مجموعهای از کاوشها و پژوهشهای باستانشناسی اخیر در نقاط مختلف جهان، درک ما از گذشته بشر را بهطور بنیادین تغییر داده است. این یافتهها که از ترکیه تا اتریش گسترده شدهاند، نشان میدهند باستانشناسی مدرن دیگر تنها به مطالعه اشیاء و بناها محدود نیست، بلکه به سمت شناخت فرآیندهای زیستی و اجتماعی انسانها حرکت کرده است.
غار کوشکارلی: شواهدی از زیورآلات شکارچیان عصر یخبندان
در استان ترابزون ترکیه، غار «کوشکارلی» به یکی از مهمترین مکانهای باستانشناسی برای درک دوران گذار از عصر یخبندان به هولوسن تبدیل شده است. کاوشهای نظاممندی که از سال ۲۰۲۴ با همکاری موزه ترابزون و دانشگاه فنی کارادنیز آغاز شده، ابزارهای سنگی از جنس چخماق و ابسیدین و همچنین اشیایی نظیر شاخ گوزن شیاردار و دندانهای سوراخشده را آشکار کرده است.
این یافتهها که قدمتی حدود ۱۴ هزار ساله دارند، وجود الگوهای پیچیدهای از زیورآلات شخصی و هویت اجتماعی در میان شکارچیان-گردآورندگان آن دوران را تأیید میکنند. قرارگیری این غار در مسیر پیوند آناتولی و قفقاز، نقش استراتژیک آن را در تحلیل مسیرهای جابهجایی جوامع انسانی در پیرامون دریای سیاه تقویت کرده است.
پژوهشگران با تحلیل بقایای جانوری، صدفهای نرمتن و مواد گیاهی موجود در این محوطه، تلاش میکنند رژیم غذایی، الگوی بهرهبرداری از منابع طبیعی و سازگاری این جوامع با تغییرات اقلیمی آن دوره را بازسازی کنند. این غار که پیشتر در مطالعات باستانشناسی کمتر شناخته شده بود، اکنون به کانون توجه پژوهشگران بینالمللی تبدیل شده است.
تروا: از ویرانهها تا شهری پویا
در بخش دیگری از کاوشهای ترکیه، پروژه «میراث به آینده» در شهر باستانی تروا تمرکز خود را بر بازآفرینی بافت شهری قرار داده است. تیمهای باستانشناسی در حال آشکارسازی شبکه منظمی از خیابانهای دوره رومی هستند که قدمتی حدود ۲ هزار ساله دارند. این رویکرد، تروا را نه به عنوان مجموعهای از ویرانهها، بلکه به عنوان واحد شهری پویا و سازمانیافتهای معرفی میکند که پیوند میان شکوه دوران آگوستوس و میراث جهانی یونسکو را حفظ کرده است.
گورهای جمعی اتریش: روایت تلخ سربازان ناپلئونی
در ایالت اتریشی برابنآو آم این، کشف ۹ گور جمعی حاوی بقایای دستکم ۱۲۰ مرد جوان (بین ۱۵ تا ۲۵ سال) تصویری دردناک از دوران جنگهای ناپلئونی (۱۷۹۲ تا ۱۸۱۵) ارائه میدهد. این کشف که با پیدا شدن یک قطعه استخوان توسط یک کودک آغاز شد، اکنون تحت بررسیهای دقیق DNA و ایزوتوپی قرار دارد تا خاستگاه جغرافیایی و وضعیت تغذیهای این سربازان مشخص شود. به گفته پژوهشگران، این یافتهها فراتر از یک کشف باستانشناسی، سندی تاریخی از وضعیت سلامت و مدیریت بحران در دوران نبردهای بزرگ اروپا محسوب میشود.
سلامت دهان به عنوان فیلتر فرگشتی
در لایه علمیتر این تحولات، پژوهشهای تازهای که در مجله Archaeology منتشر شده، نگاهی متفاوت به عاملهای فرگشتی انسان ارائه میدهد. باستانشناسان زیستی با بررسی بقایای اسکلتی دریافتند که التهاب مزمن لثه و بیماریهای دهان و دندان در جوامع باستانی تنها مشکلی موضعی نبودهاند. این التهابهای سیستمیک میتوانستند با تأثیر بر توان جسمانی و رژیم غذایی، مستقیماً بر شانس انتقال ژنها به نسلهای بعدی اثر بگذارند.
به بیان دیگر، سلامت دهان در جوامع باستانی میتوانست به عنوان «فیلتر فرگشتی» عمل کرده و مسیر تکامل انسان را در طول هزاران سال جهتدهی کرده باشد. این یافتهها باستانشناسی را از مطالعه سنگ و استخوان به مطالعه زیستشناسی و سلامت ارتقا داده و نشان میدهد هر ابزار سنگی در یک غار، هر خیابان در یک شهر باستانی و هر سلول در یک بافت دندانی، بخشی از پازل بزرگ تاریخ بشریت هستند.
نظرات (0)