نشست معرفی، نقد و بررسی کتاب «جامعه ایرانیان در اتریش» به همت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش و با حضور جمعی از ایرانیان مقیم، پژوهشگران و علاقه‌مندان حوزه مطالعات اجتماعی و فرهنگی در خانه حکمت ایرانیان وین برگزار شد. این نشست به بررسی ابعاد مختلف زندگی، ظرفیت‌ها و مسائل جامعه ایرانی در اتریش اختصاص داشت و با طرح دیدگاه‌های متنوع و تبادل تجربه حاضران همراه بود.

کتابی دو زبانه برای شناخت دقیق‌تر جامعه ایرانی

در آغاز برنامه، دبیر نشست خانم میرازی با اشاره به انتشار تازه این اثر به دو زبان فارسی و انگلیسی، رویکرد غالب کتاب را فرهنگی و اجتماعی توصیف کرد و گفت این اثر کوشیده از نگاه‌های غیرعلمی و رویکردهای یک‌سویه سیاسی فاصله بگیرد. به گفته وی، هدف اصلی انتشار کتاب، فراهم کردن زمینه‌ای برای شناخت واقع‌بینانه‌تر و دقیق‌تر جامعه ایرانیان در اتریش است.

میرازی ضمن معرفی ساختار هفت‌گانه کتاب افزود که تکمیل و تعمیق تدریجی محتوا در ویراست‌های بعدی نیز در دستور کار قرار دارد تا تصویر به‌روزتر و جامع‌تری از تحولات این جامعه ارائه شود.

سرمایه انسانی ایرانیان فراتر از حوزه پزشکی

یکی از محورهای اصلی گفت‌وگو، ظرفیت گسترده علمی، تخصصی و حرفه‌ای ایرانیان مقیم اتریش بود. حاضران تأکید کردند که هرچند حضور موفق پزشکان ایرانی در اتریش برجسته است، اما سرمایه جامعه ایرانی به این حوزه محدود نمی‌شود.

به گفته شرکت‌کنندگان، ایرانیان در دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، حوزه فناوری، کسب‌وکار، هنر و دیگر عرصه‌های تخصصی نیز حضور چشمگیر و اثرگذار دارند و شناخت دقیق این سرمایه انسانی می‌تواند به درک درست‌تری از جایگاه واقعی جامعه ایرانی در اتریش کمک کند.

از انگیزه تحصیلی تا ماندگاری؛ چرایی مهاجرت به اتریش

بخش دیگری از نشست به انگیزه‌های مهاجرت اختصاص یافت. برخی حاضران توضیح دادند که گروهی از جوانان ایرانی به دلیل وجود رشته‌های دانشگاهی خاص و جذاب، اعتبار دانشگاه‌های اتریش و فرصت‌های آموزشی و پژوهشی مناسب، این کشور را برای ادامه تحصیل انتخاب می‌کنند.

به باور آنان، برای بخشی از این مهاجران، محدودیت فرصت‌های شغلی متناسب با رشته تحصیلی در داخل کشور نیز به‌تدریج زمینه ماندگاری در اتریش و ورود به بازار کار این کشور را فراهم کرده است.

در همین بحث تأکید شد که تحلیل مهاجرت نباید به مقایسه ساده امکانات رفاهی ایران و اروپا تقلیل یابد. از نگاه مطرح‌شده، فاصله سطح امکانات در همه حوزه‌ها آن‌قدر زیاد نیست که به‌تنهایی مهاجرت را توضیح دهد، بلکه عواملی همچون ضعف مدیریت، ناکارآمدی برخی ساختارها و کاستی‌ها در توزیع عادلانه فرصت‌ها و منابع نیز باید در تحلیل‌ها مورد توجه قرار گیرد.

نقش رسانه‌های خارجی و شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری تصویر ذهنی جوانان از ایران و اروپا نیز از دیگر موضوعات مورد بحث بود. به اعتقاد برخی شرکت‌کنندگان، بازنمایی رسانه‌ای گاه تصویری یک‌سویه و منفی از ایران و در مقابل تصویری اغراق‌آمیز از زندگی در اروپا ارائه می‌دهد؛ موضوعی که به گفته آنان نیازمند بررسی‌های دقیق‌تر و مبتنی بر داده‌های واقعی است.

نسل دوم و سوم و پیوند با میراث فرهنگی

توجه به نسل دوم و سوم ایرانیان مقیم اتریش از دیگر محورهای مورد تأکید بود. حاضران بر ضرورت طراحی برنامه‌های فرهنگی جذاب، غیرتحمیلی و داوطلبانه برای حفظ و تقویت ارتباط این نسل با زبان فارسی، تاریخ، ادبیات، هنر و آیین‌های ایرانی تأکید کردند.

در این بخش، شرکت‌کنندگان به پشتوانه تمدنی چند هزار ساله ایران اشاره کردند و آن را سرمایه‌ای فرهنگی و اجتماعی برای ایرانیان خارج از کشور دانستند؛ سرمایه‌ای که بسیاری از ایرانیان در کشورهای مختلف به آن افتخار می‌کنند و در معرفی آن به جامعه میزبان می‌کوشند.

ضرورت گفت‌وگوی درون‌جامعه‌ای و بازنگری در نگاه نهادی

یکی از مهم‌ترین محورهای نشست، مسئله گفت‌وگوی درون جامعه ایرانیان بود. به باور برخی سخنرانان، جامعه ایرانی خارج از کشور با وجود ظرفیت‌های گسترده علمی و اجتماعی، هنوز به اندازه کافی به گفت‌وگوی سازنده و مدارا روی نیاورده و در مدیریت اختلاف نظرها و پذیرش تفاوت دیدگاه‌ها با دشواری مواجه است.

در ادامه، نوع نگاه نهادهای دولتی به ایرانیان خارج از کشور نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفت. از جمله انتظارات مطرح‌شده از دولت، فراهم کردن زمینه مشارکت مؤثر ایرانیان مهاجر در امور کشور، توجه بیشتر به سرمایه انسانی و تخصصی آنان، ارتقای کارآمدی مدیریتی و تقویت عدالت در توزیع فرصت‌ها عنوان شد.

روایت ایران در رسانه‌های اروپایی

بازنمایی ایران در رسانه‌های اروپایی و فضای مجازی از دیگر موضوعات مطرح‌شده بود. شرکت‌کنندگان با اشاره به تجربه زیسته خود در اتریش و اروپا، بر اهمیت تقویت توان رسانه‌ای برای معرفی واقعیت‌های ایران و جامعه ایرانی تأکید کردند.

در همین زمینه، برخی حاضران با یادآوری حمایت بخش قابل توجهی از ایرانیان مقیم اروپا و اتریش از کشور در جریان جنگ اخیر، این دیدگاه را مطرح کردند که این همبستگی و حمایت در رسانه‌های اصلی اروپا به‌طور عادلانه بازتاب نیافته است. به گفته آنان، ضعف ظرفیت رسانه‌ای ایران و دشواری رقابت با رسانه‌هایی که به‌طور معمول روایت‌های یک‌سویه از ایران ارائه می‌کنند، از دلایل این ناترازی است.

شهروندی فرامرزی؛ ایده محوری سخنرانی رایزن فرهنگی

در بخش پایانی نشست، رضا غلامی، رایزن فرهنگی ایران در اتریش و استاد دانشگاه، در سخنرانی خود با عنوان «ایرانی بودن؛ گفت‌وگو، مهر و مدارا؛ درآمدی بر همبستگی و مسئولیت اجتماعی ایرانیان مقیم اتریش» به تبیین نگاه خود درباره آینده این جامعه پرداخت.

وی ایرانیان مقیم اتریش را بخشی از سرمایه انسانی، علمی، فرهنگی و اجتماعی ایران توصیف کرد و گفت این جامعه با حضور فعال در عرصه‌های دانشگاهی، پزشکی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و حرفه‌ای، ظرفیت مهمی برای پیوند میان ایران و جامعه اتریش به شمار می‌رود.

غلامی بر ضرورت بازتعریف رابطه ایرانیان خارج از کشور با ایران تأکید کرد و افزود تعلق به ایران نباید مشروط به یکسانی دیدگاه‌های سیاسی و فرهنگی باشد. او یادآور شد که زبان فارسی، آیین‌هایی چون نوروز، ادبیات، هنر، مذهب و حافظه تاریخی مشترک، پیوندهایی فراتر از مرزهای جغرافیایی ایجاد کرده و ایرانیان با وجود تفاوت در دیدگاه‌ها و سبک زندگی می‌توانند در یک فضای فرهنگی مشترک با یکدیگر ارتباط داشته باشند.

وی مفهوم «شهروندی فرامرزی» را به‌عنوان ایده‌ای برای آینده مطرح کرد؛ ایده‌ای که پراکندگی جغرافیایی ایرانیان را نه یک توقفگاه، بلکه فرصتی برای تبدیل شدن به شبکه‌ای از ارتباطات انسانی، علمی، اقتصادی و فرهنگی می‌داند.

به گفته غلامی، موفقیت ایرانیان در اتریش در حوزه‌هایی چون دانشگاه، پژوهش، پزشکی، هنر و کارآفرینی می‌تواند به شکل‌گیری تصویری انسانی و مستقیم از ظرفیت‌های ایران در جهان کمک کند. از نگاه او، جهان نباید ایران را تنها از قاب اخبار بشناسد، بلکه رفتار و تجربه روزمره ایرانیان در جوامع مختلف نیز می‌تواند پنجره‌ای به فرهنگ و توانمندی‌های ایران بگشاید.

رایزن فرهنگی ایران در پایان سخنان خود، آینده جامعه ایرانیان اتریش را وابسته به دو تحول دانست: تغییر نگاه دولت و نهادهای رسمی به ایرانیان خارج از کشور و دگرگونی فرهنگ ارتباط ایرانیان با یکدیگر. او اصول مورد نظر خود را در عباراتی خلاصه کرد: «ایجاد پل، نه دیوار؛ گفت‌وگو، نه حذف؛ اعتماد، نه سوءظن؛ مهر، نه کینه؛ همکاری، نه رقابت فرساینده؛ و پیوند فرهنگی، نه مرزبندی ایدئولوژیک.»