روابط میان برزیل و ایالات متحده آمریکا که زمانی به‌عنوان متحدان طبیعی در نیمکره غربی شناخته می‌شدند اکنون در تاریک‌ترین نقطه خود از زمان جنگ سرد قرار گرفته‌اند. اظهارات اخیر لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا رئیس‌جمهور برزیل مبنی بر اینکه کاخ سفید پیش از ارسال سفیر جدید باید انتخابات آزاد و منصفانه در برزیل را تضمین کند نه‌تنها یک واکنش دیپلماتیک صرف بلکه یک بیانیه سیاسی-ایدئولوژیک با پیامدهای ژرف بر معادلات ژئوپلیتیکی منطقه و جهان است.

زمینه تاریخی: از دوران طلایی تا فروپاشی اعتماد

برای درک عمق بحران کنونی بازخوانی تاریخچه روابط برزیل و آمریکا ضروری است. در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ میلادی رابطه واشنگتن و برازیلیا بر محورهایی چون همکاری‌های تجاری و مبارزه مشترک با مواد مخدر شکل گرفته بود. حتی در دوران ریاست‌جمهوری دیلما روسف تنش‌ها عمدتاً در سطح مناقشات تجاری باقی می‌ماند و هرگز به مرحله بیانیه‌های تهدیدآمیز دیپلماتیک نرسید.

اما دوران دونالد ترامپ نقطه عطفی در این رابطه بود. ترامپ با حمایت آشکار از ژائیر بولسونارو و انتقال روابط دوجانبه از بستر نهادی به محورهای شخصی-ایدئولوژیک زمینه‌ساز بحران کنونی شد. بولسونارو با الگوبرداری از ترامپ ساختارهای دموکراتیک برزیل را به چالش کشید. حمله ۸ ژانویه ۲۰۲۳ به میدان سه قدرت در برازیلیا عمق این فرآیند بی‌ثبات‌سازی را به نمایش گذاشت. پس از شکست بولسونارو در انتخابات ۲۰۲۲ و به قدرت رسیدن مجدد لولا واشنگتن با چالشی جدی مواجه شد و با بازگشت ترامپ به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵ دو کشور به مرز قهر دیپلماتیک رسیده‌اند.

چالش انتخاباتی: وقتی رأی مردم به ابزار فشار تبدیل می‌شود

هشدار لولا درباره برگزاری انتخابات پیش از استقبال از سفیر آمریکا در نگاه اول ممکن است نامعقول به نظر برسد. اما لولا به چند لایه از تهدیدها اشاره می‌کند. نخست اینکه تجربه ۶ ژانویه ۲۰۲۱ و ۸ ژانویه ۲۰۲۳ نشان داده دموکراسی‌ها می‌توانند از درون توسط نیروهایی که از حمایت خارجی برخوردارند تهدید شوند. لولا به‌طور ضمنی آمریکا را متهم می‌کند که حامی نیروهای ضددمکراتیک بوده است.

دوم اینکه انتصاب سفیر جدید آمریکا موضوعی حساس است. سفیر پیشین در دوران بولسونارو نقشی فعال در حمایت از سیاست‌های راست‌گرایانه ایفا کرد. لولا با طرح شرط دموکراتیک می‌خواهد تضمین بگیرد که سفیر جدید نقش ناظر انتخاباتی ایفا نکند. سوم اینکه لولا در حال ترسیم خط قرمز برای آمریکاست و به بولسونارو و متحدانش پیام می‌دهد که نباید انتظار حمایت خارجی برای بی‌ثباتی سیاسی داشته باشند.

لولا و سیاست خارجی چندقطبی

درک سیاست خارجی لولا بدون در نظر گرفتن گفتمان چندجانبه‌گرایی او ناقص است. لولا تلاش کرده برزیل را از انحصار نفوذ آمریکا خارج کند. بازارهای آسیایی مقصد جدید صادرات برزیل شده‌اند و سهم چین در تجارت خارجی برزیل اکنون از آمریکا پیشی گرفته است. این واقعیت اقتصادی به لولا اعتماد به نفس سیاسی برای رویارویی با واشنگتن می‌دهد.

از سوی دیگر اتخاذ موضع سخت‌گیرانه مزیت داخلی نیز به همراه دارد. افکار عمومی برزیل نسبت به مداخله واشنگتن حساسیت بالایی دارد. لولا در این بازی هم‌زمان با چین و روسیه و اتحادیه اروپا و بریکس در تعامل است و این تنوع به او امکان می‌دهد بدون ترس از انزوا با واشنگتن وارد بازی قدرت شود.

پیامدهای ژئوپلیتیکی برای آمریکای لاتین و جهان

تقابل لولا و ترامپ پیامدهای گسترده‌ای برای کل منطقه آمریکای لاتین دارد. اگر برزیل بتواند در برابر فشارهای آمریکا مقاومت کند الگویی برای سایر کشورها ایجاد خواهد شد. کشورهایی مانند مکزیک و کلمبیا و آرژانتین با دقت تحولات برزیل را رصد می‌کنند. از منظر جهانی نیز این تقابل به تقویت بلوک بریکس کمک می‌کند و چین و روسیه از آن بهره‌مند می‌شوند.

بازیگران و ذی‌نفعان

بزرگ‌ترین برنده لولا و ائتلاف حاکم هستند. با معرفی آمریکا به‌عنوان دشمن خارجی توجهات از مشکلات داخلی منحرف می‌شود. بولسونارو در موضع دشواری قرار گرفته چرا که حمایت آمریکا تنها ضمانت بقای سیاسی اوست اما نزدیکی به واشنگتن اتهام خیانت به منافع ملی را تقویت می‌کند. اتحادیه اروپا نیز با نگرانی تحولات را رصد می‌کند.

سناریوهای پیش‌رو

سه سناریوی اصلی قابل تصور است. نخست تنش مزمن و مدیریت‌شده که شبیه وضعیت فعلی روابط آمریکا و مکزیک است. دوم تشدید تنش و نزدیکی به بحران که می‌تواند به جنگ تجاری منجر شود. سوم کاهش تنش و بازگشت به عقلانیت که نیازمند تغییر لحن از هر دو سو است. با توجه به وابستگی متقابل اقتصادی سناریوی سوم چندان بعید نیست.

جمع‌بندی

هشدار لولا داسیلوا را نباید صرفاً به عنوان یک بلوف سیاسی ارزیابی کرد. این بیانیه بازتاب‌دهنده تغییر عمیق در توازن قدرت میان آمریکای لاتین و واشنگتن است. لولا با اتکا به روابط اقتصادی گسترده با چین و جایگاه برزیل در بریکس و حمایت افکار عمومی داخلی موضعی قدرتمند اتخاذ کرده است. اگرچه احتمال عقب‌نشینی کامل ترامپ کم به نظر می‌رسد اما فشارهای بین‌المللی ممکن است واشنگتن را مجبور به تعدیل رویکرد خود کند. در نهایت روابط آمریکا و برزیل دیگر هرگز به وضعیت پیشین باز نخواهد گشت و معادلات قدرت در نیمکره غربی در حال بازتعریف است.