انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت اگرچه چند روز پیش برگزار شد، اما پیامدهای آن همچنان کانون بحث محافل سیاسی اروپا است. بسیاری از تحلیلگران، نتیجه این انتخابات را رخدادی بی‌سابقه در تاریخ سیاسی آلمان پس از جنگ جهانی دوم می‌دانند و برخی حتی از آن به‌عنوان «بازگشت سایه نازیسم» یاد می‌کنند؛ تعبیری که نشان‌دهنده عمق نگرانی از قدرت‌گیری جریان‌های راست افراطی در قاره سبز است.

پیروزی تاریخی اما ناتمام برای آلترناتیو برای آلمان

حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در این انتخابات موفق شد حدود ۴۴ تا ۴۴.۵ درصد آرا را به دست آورد؛ رقمی که بیش از دو برابر نتیجه ۲۰.۸ درصدی این حزب در انتخابات پنج سال پیش است و یک جهش چشمگیر محسوب می‌شود. این حزب بر اساس برآوردها از مجموع ۸۳ کرسی پارلمان ایالتی، ۳۹ تا ۴۱ کرسی را تصاحب کرده است، با این حال برای دستیابی به اکثریت مطلق به ۴۲ کرسی نیاز داشت و نتوانست به‌تنهایی دولت تشکیل دهد.

با این حال اهمیت این پیروزی فراتر از یک ایالت است. نظرسنجی‌های سراسری در آلمان نشان می‌دهد آلترناتیو برای آلمان اکنون با ۲۸ تا ۲۹ درصد حمایت مردمی، در جایگاه نخست احزاب این کشور قرار گرفته است. در مقابل، ائتلاف احزاب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی (CDU/CSU) به رهبری فریدریش مرتس برای نخستین بار در پنج سال اخیر به زیر ۲۰ درصد سقوط کرده و به ۱۹.۵ درصد رسیده است؛ فاصله‌ای نزدیک به ۱۰ درصد که برتری راست افراطی در افکار عمومی را عیان می‌کند. این روند در انتخابات فدرال سال گذشته نیز تا حدی آشکار شده بود.

بحران مشروعیت برای دولت «سیاه-قرمز» مرتس

دولت ائتلافی کنونی آلمان که از اتحاد CDU/CSU و حزب سوسیال دموکرات (SPD) به رهبری صدراعظم فریدریش مرتس تشکیل شده و به ائتلاف «سیاه-قرمز» معروف است، با بحران عمیق اعتماد عمومی روبه‌روست. بر اساس نظرسنجی موسسه اینسا، ۷۸ درصد شهروندان آلمانی از عملکرد این دولت ناراضی هستند و تنها ۱۷ درصد رضایت دارند. نارضایتی از شخص صدراعظم نیز ۷۷ درصد اعلام شده است.

شکست تاریخی دموکرات مسیحی‌ها در زاکسن-آنهالت این بحران را تشدید کرده است؛ جایی که آرای این حزب از ۳۷.۱ درصد در سال ۲۰۲۱ به تنها ۱۸.۵ درصد در سال جاری سقوط کرده است. همین سقوط آزاد فشارها بر مرتس را به شدت افزایش داده تا جایی که برخی ناظران از احتمال کناره‌گیری او سخن می‌گویند. در نظرسنجی‌های ملی نیز مجموع آرای دو حزب ائتلافی CDU و SPD تنها به ۳۲ درصد می‌رسد که برای تشکیل اکثریت پارلمانی کافی نیست و کارشناسان هشدار می‌دهند ادامه قطبی‌شدن سیاسی، اصلاحات ضروری در حوزه‌های بازنشستگی، بازار کار و سیاست انرژی را با بن‌بست مواجه خواهد کرد.

بن‌بست ائتلاف؛ چرا آلترناتیو نمی‌تواند حکومت کند؟

با وجود کسب ۴۴ درصد آرا، آلترناتیو برای آلمان در زاکسن-آنهالت نمی‌تواند به تنهایی قدرت را در دست بگیرد. نخستین مانع، نرسیدن به حدنصاب ۴۲ کرسی است و مانع دوم، «دیوار آتش» سیاسی احزاب سنتی است. تمام احزاب جریان اصلی شامل دموکرات مسیحی، سوسیال دموکرات، سبزها و حزب چپ بارها اعلام کرده‌اند حاضر به هیچ‌گونه همکاری با این حزب نیستند و صدراعظم مرتس نیز هرگونه ائتلاف با آلترناتیو را چه در سطح فدرال و چه ایالتی رد کرده است.

از سوی دیگر، سازمان اطلاعات داخلی آلمان شاخه ایالتی آلترناتیو در زاکسن-آنهالت را به‌عنوان یک تشکل «راست افراطی قطعی» دسته‌بندی کرده که هرگونه نزدیکی به آن را از نظر حقوقی و سیاسی پرهزینه می‌کند. ائتلاف پیشین میان دموکرات مسیحی، سوسیال دموکرات و حزب لیبرال دموکرات نیز به دلیل عدم ورود لیبرال‌ها به پارلمان ایالتی دیگر قابل تکرار نیست. حتی ائتلاف سه‌حزبی دموکرات مسیحی، سوسیال دموکرات و سبزها به حدنصاب کرسی نمی‌رسد و اگر حزب چپ نیز به آن افزوده شود، مجموع کرسی‌ها تنها به ۴۰ می‌رسد که باز هم کمتر از ۴۲ کرسی مورد نیاز است.

تنها گزینه ریاضی روی کاغذ، ائتلاف آلترناتیو برای آلمان با حزب تازه‌تاسیس «اتحاد سارا واگنکنشت» (BSW) است که در مجموع ۴۳ کرسی را در اختیار خواهند داشت، اما این حزب هنوز هیچ تعهدی برای چنین همکاری نداده و اختلافات عمیقی در بسیاری از پرونده‌های کلیدی میان دو طرف وجود دارد. در نتیجه، چشم‌انداز تشکیل دولت ایالتی همچنان مبهم و شکننده است.

موج راست افراطی در سراسر اروپا

آنچه در آلمان رخ داده بخشی از روندی گسترده‌تر در اروپاست. در فرانسه، حزب «اجتماع ملی» به رهبری مارین لوپن با ۳۴ تا ۳۶ درصد حمایت در نظرسنجی‌های ریاست‌جمهوری پیشتاز است و انتخابات بهار آینده این کشور به یکی از حساس‌ترین رقابت‌های سیاسی قاره تبدیل خواهد شد.

در ایتالیا، جورجیا ملونی از حزب «برادران ایتالیا» در قدرت است و حزبش به تازگی از مرز یک میلیون و ۴۱۲ هزار عضو گذشته است، با این حال حزب رادیکال‌تر «آینده ملی» در نظرسنجی‌ها از متحدان ائتلافی او یعنی «لگا» و «فورزا ایتالیا» پیشی گرفته است. در اسپانیا نیز حزب «واکس» که در انتخابات سراسری ۲۰۲۳ حدود ۱۲.۴ درصد و در انتخابات اروپایی ۲۰۲۴ حدود ۹.۶ درصد رای آورده بود، در نظرسنجی‌های امسال روندی صعودی را حفظ کرده است. در اتریش و هلند نیز جریان‌های راست رادیکال مستقیماً برای کسب رهبری سیاسی رقابت می‌کنند و پیروزی آلترناتیو در آلمان، به‌عنوان موجی تازه برای تقویت این جریان‌ها در سراسر قاره تلقی می‌شود.

برنامه رادیکال «چشم‌انداز ۲۰۲۶»

حزب آلترناتیو برای آلمان که از سوی نهادهای اطلاعاتی این کشور دارای «ایدئولوژی نژادپرستانه» و اهداف مغایر با قانون اساسی توصیف می‌شود، برنامه خود را در سندی با عنوان «چشم‌انداز ۲۰۲۶» تدوین کرده است؛ سندی که برخی ناظران آن را تندروترین برنامه یک حزب آلمانی از دوران نازیسم تاکنون می‌دانند.

محورهای اصلی این برنامه شامل سیاست مهاجرتی فوق‌سختگیرانه با شعار «اخراج از دقیقه یک» برای پناهجویان بدون مجوز اقامت، خروج از پیمان شنگن و بازگرداندن کنترل کامل مرزها، پایان دادن به آنچه حزب «مهاجرت انبوه غیرقانونی و بیگانه‌فرهنگ» می‌نامد و آغاز «تهاجم اخراج و بازگرداندن» است. این حزب همچنین می‌خواهد نگاه به پناهندگی را از یک حق دائمی به «حمایت موقت» تغییر دهد.

در حوزه اقتصادی، آلترناتیو بر حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط به جای شرکت‌های بزرگ وابسته به یارانه و ایجاد مناطق ویژه اقتصادی تاکید دارد. اعلام جنگ علیه رسانه‌های عمومی، بی‌اعتمادی عمیق به نهادهای سیاسی و رسانه‌ای مستقر و اتخاذ رویکردی انزواگرایانه در سیاست خارجی از جمله تغییر موضع نسبت به روسیه و جنگ اوکراین، دیگر ستون‌های این برنامه به شمار می‌رود.

شبکه جهانی راست رادیکال و ریشه‌های خیزش در آلمان

کارشناسان معتقدند راست افراطی در اروپا و جریان‌های مشابه در آمریکا و آرژانتین دارای هسته ایدئولوژیک مشترکی هستند؛ هسته‌ای که بر «دشمن‌سازی وسواس‌گونه»، قطبی‌سازی به‌عنوان ابزار قدرت و بهره‌گیری از عدم قطعیت به‌عنوان سوخت روایت استوار است. ناسیونالیسم، پوپولیسم و مقابله با «نخبگان جهانی» و گرایش به شبکه‌سازی فراملی از ویژگی‌های مشترک این جریان‌هاست؛ به‌گونه‌ای که دونالد ترامپ در مراسم تحلیف خود در ژانویه سال گذشته از خاویر میلی و جورجیا ملونی دعوت کرد و میلی نیز در شبکه اجتماعی ایکس از آلترناتیو برای آلمان تمجید و از راست رادیکال بریتانیا حمایت کرده است.

با این حال تفاوت‌های ساختاری نیز وجود دارد؛ کیفیت دموکراسی و استحکام نهادهای مدنی در هر کشور متفاوت عمل می‌کند و مسائل ملی نیز تمایز ایجاد می‌کند. اگر آلترناتیو بر مهاجرت و هویت آلمانی متمرکز است، میلی در آرژانتین بر کوچک‌سازی دولت و کاهش هزینه‌های عمومی و ترامپ بر «اول آمریکا» و حمایت‌گرایی اقتصادی تاکید دارد. نگاه به اتحادیه اروپا نیز نقطه اشتراک دیگری است؛ آلترناتیو خواستار خروج از شنگن و تضعیف یورو و اتحادیه اروپاست، ترامپ بی‌تفاوتی قهرآمیزی نسبت به اتحادیه اروپا نشان می‌دهد و میلی نیز در آمریکای جنوبی با بلوک‌های منطقه‌ای مانند مرکوسور مخالف است.

در داخل آلمان، ترکیبی از عوامل ملی و منطقه‌ای به رشد راست افراطی دامن زده است. نارضایتی از دولت مستقر مهم‌ترین عامل عنوان می‌شود. اقتصاد آلمان در سه سال اخیر و به‌ویژه پس از حمله روسیه به اوکراین با رکود یا رکود خفیف مواجه بوده است. در سال ۲۰۱۶ تنها ۵ درصد از ساکنان زاکسن-آنهالت وضعیت اقتصادی را بد ارزیابی می‌کردند، اما این رقم اکنون جهش چشمگیری داشته است. افول صنعتی، ورشکستگی بنگاه‌ها، نگرانی از آینده شغلی و شکاف پایدار میان شرق و غرب از دیگر عوامل است؛ آلترناتیو در ایالت‌های آلمان شرقی سابق به مراتب قوی‌تر است و در انتخابات فدرال سال گذشته در تقریباً تمام این ایالت‌ها بیش از ۴۰ درصد آرا را کسب کرد. بسیاری از ساکنان شرق احساس می‌کنند همچنان «شهروند درجه دوم» تلقی می‌شوند و همین احساس تبعیض به سبد رای راست افراطی سرازیر شده است؛ به‌طوری که ۸۷ درصد رای‌دهندگان زاکسن-آنهالت از عملکرد دولت فدرال ابراز نارضایتی کرده‌اند.

این مجموعه عوامل، زاکسن-آنهالت را به آزمایشگاهی برای آینده سیاسی آلمان و اروپا تبدیل کرده است؛ آینده‌ای که در آن مرز میان اعتراض اقتصادی، شکاف هویتی و خیزش پوپولیستی هر روز باریک‌تر می‌شود.