وقتی سرمربی یک تیم لیگ برتری در کنفرانس خبری پس از بازی بهجای تحلیل فنی مسابقه مجبور میشود از رفتار هواداران تیم خودش عذرخواهی کند یعنی مشکل فراتر از یک بازی رفته است. این دقیقاً همان اتفاقی بود که پس از دیدار پرتنش فولاد خوزستان و نفت آبادان رخ داد؛ جایی که سرمربی تیم میزبان ناگزیر شد فاصله خود و بازیکنانش را با رفتار بخشی از هواداران حاضر در ورزشگاه اعلام کند.
زمینه تاریخی: خوزستان و دربیهای داغ
خوزستان از دیرباز یکی از حساسترین استانهای ایران از نظر فرهنگ فوتبالی بوده است. وجود تیمهایی مانند فولاد خوزستان، نفت آبادان، صنعت نفت آبادان و استقلال خوزستان باعث شده این استان همواره کانون رقابتهای تند و پرشور فوتبالی باشد. دربیهای خوزستان همیشه فراتر از یک مسابقه ورزشی بودهاند؛ آنها بازتابدهنده تنشهای هویتی، اقتصادی و اجتماعی منطقه هستند. فاصله اهواز و آبادان، تفاوتهای فرهنگی و رقابتهای اقتصادی بین صنایع نفتی و فولادی همه در بستر فوتبال بازتولید میشوند.
هواداران خوزستانی به شور و تعصب خود مشهورند اما این تعصب در غیاب ساختارهای حرفهای مدیریت هواداری بارها به پرخاشگری و خشونت فیزیکی تبدیل شده است. بازی اخیر فولاد و نفت آبادان نیز در این راستا قابل بررسی است و رفتاری که سرمربی فولاد را وادار به عذرخواهی کرد ادامه همین الگوی تکرارشونده است.
ریشهشناسی علل خشونت هواداران
برای درک رفتار هواداران پرخاشگر نمیتوان صرفاً آنها را «اراذل فوتبال» نامید. خشونت هواداران ریشه در لایههای عمیقتری از جامعه ایرانی دارد. نخست آنکه فوتبال در ایران بهویژه در استانهایی مانند خوزستان تنها فضای عمومی فراغت و هیجان برای بخش قابل توجهی از جمعیت جوان و کمدرآمد است. وقتی گزینههای تفریحی محدود باشند استادیوم فوتبال به تنها فضایی تبدیل میشود که فرد میتواند هیجان و خشم خود را بیرون بریزد.
دوم آنکه بحرانهای اقتصادی و اجتماعی خوزستان از بیکاری گسترده تا مشکلات زیستمحیطی مانند ریزگردها و تنشهای قومیتی فشار روانی مضاعفی بر جمعیت ایجاد کرده است. سوم آنکه ساختار مدیریت هواداری در باشگاههای ایرانی عملاً وجود ندارد و باشگاهها تفاوتی بین هوادار خانوادگی و هوادار تندرو قائل نیستند. نتیجه این عدم تفکیک تسلط گروههای سازمانیافته تندرو بر فضای ورزشگاههاست.
پیامدهای فوری: جریمهها و آسیب به تیم
پیامد مستقیم رفتار خشونتآمیز هواداران جریمههای مالی و محرومیتهای انضباطی است. فولاد خوزستان سابقه دریافت جریمههای سنگین به خاطر پرتاب مواد محترقه و شعارهای نامناسب را دارد. اما جریمه مالی دردی از باشگاهی که بودجهاش محدود است دوا نمیکند و تأثیر مستقیمی بر کیفیت تیمداری دارد. محرومیت از میزبانی نیز مستقیماً از حمایت هواداران میکاهد و در نتایج تیم تأثیر منفی میگذارد. سرمربی فولاد با عذرخواهی خود تلاش کرد پیش از صدور رأی انضباطی فضا را آرام کند اما بازیکنان نیز تحت تأثیر فشار روانی ناشی از رفتار هواداران قرار میگیرند.
نقش بازیگران: مسئولیت مشترک
مسئولیت صرفاً بر دوش هواداران نیست. باشگاه فولاد به عنوان میزبان مسئول تأمین امنیت و نظارت بر رفتار تماشاگران است اما بسیاری از باشگاههای ایرانی نه بودجه کافی برای این کار دارند و نه انگیزه جدی. فدراسیون فوتبال نیز نقشی دوپهلو دارد؛ از یک سو قوانین انضباطی را وضع میکند از سوی دیگر به دلیل وابستگی مالی نمیخواهد هواداران را تحت فشار قرار دهد. نیروی انتظامی نیز گاه به دلیل کمبود نیرو نمیتواند مدیریت درستی بر فضا اعمال کند و در نهایت این زنجیره ناقص مسئولیتها به هواداران پرخاشگر احساس مصونیت میدهد.
فراتر از فوتبال: بازتاب اجتماعی
خشونت در استادیومها بازتابی از مشکلات عمیقتر اجتماعی است. وقتی جوانی در بازار کار ناکام مانده و هیچ فضای سالمی برای تخلیه هیجانات خود نمییابد استادیوم فوتبال به تنها جایی تبدیل میشود که میتواند هویت و تعلق خود را ابراز کند. اما وقتی این ابراز بدون چارچوب باشد به سرعت به خشونت تبدیل میشود. در کشورهای اروپایی گروههای هواداری بهصورت رسمی ثبت شده و تحت نظارت باشگاه فعالیت میکنند اما در ایران بیشتر گروهها غیررسمی و فاقد ساختار قانونی هستند.
سناریوهای پیشرو
سناریوی نخست آن است که این ماجرا به نقطه عطفی برای اصلاح ساختاری تبدیل شود. در این سناریو باشگاه فولاد سازوکارهای جدیدی برای مدیریت هواداران طراحی میکند و فدراسیون با بازنگری در قوانین مجازاتهای بازدارنده وضع میکند. سناریوی دوم آن است که عذرخواهی سرمربی نیز مانند موارد قبلی فراموش شود و چرخه خشونت تکرار گردد. سناریوی سوم و واقعبینانهتر آن است که اقدامات محدودی انجام شود اما مشکل اصلی باقی بماند و هر فصل شاهد تکرار این بحران باشیم.
جمعبندی: عذرخواهی کافی نیست
عذرخواهی سرمربی فولاد خوزستان حرکتی شجاعانه و ضروری بود اما به تنهایی کافی نیست. حل مشکل خشونت هواداری نیازمند اقدامات ساختاری بلندمدت است از جمله ایجاد نظام هویتسنجی هواداران، تفکیک فضای ورزشگاه، آموزش فرهنگ هواداری و مجازاتهای بازدارنده. تا زمانی که باشگاهها و فدراسیون مسئولیت جدی خود را در قبال رفتار هواداران بپذیرند این چرخه معیوب تکرار خواهد شد و هر بار سرمربی مجبور به عذرخواهی خواهد بود.
نظرات (0)