مقدمه
بامداد سهشنبه ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶، استان چینگهای در شمالغربی چین با زمینلرزهای به بزرگی ۶.۶ ریشتر لرزید. مرکز این زمینلرزه در منطقهای کوهستانی و کمجمعیت در شهرستان گولو، در مجاورت فلات تبت قرار داشت. اگرچه بزرگی این زلزله قابل توجه است، اما تاکنون گزارشهای رسمی از تلفات گسترده مخابره نشده است. با این حال، این رویداد بار دیگر پرسشهایی جدی را درباره آمادگی زیرساختهای چین در برابر سوانح طبیعی، به ویژه در مناطق دورافتاده و قومنشین، مطرح کرده است. این تحلیل به ابعاد زمینشناختی، انسانی، سیاسی و مدیریتی این رخداد میپردازد و آن را در بافت broader چالشهای طبیعی چین در قرن بیست و یکم قرار میدهد.
زمینه زمینشناختی: چرا چینگهای لرزید؟
استان چینگهای در مرز میان صفحات تبت و اوراسیا واقع شده است. برخورد مداوم صفحه هند به صفحه اوراسیا از حدود ۵۰ میلیون سال پیش، کوههای هیمالیا و فلات تبت را شکل داده و همچنان ادامه دارد. این فشار زمینساختی، منطقه چینگهای را به یکی از فعالترین پهنههای لرزهخیز جهان تبدیل کرده است. گسلهای متعددی از جمله گسل کونلون و گسل هایوان در این منطقه قرار دارند که هر کدام ظرفیت تولید زمینلرزههای بزرگ را دارند.
زمینلرزه ۶.۶ ریشتری اخیر در امتداد یکی از شاخههای گسل کونلون-آلتون رخ داده است. این گسل که از مرزهای شمالی فلات تبت میگذرد، در سال ۲۰۰۱ زلزله ۷.۸ ریشتری را رقم زد که یکی از قدرتمندترین زمینلرزههای ثبتشده در چین بود. به گفته زمینشناسان، وقوع زلزله ۶.۶ ریشتری در این منطقه غیرمنتظره نبوده و بخشی از چرخه لرزهای طبیعی گسلهای هیمالیا و تبت محسوب میشود.
آنچه این زمینلرزه را متمایز میکند، عمق نسبتاً کم آن (حدود ۱۰ کیلومتر) بوده که باعث شده انرژی لرزهای با شدت بیشتری به سطح زمین برسد و خسارتهای ساختاری بیشتری ایجاد کند. افزون بر این، وقوع این زلزله در مناطق کوهستانی با شیبهای تند، خطر رانش زمین و ریزش کوه را به شدت افزایش میدهد که خود میتواند تلفات ثانویه قابل توجهی به بار آورد.
خسارات و پیامدهای انسانی
بر اساس آخرین گزارشها، این زمینلرزه تاکنون جان دستکم ۳۲ نفر را گرفته و بیش از ۲۰۰ نفر زخمی شدهاند. هزاران خانه در روستاهای اطراف کانون زلزله تخریب شده و بسیاری از راههای ارتباطی به دلیل رانش زمین مسدود شده است. پکن تیمهای امدادی متشکل از سربازان ارتش آزادیبخش خلق و نیروهای پلیس را به منطقه اعزام کرده است.
چالش اصلی، دسترسی به مناطق آسیبدیده است. استان چینگهای با ارتفاع متوسط بیش از ۳۰۰۰ متر از سطح دریا، جزو مناطق مرتفع و سردسیر چین محسوب میشود. کوهستانی بودن منطقه و پراکندگی روستاها در درههای عمیق، عملیات نجات را با دشواری مواجه کرده است. بسیاری از روستاهای آسیبدیده تنها از طریق جادههای خاکی و مسیرهای مالرو قابل دسترسی هستند و با مسدود شدن این مسیرها بر اثر رانش، تیمهای امداد مجبور به استفاده از هلیکوپتر شدهاند.
شرایط جوی نیز مزید بر علت شده است. بارشهای موسمی تابستانی در فلات تبت، خطر سیلاب و رانشهای گل و لای را افزایش داده و عملیات امدادرسانی را با تأخیر مواجه کرده است. نیروهای امدادی در یک مسابقه با زمان برای نجات بازماندگانی هستند که زیر آوارها گرفتار شدهاند و با کاهش دمای شبانه در این منطقه مرتفع، نگرانیها از افزایش آمار تلفات جدی است.
جنبه سیاسی-اجتماعی: تبت و اقلیتهای قومی در چین
استان چینگهای به لحاظ جمعیتی، ترکیبی از چینیهای هان و اقوام تبتی، مغول، هوئی و سالار را در خود جای داده است. مناطق شرقی و مرکزی این استان، به ویژه شهرستان گولو که کانون زلزله بوده، عمدتاً تبتینشین هستند. این واقعیت ابعاد سیاسی-اجتماعی مهمی به این بحران میبخشد.
پکن در سالهای اخیر سیاستهای توسعهای و ادغام ملی را در مناطق تبتینشین با حساسیت بالا دنبال کرده است. وقوع یک بلای طبیعی بزرگ در این مناطق، هم فرصتی برای نمایش توانمندی دولت مرکزی در مدیریت بحران و هم بستری برای بروز نارضایتیهای احتمالی در صورت نارسایی خدمات امدادی است. مقامات چین به خوبی از این نکته آگاهند و از همین رو، رسانههای دولتی بر سرعت و کارآمدی عملیات امداد تأکید زیادی دارند.
در واکنش به زلزله، شی جین پینگ، رئیسجمهور چین، دستور «تمام تلاش برای امدادرسانی و کاهش تلفات» را صادر کرد. حضور پررنگ ارتش و نیروهای دولتی در منطقه، پیام دوگانهای دارد: از یک سو ارائه کمک به آسیبدیدگان و از سوی دیگر نمایش اقتدار و حاکمیت پکن بر مناطق تبتی. این رویکردی است که در زلزلههای پیشین چین، از جمله زلزله ۲۰۱۰ یوشو (که آن هم در استان چینگهای و در منطقهای با جمعیت غالب تبتی رخ داد) نیز مشاهده شده است.
زیرساختها و آسیبپذیری چین در برابر بلایا
چین یکی از کشورهایی است که بیش از دیگران در معرض بلایای طبیعی قرار دارد. سیل، زلزله، طوفان و خشکسالی هر ساله خسارات سنگینی به اقتصاد و جان مردم این کشور وارد میکند. زلزله چینگهای اما نشاندهنده یک آسیبپذیری خاص است: ضعف زیرساختهای روستایی در مناطق دورافتاده و کوهستانی.
بسیاری از خانههای تخریبشده در این زلزله، سازههای سنتی خشتی و سنگی بودند که در برابر امواج لرزهای مقاومت چندانی ندارند. با وجود برنامههای گسترده نوسازی روستایی در چین، هنوز بخش قابل توجهی از جمعیت مناطق غربی و جنوبغربی در خانههای غیرمقاوم در برابر زلزله زندگی میکنند. این مسئله به ویژه در مناطق تبتی و سینکیانگ که ساختوسازها عمدتاً سنتی است، جدیتر است.
علاوه بر این، جادهها، پلها و خطوط انتقال انرژی در مناطق کوهستانی چین در برابر زلزله بسیار آسیبپذیرند. بسته شدن راهها در زلزله اخیر، نه تنها عملیات امداد را مختل کرده، بلکه بازسازی را نیز با چالش مواجه خواهد کرد. سرمایهگذاری در زیرساختهای مقاوم در برابر زلزله و بهبود سیستمهای هشدار زودهنگام، از جمله درسهایی است که چین از این فاجعه خواهد آموخت.
اقتصاد و چالش بازسازی
برآوردهای اولیه حاکی از آن است که هزینههای بازسازی در استان چینگهای ممکن است به میلیاردها یوان برسد. اقتصاد این استان عمدتاً مبتنی بر کشاورزی، دامداری و استخراج معادن است. زلزله، افزون بر تخریب خانهها، به مزارع، مراتع و تأسیسات معدنی نیز خسارت زده است. بسیاری از دامداران تبتی که اقتصادشان به گلههای یاک و گوسفند وابسته است، بخش قابل توجهی از دامهای خود را در این حادثه از دست دادهاند.
بازسازی در فلات تبت با هزینههای بالایی همراه است. حمل و نقل مصالح ساختمانی به مناطق مرتفع و دورافتاده، پرهزینه و زمانبر است. دولت چین وعده داده که روند بازسازی را تسریع کند و واحدهای مسکونی مقاوم را جایگزین خانههای تخریبشده کند. اما تجربه زلزله ۲۰۰۸ سیچوان و زلزله ۲۰۱۰ یوشو نشان میدهد که بازسازی کامل مناطق زلزلهزده در چین معمولاً چندین سال به طول میانجامد و با چالشهای اداری، مالی و لجستیکی زیادی همراه است.
از سوی دیگر، زلزله چینگهای در شرایطی رخ میدهد که اقتصاد چین با رکود و کندی رشد دست و پنجه نرم میکند. هزینههای پیشبینینشده بازسازی میتواند فشار بیشتری بر بودجه دولتهای محلی و مرکزی وارد کند. احتمال میرود که پکن مجبور به تخصیص بودجههای اضطراری و احتمالاً انتشار اوراق قرضه ویژه برای تأمین مالی بازسازی شود.
چشمانداز و آینده: آیا چین از بلایا درس میگیرد؟
چین در دو دهه اخیر پیشرفتهای قابل توجهی در زمینه مدیریت بلایای طبیعی داشته است. سیستمهای هشدار زودهنگام، برنامههای واکنش سریع و هماهنگی میان نهادهای مختلف امدادی بهبود یافته است. با این حال، زلزله چینگهای نشان میدهد که هنوز شکاف بزرگی میان مناطق شهری پیشرفته و مناطق روستایی دورافتاده از نظر تابآوری در برابر بلایا وجود دارد.
کارشناسان بر این باورند که چین باید سرمایهگذاری بیشتری در زمینه مقاومسازی ساختمانها در مناطق لرزهخیز، به ویژه در استانهای غربی و جنوبغربی انجام دهد. اجرای دقیقتر مقررات ساختمانی، ارائه تسهیلات مالی برای نوسازی مسکن روستایی و آموزش عمومی درباره رفتار در زمان زلزله، از جمله اقداماتی است که میتواند تلفات زلزلههای آینده را کاهش دهد.
با نگاه به آینده، وقوع زمینلرزههای بزرگ در کمربند لرزهخیز هیمالیا-تبت امری حتمی است. پرسش اصلی نه در مورد «اگر» وقوع، بلکه در مورد «کی» و «چگونه» است. این زلزله ۶.۶ ریشتری چینگهای میتواند هشداری برای زلزلههای بزرگتر در آینده باشد؛ زلزلههایی که ممکن است مناطق پرجمعیتتری از جمله حوضه سیچوان یا بخشهای مرکزی فلات تبت را لرزاند.
جمعبندی
زمینلرزه ۶.۶ ریشتری چینگهای، تلنگری بر پیکره نظام مدیریت بحران چین بود. اگرچه تلفات اولیه در مقایسه با زلزلههای تاریخی این کشور مانند تانگشان (۱۹۷۶) یا سیچوان (۲۰۰۸) پایینتر است، اما این حادثه بار دیگر آسیبپذیری مناطق روستایی و دورافتاده چین را در برابر نیروهای طبیعت به نمایش گذاشت. ابعاد سیاسی این زلزله، به دلیل موقعیت آن در منطقه تبتینشین، بر حساسیت قضیه افزوده است.
پکن اکنون با دو چالش همزمان روبروست: امدادرسانی فوری به آسیبدیدگان و برنامهریزی برای بازسازی بلندمدت مسکن و زیرساختها. نحوه مدیریت این دو چالش، معیاری برای سنجش توانمندی دولت چین در مواجهه با بحرانهای طبیعی آینده خواهد بود. طبعیت به پکن یادآوری کرده است که پیشرفت اقتصادی و فناوری، هرگز جایگزین آمادگی کامل در برابر بلایای طبیعی نخواهد شد.
نظرات (0)