد.
از والفجر ۸ تا کربلای ۱۰؛ حضوری گمنام در جبهه
شهید نواب نوجوانی و جوانی خود را با جنگ گره زد. به گفته همرزمانش، هم در دوران انقلاب و هم در سالهای دفاع مقدس، همواره تلاش میکرد خود را به عملیاتها برساند و اغلب ترجیح میداد به صورت گمنام در جبهه حضور یابد.
او در عملیاتهای مهمی چون والفجر ۸، کربلای ۵، بیتالمقدس ۷ و کربلای ۱۰ حضور فعال داشت و پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، بیقرار یافتن جبههای دیگر بود. با آغاز تهاجم وحشیانه صربها به بوسنی و هرزگوین و کشتار گسترده مسلمانان این منطقه، این جبهه جدید برای او گشوده شد.
در آن زمان، سید محمدحسین عضو سازمان تبلیغات اسلامی بود و این بار به عنوان خبرنگار روزنامه کیهان، داوطلبانه راهی بوسنی شد تا راوی مظلومیت مسلمانان اروپایی باشد.
جبهه فرهنگی در قلب اروپا
یکی از همرزمان شهید نواب درباره شرایط بوسنی روایت میکند که جنگ در آنجا هیچ شباهتی به دفاع مقدس ایران نداشت و حتی دسترسی به خطوط مقدم به آسانی ممکن نبود. از همین رو، گروه اعزامی ایران به این نتیجه رسید که اولویت اصلی، کار فرهنگی و تبلیغی است.
او مینویسد: «دیدیم کار فرهنگی واجبتر است... دنبال این بودیم که ابتدا خصلتها و سنتهای ناب مردمی را کشف و آنها را تقویت کنیم و در ثانی، مردم را با اسلام ناب آشنا کنیم.»
شهید نواب نیز تمام هم و غم خود را بر فعالیتهای فرهنگی و تبلیغی متمرکز کرده بود. اگرچه گاه سلاح به دست میگرفت و در گوشهای میجنگید، اما باور داشت که مردم بوسنی بیش از آنکه تشنه سلاح باشند، تشنه فرهنگ غنی اسلام انقلابی هستند.
اثرگذاری این رویکرد به اندازهای بود که خاطرهای معروف از آن دوران نقل میشود؛ زمانی که خبرنگار بیبیسی از وزیر خارجه وقت بوسنی پرسید آیا عربستان بیشتر به شما کمک میکند یا ایران، او پاسخ داد: «عربستان تلاش میکند تا ما گرسنه نمانیم، ولی ایران تلاش میکند که ما نمانیم!»؛ جملهای که عمق تفاوت نگاه فرهنگی و هویتی جمهوری اسلامی با کمکهای صرفاً مادی دیگر کشورها را نشان میداد.
روایت اسارت و شهادت در موستار
درباره نحوه اسارت و شهادت شهید نواب روایتهای مختلفی وجود دارد، اما مشهورترین روایت را راننده تاکسیای نقل کرده که او را از کرواسی به سمت بوسنی میبرد. به گفته وی، پس از ورود به حوالی سارایوو، یک خودروی شخصی آنها را تعقیب کرده و در نقطهای متوقفشان میکند. نیروهای مسلح، نواب را پیاده کرده و وادار میکنند با آنها برود. او کرایه تاکسی را حساب میکند و سوار خودروی آنها میشود و این آخرین اطلاع از لحظه دستگیری اوست.
پیش از این نیز سابقه داشت که نیروهای ایرانی هنگام تردد در گذرگاههای داخلی بوسنی توسط عناصر افراطی کروات بازداشت شوند، اما معمولاً با رایزنی هیئتهای ایرانی و فشار به دولت کرواسی آزاد میشدند. در مورد شهید نواب اما هیچ خبری به دست نیامد.
سرانجام با پیگیری ویژه و تأکید رهبر معظم انقلاب و تشدید فشارهای دیپلماتیک تهران بر دولت کرواسی ـ تا جایی که حتی دیدار دوستانه تیمهای فوتبال دو کشور لغو شد ـ دولت کرواسی اعلام کرد که این طلبه ایرانی توسط نیروهای افراطی دستگیر، شکنجه و به شهادت رسیده است.
بازتاب شهادت و پیام رهبر انقلاب
شهادت حجتالاسلام نواب بازتاب گستردهای در رسانههای داخلی و جهانی داشت و به صورت رسمی اعلام شد. رهبر معظم انقلاب در پیامی به مناسبت شهادت او فرمودند: «شهادت طلبه بسیجی سرافراز حجتالاسلام سید محمدحسین نواب برای ملت ایران که حضور خود را در اقصینقاط جهان برای دفاع از حق و حقیقت با چنین حوادث برجستهای به اثبات میرسانند، مایه افتخار و سربلندی است.»
پیکر پاک این شهید والامقام که با شلیک شش گلوله در شهر موستار به شهادت رسیده بود، روز بیستم شهریور سال ۱۳۷۳ به مسئولان سفارت جمهوری اسلامی ایران تحویل داده شد. بعدها در بخش مسلماننشین شهر موستار، در همان مکانی که پیکر شهید غسل داده شده و بر او نماز اقامه شده بود، یادمانی به یاد او و چند شهید ایرانی دیگر برپا شد تا نام طلبه خبرنگاری که برای دفاع از اسلام در قلب اروپا جان باخت، همچنان زنده بماند.
نظرات (0)