هشدار پیونگیانگ به واشنگتن، توکیو و سئول درباره رزمایشهای مشترک، در نگاه نخست تنها یک بیانیه تکراری در کارنامه رسانهای کره شمالی به نظر میرسد؛ اما قرائت دقیقتر نشان میدهد این پیام در نقطهای حساس از تحولات امنیت منطقهای صادر شده است. در روزهای اخیر، مجموعهای از اخبار درباره تشدید رزمایشهای سهجانبه آمریکا، ژاپن و کره جنوبی، همزمان با تقویت همکاریهای نظامی پیونگیانگ با مسکو، فضای شمال شرق آسیا را به آزمایشگاهی برای آزمون نظم امنیتی جدید تبدیل کرده است. نکته محوری این است که پیونگیانگ این بار واژگان «ثبات آسیا» را برگزیده است؛ عبارتی که پیشتر بیشتر در گفتمان پکن شنیده میشد. این انتخاب زبانی، خود نشانهای از تغییر راهبرد ارتباطی و تلاش برای قاببندی مسئله در سطح منطقهای است، نه صرفاً یک اختلاف دوجانبه.
زمینهها؛ از کمپ دیوید تا اتحاد سهجانبه جدید
نشست سران در کمپ دیوید نقطه عطفی در روابط سهگانه آمریکا، ژاپن و کره جنوبی بود. این گردهمایی که نخستین اجلاس مستقل سهجانبه سران این کشورها محسوب میشد، تعهداتی برای هماهنگیهای دفاعی، رزمایشهای منظم و تبادل اطلاعات در برابر «تهدیدهای فزاینده» ایجاد کرد. از آن زمان، رزمایشهای مشترک به صورت دورهای تکرار شده و دامنه آنها به تمرینهای سهجانبه در اطراف شبهجزیره کره و تنگههای راهبردی گسترش یافته است. برای پیونگیانگ، این روند معنایی فراتر از یک مانور نظامی دارد: تکمیل حلقه محاصرهای که زمانی عمدتاً دوجانبه بود و اکنون به یک هرم سهجانبه با محوریت واشنگتن تبدیل شده است.
از سوی دیگر، سئول و توکیو با وجود رقابتهای تاریخی و اختلافهای دیرینه، تحت فشار واشنگتن و تهدیدهای موشکی پیونگیانگ، همگرایی بیسابقهای را تجربه کردهاند. این همگرایی، هرچند برای متحدان آمریکا «تقویت بازدارندگی» خوانده میشود، از دید پیونگیانگ به مثابه «تغییر وضع موجود» و برهمزدن توازن شکننده امنیتی تفسیر میگردد. به همین دلیل، هر موج جدید رزمایش، با موج تازهای از هشدارها و آزمایشهای تسلیحاتی پاسخ داده میشود و چرخه بیاعتمادی، عمیقتر از گذشته ادامه مییابد.
چرا «ثبات آسیا»؟؛ منطق پیامرسانانه پیونگیانگ
دستکم سه علت برای انتخاب این قاببندی میتوان شناسایی کرد. نخست، نیاز به بازسازی روایت بازدارندگی در داخل است؛ پس از هر موج رزمایشهای مشترک، رهبری کره شمالی برای حفظ انسجام داخلی و مشروعیت نظامی خود نیازمند نمایش «پاسخ قاطع» است. دوم، رقابت بر سر تعریف وضع موجود است؛ پیونگیانگ با نسبت دادن «تهدید ثبات آسیا» به رزمایشها، تلاش میکند برچسب «برهمزننده ثبات» را از خود به ائتلاف آمریکایی منتقل کند و در افکار عمومی منطقهای جایگاه اخلاقی بالاتری برای خود بسازد.
سومین علت، هماهنگی با مسکو و پکن است. در شرایطی که جنگ اوکراین و تقابل روسیه با ناتو بر روایت «گسترش شرق» استوار است، پیونگیانگ میکوشد موازیسازی کند و ائتلاف آمریکا در شرق آسیا را «ناتوی آسیایی» بنامد تا همبستگی راهبردی با پکن و مسکو را تقویت کند. این سه علت نشان میدهد هشدار اخیر نه واکنشی آنی، بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت ارتباطی-امنیتی است که در آن بیانیهها به اندازه سامانههای موشکی اهمیت دارند.
مارپیچ تسلیحاتی؛ از رزمایش تا آزمایش موشکی
مارپیچ اقدام-واکنش در شمال شرق آسیا وارد مرحلهای شده که هر رزمایش، با آزمایش موشکی یا اعلامیه تند پاسخ داده میشود و هر آزمایش موشکی نیز رزمایش بعدی را گستردهتر میکند. پیامد نخست، افزایش هزینههای امنیتی برای همه طرفهاست؛ بودجههای دفاعی ژاپن و کره جنوبی در سالهای اخیر به بالاترین سطح رسیده و سئول حتی بحث بازگشت تسلیحات هستهای تاکتیکی را به گفتمان عمومی خود وارد کرده است. این وضعیت نشان میدهد که بازدارندگی توسعهیافته، به جای کاهش تنش، رقابت تسلیحاتی را تشدید کرده است.
پیامد دوم، گسترش دامنه جغرافیایی تنش است؛ از دریای ژاپن تا تنگه تایوان و دریای جنوبی چین، شبکهای از نقاط اصطکاک شکل گرفته که دیگر نمیتوان آنها را جدا از هم تحلیل کرد. پیامد سوم، تضعیف سازوکارهای گفتوگو است؛ کانالهای ارتباطی نظامی که در دورههای مذاکره ایجاد شده بودند، در فضای کنونی به حداقل رسیدهاند و خطر محاسبه اشتباه را افزایش میدهند. در این فضا، احتمال برخورد اتفاقی میان سامانههای راداری، پهپادها یا شناورها در منطقه پرتردد شرق آسیا، دیگر یک فرضیه دور از ذهن نیست و هر حادثه کوچک میتواند به بحرانی بزرگ تبدیل شود.
بازیگران و ذینفعان؛ پکن، مسکو و جغرافیای تازه اتحادها
هر یک از بازیگران این معادله، منافع و محدودیتهای خاص خود را دارند. واشنگتن به دنبال حفظ نظم امنیتی به رهبری خود و جلوگیری از خروج ژاپن و کره جنوبی از مدار بازدارندگی آمریکاست؛ اما در عین حال نگران درگیر شدن در یک بحران دوم در آسیاست، آن هم در شرایطی که توجه اصلی آن به اروپا و خاورمیانه معطوف است. توکیو از فرصت استفاده کرده و با تفسیر تهدیدها، توان دفاعی و نقش منطقهای خود را گسترش میدهد؛ روندی که حساسیت پکن و حتی بخشی از افکار عمومی منطقه را برانگیخته است.
سئول در موقعیت دشوارتری قرار دارد: از یک سو به اتحاد با واشنگتن وابسته است و از سوی دیگر درک میکند که هرگونه تشدید تنش، نخستین هزینه را بر اقتصاد و امنیت کره جنوبی تحمیل خواهد کرد. پکن نیز با دغدغه «محاصره شدن» توسط زنجیره ائتلافهای آمریکایی، در عمل به نزدیکی بیشتر پیونگیانگ و مسکو دامن میزند؛ هرچند خواهان بیثباتی در مرزهای شرقی خود نیست. مسکو نیز با تقویت همکاریهای نظامی و اقتصادی با پیونگیانگ، این رابطه را به ابزاری برای فشار در جنگ اوکراین و تقابل با غرب تبدیل کرده است. شبکه پیچیده ذینفعان نشان میدهد که هر اقدام «بازدارنده»، واکنشهایی زنجیرهای در سطحی فراتر از شبهجزیره کره ایجاد میکند و امنیت این منطقه را به مسئلهای جهانی بدل ساخته است.
سناریوهای پیشرو؛ سه مسیر متفاوت برای شمال شرق آسیا
سه سناریو برای آینده نزدیک میتوان ترسیم کرد. سناریوی نخست، «بازدارندگی مدیریتشده» است؛ در این حالت، رزمایشها و آزمایشهای موشکی ادامه مییابند اما در چارچوب خطوط قرمز نانوشته، و کانالهای پشتی ارتباطی مانع از وقوع درگیری میشوند. این محتملترین اما پرهزینهترین حالت بلندمدت است، چراکه هر دو طرف منابع عظیمی را صرف مسابقهای میکنند که پایانی ندارد و هر نسل از سامانههای دفاعی، نسل جدیدی از موشکها را در پی میآورد.
سناریوی دوم، «تشدید تصادفی» است؛ ترکیب حجم بالای سامانههای نظامی، خطوط تماس دریایی و هوایی پرتردد و فقدان کانالهای اعتمادسازی، احتمال وقوع یک حادثه محدود را افزایش میدهد که ممکن است به دلیل فشار افکار عمومی داخلی به تشدید ناخواسته بیانجامد. سناریوی سوم، «بازگشت دیپلماسی» است؛ در صورت تغییر شرایط داخلی واشنگتن یا فشار اقتصادی-سیاسی بر پیونگیانگ، امکان احیای مذاکرات وجود دارد، اما تجربه نشان داده که هر دور مذاکره بدون حل مسئله اصلی یعنی بسته خلع سلاح در برابر رفع تحریمها، به همان نقطه آغاز بازمیگردد. ارزیابی کلی آن است که در کوتاهمدت سناریوی نخست غالب است، اما خطر گذار ناخواسته به سناریوی دوم، جدیتر از آن است که تحلیلگران در رسانههای عمومی اذعان میکنند.
جمعبندی؛ از بازی هشدارها تا معمای نظم آسیایی
هشدار پیونگیانگ درباره رزمایشهای مشترک را باید در چارچوب یک بازی بلندمدت روایتها و قاببندیها فهمید. پیونگیانگ با جابهجا کردن واژگان از «تهدید آمریکا» به «تهدید ثبات آسیا»، تلاش میکند در سطح منطقهای ائتلافسازی کند و بار مسئولیت بیثباتی را بر دوش واشنگتن، توکیو و سئول بگذارد. در مقابل، ائتلاف سهجانبه نیز با منطق بازدارندگی، هر هشدار را بهانهای برای تقویت هماهنگیهای نظامی میداند. نتیجه این تعامل، مارپیچی است که در آن «امنیت» هر طرف، «ناامنی» طرف دیگر را تولید میکند.
برای تحلیلگران، مهمترین نکته این است که بحران شبهجزیره کره دیگر یک مسئله دوجانبه یا حتی سهجانبه نیست؛ به بخشی از رقابت بزرگ قدرتها در آسیا بدل شده که سرنوشت آن به تصمیمهایی گره خورده است که عمدتاً خارج از مرزهای پیونگیانگ گرفته میشود. در چنین فضایی، وظیفه رسانهها و ناظران بیطرف، پرهیز از بازتولید روایتهای قطبی، تفکیک واقعیت از شعار و توجه به سازوکارهای اعتمادسازی است؛ چراکه تنها در سایه همین اعتمادسازی است که میتوان از گذار این مارپیچ به نقطهای بدون بازگشت جلوگیری کرد.
نظرات (0)