انسان از ابتدای تاریخ شیفته رنگ بوده است. هرچه رنگی خالصتر، درخشانتر و ماندگارتر بود، ارزش بیشتری داشت؛ حتی اگر بهای آن، سلامت و جان نقاش، کارگر کارخانه یا مصرفکننده عادی باشد. مرور تاریخ رنگدانهها نشان میدهد که بسیاری از زیباترین رنگهایی که دیوار کاخها، لباس اشراف، ظروف آشپزخانه و حتی لوازم آرایش بانوان را زینت میدادند، در واقع سموم مهلکی بودند که تنها با پیشرفت دانش شیمی و پزشکی، چهره واقعیشان آشکار شد.
ویدئویی که تابناک با ترجمه اختصاصی منتشر کرده، روایت همین پارادوکس است: سه خانواده رنگ زیبا اما مرگبار که دههها و حتی قرنها بدون آگاهی از خطرشان، در زندگی روزمره حضور داشتند.
سفید سربی؛ رنگ محبوب نقاشان و اشراف
«سفید سربی» یا کربنات بازی سرب، برای بیش از دو هزار سال، سفیدترین و پوشانندهترین رنگ دنیا محسوب میشد. از یونان و روم باستان تا دوران رنسانس و قرن نوزدهم، نقاشانی چون رامبرانت، ورمیر و بسیاری از استادان اروپایی، برای درخشش چهرهها و لباسها در تابلوهای خود به این رنگ وابسته بودند. همین رنگدانه بود که به گچکاریها، دیوارها و حتی پودرهای آرایشی زنان اشرافی در دوره الیزابت اول، سفیدی گچمانند و اشرافی میبخشید.
مشکل اما در ترکیب شیمیایی آن نهفته بود. سرب فلزی سنگین و تجمعپذیر است که به مرور در استخوان، خون و سیستم عصبی انباشته میشود. کارگران کارخانههای تولید رنگ، نقاشان ساختمان و زنانی که هر روز صورت خود را با «سفیداب سربی» میپوشاندند، به تدریج دچار علائمی همچون بیاشتهایی، دردهای شکمی، کمخونی، لرزش دست، فلج عضلانی، ناباروری و آسیبهای شدید عصبی میشدند. این مجموعه علائم بعدها با عنوان «قولنج سربی» شناخته شد.
با وجود هشدارهای پراکنده پزشکان از قرن هجدهم، به دلیل نبود جایگزین با همان کیفیت، استفاده از سفید سربی تا اوایل قرن بیستم در بسیاری از کشورها ادامه داشت. سرانجام با اثبات ارتباط مستقیم سرب با عقبماندگی ذهنی کودکان، نارسایی کلیه و سرطان، استفاده از آن در رنگهای ساختمانی، لوازم آرایشی و اسباببازیها در اغلب کشورهای جهان ممنوع شد و رنگدانههایی بر پایه تیتانیوم جای آن را گرفتند.
سبز زمردی؛ مد مرگبار آرسنیکی
در اواخر قرن هجدهم، شیمیدان سوئدی کارل ویلهلم شیله رنگ سبز درخشانی را با ترکیب مس و آرسنیک ابداع کرد که «سبز شیله» نام گرفت. چند دهه بعد، نمونهای زندهتر و پایدارتر از آن با نام «سبز پاریسی» یا «سبز زمردی» وارد بازار شد و به سرعت محبوبترین رنگ عصر ویکتوریا شد. این سبز سمی همهجا حضور داشت: کاغذدیواری خانههای ثروتمندان، لباسهای ابریشمی بانوان، کلاهها، پردهها، اسباببازی کودکان و حتی جلد کتابها.
زیبایی مسحورکننده این سبز، بهایی هولناک داشت. آرسنیک یکی از کشندهترین سموم شناختهشده است. در محیطهای مرطوب، کاغذدیواریهای حاوی آرسنیک گازی سمی آزاد میکردند که باعث سردردهای مزمن، تهوع، زخمهای پوستی، ریزش مو و در نهایت نارسایی اندامها میشد. کودکان در اتاقهایی با چنین دیوارهایی بیمار میشدند و مرگهای مرموزی گزارش میشد که پزشکان آن زمان علت آن را نمیفهمیدند.
مشهورترین قربانی احتمالی این رنگ، ناپلئون بناپارت دانسته میشود؛ بررسی نمونهای از موهای او نشان داد میزان آرسنیک در بدنش به شکل غیرعادی بالا بوده و برخی پژوهشگران، کاغذدیواری سبز اتاق تبعید او در جزیره سنت هلن را یکی از عوامل مرگش میدانند. افشاگری روزنامهها درباره مرگ کودکان و کارگران نساجی بر اثر لباسهای سبز، سرانجام در اواخر قرن نوزدهم موجب کنار گذاشتن تدریجی این رنگدانه شد.
نارنجی اورانیومی و درخشش رادیومی؛ تشعشع در خانه
در دهه ۱۹۳۰، ظروف سفالی براق با لعاب نارنجی-قرمز به نام Fiesta Ware در آمریکا به نمادی از آشپزخانه مدرن تبدیل شدند. درخشش خاص این ظروف به دلیل وجود اکسید اورانیوم در لعاب آنها بود. در همان دوره، شیشههای زرد-سبز معروف به «شیشه وازلینی» نیز با افزودن اورانیوم، درخششی خاص زیر نور فرابنفش داشتند. این محصولات در زمان خود نشانه پیشرفت علم هستهای و استفاده صلحآمیز از اورانیوم تلقی میشدند و فروش میلیونی داشتند.
در کنار اورانیوم، عنصر تازه کشفشده رادیوم نیز به دلیل خاصیت شبتابی، به مادهای لوکس تبدیل شده بود. از خمیردندان و کرمهای زیبایی حاوی رادیوم تا شکلاتها و نوشیدنیهای انرژیزا و حتی رنگهای درخشان برای عقربه ساعت، همه جا تبلیغ میشد که رادیوم سرچشمه جوانی و نشاط است. کارخانهها دختران جوانی را استخدام میکردند تا با قلمموی آغشته به رنگ رادیومی، اعداد ساعتهای مچی را رنگ کنند؛ دخترانی که برای تیز کردن نوک قلم، آن را با لبهای خود لمس میکردند و به همین دلیل مقادیر زیادی رادیوم میبلعیدند.
نتیجه فاجعهبار بود. کارگران ظروف اورانیومی و بهویژه «دختران رادیومی» به سرطان استخوان، نکروز فک، کمخونی کشنده و آسیبهای ژنتیکی دچار شدند. پرونده قضایی این دختران در دهه ۱۹۲۰ در آمریکا، یکی از نخستین جنبشهای حقوق کارگری و ایمنی شغلی را رقم زد و افکار عمومی را نسبت به خطر پرتوزایی آگاه کرد. امروزه ظروف اورانیومی قدیمی هنوز در عتیقهفروشیها یافت میشوند و شمارشگر گایگر در نزدیکی آنها به وضوح تشعشع را نشان میدهد؛ یادگاری از دورانی که درخشش، مهمتر از ایمنی بود.
درس بزرگ تاریخ رنگ
داستان رنگهای مرگبار تنها روایتی تاریخی نیست؛ هشداری برای امروز است. میل سیریناپذیر انسان به زیبایی، تازگی و تمایز، همواره او را وسوسه کرده تا پیش از شناخت کامل یک ماده، آن را در مقیاس انبوه وارد زندگی کند. از سرب و آرسنیک تا آزبست، جیوه و بعدها مواد شیمیایی نوظهور، الگو تکرار شده است: ابتدا تحسین و مصرف گسترده، سپس مشاهده عوارض و در نهایت ممنوعیت و جایگزینی.
پیشرفت شیمی مدرن و سختگیری نهادهای نظارتی باعث شده امروز رنگدانهها و لعابها هزاران بار ایمنتر از گذشته باشند، اما هنوز هم در کارگاههای غیراستاندارد، لوازم آرایش تقلبی یا اسباببازیهای ارزانقیمت، ردپای فلزات سنگین دیده میشود. شناخت گذشته، به ما یادآوری میکند که هر درخششی لزوما بیخطر نیست و پشت هر رنگ زیبا، باید برگهای از آزمایش و ایمنی وجود داشته باشد.
نظرات (0)