وقتی از هوش سخن می‌گوییم، ناخودآگاه تصویری از یک مغز بزرگ و متمرکز در سر به ذهنمان می‌آید. اما طبیعت همیشه از یک الگو پیروی نمی‌کند. اختاپوس، این نرم‌تن باهوش اقیانوس‌ها، تمام پیش‌فرض‌های ما درباره تفکر و تصمیم‌گیری را به چالش می‌کشد؛ موجودی که به معنای واقعی کلمه با بازوهایش فکر می‌کند.

مغزی که در سراسر بدن پخش شده است

برخلاف پستانداران و پرندگان که نورون‌ها عمدتاً در مغز مرکزی متمرکز هستند، در بدن اختاپوس تنها حدود یک‌سوم از نورون‌ها در سر قرار دارند. دو سوم دیگر در هشت بازوی این جانور توزیع شده‌اند. هر بازو دارای یک طناب عصبی ضخیم و مجموعه‌ای از گره‌های عصبی است که مانند یک مغز کوچک عمل می‌کند.

این ساختار باعث می‌شود هر بازو تا حد زیادی خودمختار باشد. بازو می‌تواند مزه را بچشد، لمس را حس کند، شکل اشیا را تشخیص دهد و بدون فرمان مستقیم از مغز مرکزی، حرکت خود را تنظیم کند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند حتی بازوی جدا شده از بدن اختاپوس تا مدتی به محرک‌هایی مانند لمس یا مواد شیمیایی واکنش نشان می‌دهد، جمع می‌شود یا سعی می‌کند شکار را بگیرد؛ گویی هنوز بخشی از هوش جانور در آن باقی مانده است.

مغز مرکزی اختاپوس بیشتر نقش یک هماهنگ‌کننده و تصمیم‌گیر کلان را دارد؛ اهدافی مانند «به آن شکاف صخره برو» یا «آن صدف را باز کن» را تعیین می‌کند، اما جزئیات اجرای حرکت، پیچ‌خوردن، چسبیدن مکنده‌ها و تنظیم فشار هر بازو را خودِ بازوها مدیریت می‌کنند.

نابغه‌ای بدون اسکلت با عمری کوتاه

شگفتی اختاپوس تنها به سیستم عصبی عجیبش محدود نمی‌شود. این جانور بدون هیچ ستون فقرات یا اسکلت سختی، انعطاف‌پذیری بی‌نظیری دارد و می‌تواند از شکافی به اندازه چشم خود عبور کند. با همین بدن نرم و ظاهراً ساده، رفتارهایی به نمایش می‌گذارد که معمولاً آن‌ها را نشانه هوش پیشرفته می‌دانیم.

  • حل معما: اختاپوس‌ها می‌توانند در آزمایشگاه درِ پیچ‌دار شیشه‌های حاوی غذا را باز کنند، مسیرهای پر پیچ‌وخم هزارتو را به خاطر بسپارند و راه خروج را پیدا کنند.
  • استفاده از ابزار: برخی گونه‌ها مانند اختاپوس نارگیلی، پوسته‌های نارگیل یا صدف‌های خالی را جمع‌آوری کرده و به عنوان پناهگاه متحرک با خود حمل می‌کنند تا در مواقع خطر در آن پنهان شوند؛ رفتاری که نمونه‌ای کلاسیک از استفاده ابزار در بی‌مهرگان است.
  • برنامه‌ریزی و حافظه: آن‌ها می‌توانند تجربه‌های گذشته را به خاطر بسپارند، بین طعمه‌های مختلف انتخاب و برای رسیدن به هدف، توالی مشخصی از حرکات را برنامه‌ریزی کنند.
  • استتار هوشمند: با کنترل صدها هزار سلول رنگدانه و ماهیچه‌های پوستی که مستقیماً توسط نورون‌های بازوها و مغز کنترل می‌شوند، در کسری از ثانیه رنگ، طرح و حتی بافت پوست خود را با محیط اطراف یکسان می‌کنند.

نکته جالب‌تر اینکه این همه توانایی در جانوری بروز می‌کند که طول عمر بسیاری از گونه‌های آن تنها یک تا دو سال و در برخی گونه‌های کوچک‌تر حتی کمتر از یک سال است. اختاپوس فرصت چندانی برای یادگیری طولانی‌مدت ندارد و باید در همین زمان کوتاه به اوج کارایی ذهنی برسد.

هوشی که به ارث نمی‌رسد؛ هر نسل از صفر شروع می‌کند

شاید عجیب‌ترین جنبه هوش اختاپوس، نحوه انتقال آن باشد؛ یا بهتر بگوییم عدم انتقال آن. برخلاف پستانداران که فرزندانشان مدت‌ها در کنار والدین می‌مانند و از آن‌ها می‌آموزند، اغلب اختاپوس‌ها پس از تخم‌گذاری می‌میرند و نوزادان کاملاً تنها و بدون هیچ سرپرستی به دنیا می‌آیند.

نوزاد اختاپوس هیچ آموزشی از نسل قبل دریافت نمی‌کند. نه مسیری را به او نشان می‌دهند، نه شکار کردن را یاد می‌گیرد و نه استفاده از ابزار را می‌بیند. با این حال، هر نسل به طور مستقل همان سطح از پیچیدگی رفتاری را از نو می‌سازد. این یعنی هوش اختاپوس تا حد زیادی در ژنتیک و ساختار عصبی منحصربه‌فردش کدگذاری شده و در تعامل سریع با محیط شکوفا می‌شود، نه از طریق فرهنگ یا یادگیری اجتماعی.

این ویژگی، اختاپوس را به سوژه‌ای جذاب برای دانشمندان علوم اعصاب و هوش مصنوعی تبدیل کرده است. محققان تلاش می‌کنند بفهمند چگونه یک سیستم عصبی توزیع‌شده و غیرمتمرکز می‌تواند چنین رفتارهای هوشمندی تولید کند؛ الگویی که می‌تواند الهام‌بخش طراحی ربات‌های نرم با بازوهای خودمختار باشد؛ ربات‌هایی که هر بازویشان بدون نیاز به پردازشگر مرکزی، تصمیم‌های محلی بگیرد و با سایر بازوها هماهنگ شود.

فراتر از غریزه؛ نشانه‌ای از آگاهی متفاوت

پرسش بزرگ‌تری که اختاپوس پیش روی ما می‌گذارد، تعریف خود هوش و آگاهی است. آیا می‌توان موجودی با چنین سیستم عصبی متفاوتی را «خودآگاه» دانست؟ رفتارهایی مانند بازیگوشی، کنجکاوی نسبت به اشیای جدید، تمایز قائل شدن میان انسان‌های مختلف در آزمایشگاه و حتی آنچه به نظر می‌رسد «خواب دیدن» با تغییر رنگ‌های پوست در هنگام خواب باشد، بسیاری از زیست‌شناسان را به این باور رسانده که اختاپوس نوعی تجربه ذهنی متفاوت اما واقعی دارد.

اختیاپوس به ما یادآوری می‌کند که تکامل تنها یک راه برای باهوش شدن ندارد. در شاخه‌ای کاملاً جدا از مهره‌داران، طبیعت هوش را به شکلی دیگر اختراع کرده؛ هوشی پراکنده، انعطاف‌پذیر و بی‌نیاز از مغز بزرگ متمرکز. درک این هوش بیگانه، نه تنها شناخت ما از حیات روی زمین را عمیق‌تر می‌کند، بلکه نگاهمان به احتمال وجود اشکال دیگر هوش در سیاره‌های دیگر را نیز تغییر می‌دهد.