کوکو شنل یکی از ماندگارترین چهرههای دنیای مد است؛ زنی که پیراهن مشکی کوتاه، عطر شماره ۵ و خانه مدی جهانی را از خود به جا گذاشت. اما آنچه کمتر درباره او گفته میشود، صفحهای تاریک از زندگیاش است: همکاری او با نازیها در دوران اشغال فرانسه، همکاریای که میتوانست مسیر جنگ جهانی دوم را تغییر دهد.
از فقر تا اوج دنیای مد
گابریل «کوکو» شنل در سال ۱۸۸۳ زاده شد و با ترکیبی از هوش، بهرهگیری از فرصتها و روابط راهبردی، از فقر برخاست و به موفقیتی بیسابقه دست یافت. او در بیستسالگی روزها خیاطی میکرد و شبها در کابارهها آواز میخواند؛ روایتها میگویند افسران او را «کوکو» نامیدند، هرچند خودش این لقب را برگرفته از ترانههای محبوب کابارهای میدانست. او در مسیر صعود، با چهرههای قدرتمندی مانند دوک بزرگ روس، دوک وستمینستر و حتی وینستون چرچیل، نخستوزیر بریتانیا، دوستی نزدیک برقرار کرد.
شنل در دورهای رشد کرد که یهودستیزی در فرانسه رواج گستردهای داشت. محاکمه جنجالی کاپیتان آلفرد دریفوس، افسر یهودی بیگناهی که در سال ۱۸۹۴ به جاسوسی متهم شد، جامعه فرانسه را دوقطبی کرد و به باور پژوهشگران، احتمالاً بر دیدگاههای شنل نیز اثر گذاشت.
پاریسِ اشغالی و ارتباط با افسران نازی
با سقوط فرانسه به دست نیروهای آلمانی در ژوئن ۱۹۴۰، دولت همکاریگرای ویشی شکل گرفت و نهضت مقاومت فرانسه مبارزهای زیرزمینی را علیه نازیها آغاز کرد. شنل ابتدا به جنوب گریخت و نزد خانواده برادرزادهاش، «آندره پالاس»، پناه گرفت؛ اما وقتی دریافت آندره هنگام دفاع از خط ماژینو اسیر شده و به اردوگاه اسرای جنگی در عمق خاک آلمان منتقل شده، به پاریس بازگشت.
او دیری نپایید که رابطهای تازه با یک جاسوس ارشد آلمانی به نام «بارون هانس گونتر فون دینکلاگه» آغاز کرد؛ مردی سیزده سال جوانتر از او که با گشتاپو و اساس ارتباط داشت. دینکلاگه پیشتر بهعنوان جاسوس نازیها در پاریس فعالیت میکرد، هرچند نهضت مقاومت فرانسه از پیش به او مشکوک بود و حرکاتش را زیر نظر گرفته بود.
استخدام در «آبور» و شماره مأموریت F-7124
در حالی که اعضای مقاومت برای نجات جان یهودیان خطر میکردند، شنل اتاقی در هتل مجلل «ریتز» گرفت؛ هتلی مملو از افسران آلمانی که به محل قرارهای او با معشوق نازیاش تبدیل شد. شنل در ۵۷ سالگی باهوش، جذاب و دارای ارتباطات گسترده بود؛ سه ویژگی که او را به مهرهای جذاب برای «آبور»، سازمان اطلاعات نظامی آلمان، تبدیل میکرد. آلمانیها امیدوار بودند از ارتباطات سطح بالای او با نخبگان پاریس، لندن و مادرید بهرهبرداری کنند.
انگیزه شخصی شنل برای همکاری نیز قدرتمند بود؛ او میخواست آزادی برادرزادهاش را از اردوگاه اسرا تضمین کند. وقتی «آبور» از این موضوع مطلع شد، پیشنهاد داد اگر شنل بهعنوان مأمور آنها فعالیت کند، آندره را آزاد خواهند کرد. پس از توافق، نازیها شماره مأموریت F-7124 را به او اختصاص دادند و نام رمز «وستمینستر» را برایش برگزیدند؛ اشارهای به رابطه او با دوک وستمینستر در دهه ۱۹۲۰. شواهد نشان میدهد شنل ممکن است افزون بر انتقال اطلاعات، مأموران دیگری را نیز برای رایش سوم جذب کرده باشد.
عملیات مودلهوت؛ مأموریت صلحی که نافرجام ماند
در زمستان ۱۹۴۳، با عقبراندن نیروهای هیتلر در اروپای شرقی و آفریقای شمالی، وضعیت برای اشغالگران دشوار شد و رهبران نازی به دینکلاگه توصیه کردند پاریس را ترک کند. شنل نهتنها تصمیم گرفت همراه او شود، بلکه نقشهای طراحی کرد تا برای نیروهای اشغالگر مفید بماند: نازیها میخواستند توافق صلح جداگانهای با بریتانیا امضا کنند، شوروی و آمریکا را کنار بگذارند و از فشار محاصره دریایی بریتانیا بکاهند.
آلمانیها با بهرهبرداری از دوستی شنل با چرچیل، او را برای «عملیات مودلهوت» به خدمت گرفتند تا پیامی شخصی را به نخستوزیر بریتانیا برساند. شنل در آوریل ۱۹۴۳ دو بار به برلین سفر کرد تا با رئیس اطلاعات اساس، ژنرال والتر فریدریش شلنبرگ، دیدار کند و سپس دوستش «ورا بیت لومباردی» را بهعنوان نماینده خود به خدمت گرفت. قرار بود بیت از مسیر اسپانیای بیطرف خود را به انگلستان برساند؛ اما به محض ورود به مادرید، به سفارت بریتانیا رفت، درهم شکست و به نقش خود در این توطئه اعتراف کرد و شنل را بهعنوان جاسوس نازیها لو داد.
آریاییسازی و جدال بر سر عطر شماره ۵
در زمستان ۱۹۴۴ آلمانیها به وعدهشان عمل کردند و آندره را آزاد کردند؛ اما شنل به معاشرت با آلمانیها ادامه داد. در دوران اشغال، آتلیه او در «خیابان کامبون» تعطیل بود، اما بوتیک عطرش رونق داشت؛ چراکه سربازان آلمانی شیشههای «شنل شماره ۵» را برای همسران و دوستدخترانشان در وطن میخریدند. شنل در این دوره هدف تازهای یافت: بازپسگیری کنترل کامل شرکت عطرسازی از شرکای تجاری یهودیاش، خانواده ورتایمر.
در سال ۱۹۲۴ خانواده ورتایمر در ازای دریافت ۷۰ درصد سهام، تأمین مالی کسبوکار عطر شنل را بر عهده گرفته بودند؛ اما اکنون با رونق فروش، شنل سهم بیشتری میخواست. او کوشید با سوءاستفاده از قوانین «آریاییسازی» نازیها، کنترل کامل کسبوکار را به دست آورد و ورتایمرها را به نازیها لو داد؛ اما این خانواده پیشتر او را شکست داده بودند. آنها پیش از گریختن به آمریکا، مالکیت شرکت را بهطور قانونی به تاجر فرانسوی، فلیکس آمیوت، واگذار کرده بودند و مقامات نازی نیز از دخالت در این ماجرا خودداری کردند. پس از جنگ نیز آمیوت برند پررونق را به ورتایمرها بازگرداند و نقشه شنل برای همیشه نقش بر آب شد.
پایان جنگ و میراثی بحثبرانگیز
در دورهای که برآورد میشود حدود ۷۷ هزار یهودی فرانسوی در بازداشتگاهها و مراکز کشتاری مانند بوخنوالد و آشویتس جان باختند، شنل از نفوذ خود برای پیشبرد اهداف شخصیاش استفاده کرد. هرچند مأموریت جاسوسی او نافرجام ماند و طرح صلح جداگانه هرگز عملی نشد، اما اسناد تاریخی نشان میدهد این همکاری تا پایان اشغال پاریس ادامه داشت. امروز مورخان همچنان بر سر ابعاد همکاری کوکو شنل با نازیها بحث میکنند؛ روایتی که تصویر اسطورهای دنیای مد را با واقعیتی تاریک و پیچیده پیوند میزند.
نظرات (0)