روابط ایران و پاکستان همواره یکی از پیچیدهترین و حیاتیترین روابط در سیاست خارجی هر دو کشور بوده است. دیدار اخیر رئیسجمهور پزشکیان با فرمانده ارتش پاکستان، اگرچه در نگاه اول یک رویداد دیپلماتیک روتین به نظر میرسد، اما در لایههای زیرین خود حامل پیامهای مهمی درباره تغییرات ساختاری در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه است.
پیشینه تاریخی روابط
از زمان تأسیس پاکستان در سال ۱۹۴۷، روابط این کشور با ایران همواره فراز و نشیبهای متعددی داشته است. در دوران جنگ سرد، پاکستان به عنوان متحد کلیدی آمریکا در منطقه، نقشی محوری در سیاستهای مهار شوروی ایفا میکرد و همین وابستگی به غرب، فاصله ایدئولوژیکی عمیقی میان اسلامآباد و تهران پس از انقلاب اسلامی ایجاد کرد. در دهه ۱۹۸۰، در حالی که ایران درگیر جنگ با عراق بود، پاکستان به حمایت از گروههای تکفیری و افراطی در منطقه بلوچستان ادامه میداد. گروههایی مانند جندالله که سالها از خاک پاکستان عملیاتهای مسلحانه علیه نیروهای امنیتی ایران انجام میدادند، نمونه بارز این تنشها بودند. نقطه عطف اصلی در روابط دو کشور را میتوان در عملیات نظامی ایران علیه مراکز تروریستی در خاک پاکستان در سال ۲۰۲۴ جستوجو کرد که پاسخی به حملات مرگبار تروریستی در سیستان و بلوچستان بود.
بسترهای ژئوپلیتیکی دیدار
دیدار پزشکیان با فرمانده ارتش پاکستان در بستری از فشارهای بیسابقه بینالمللی رخ داده است. برای ایران، تحریمهای جامع آمریکا و متحدانش که از سال ۲۰۱۸ تشدید شده، تقریباً تمام بخشهای اقتصادی و مالی کشور را تحت تأثیر قرار داده است. صادرات نفت، دسترسی به سیستم بانکی بینالمللی و سرمایهگذاری خارجی همگی با محدودیتهای شدیدی مواجه شدهاند. از سوی دیگر، پاکستان نیز با چالشهای بیسابقهای دست و پنجه نرم میکند. بحران اقتصادی عمیق، کاهش شدید ارزش روپیه، تورم فزاینده و بدهیهای سنگین خارجی، این کشور را به مرز فروپاشی اقتصادی رسانده است. در این بستر دوگانه فشار، نزدیکی ایران و پاکستان نه فقط یک انتخاب راهبردی، بلکه یک واکنش طبیعی به شرایط موجود است.
ابعاد امنیتی: تهدیدات مشترک و همکاری ناگزیر
شاید مهمترین بُعد دیدار اخیر، بُعد امنیتی آن باشد. مرز مشترک ۹۴۵ کیلومتری ایران و پاکستان در منطقه بلوچستان، سالهاست که به کانون ناامنی و تهدیدات تروریستی تبدیل شده است. گروههایی مانند جیشالعدل و جیشالنصر که عملاً از خاک پاکستان عملیات میکنند، بارها حملات مرگباری علیه نیروهای نظامی و غیرنظامیان ایرانی انجام دادهاند. حمله تروریستی اخیر در غرب تهران که به شهادت امین عزیزی، مدافع امنیت، منجر شد، نمونهای دیگر از تهدیدات امنیتی است که ایران با آن مواجه است. پاکستان نیز با تهدیدات امنیتی مشابهی روبروست. حملات طالبان پاکستانی در مناطق مرزی، فعالیتهای تروریستی داعش خراسان و ناآرامیهای قومی در بلوچستان، همگی امنیت ملی این کشور را تهدید میکنند. بسیاری از این گروهها از منابع و شبکههای مشترکی بهره میبرند و مبارزه مؤثر با آنها بدون همکاری نزدیک ایران و پاکستان تقریباً غیرممکن است.
پروژههای اقتصادی معطل
بُعد اقتصادی روابط ایران و پاکستان، علیرغم پتانسیلهای عظیم، همواره مغفول مانده است. پروژه لوله گاز ایران-پاکستان که قرار بود روزانه یک میلیارد فوت مکعب گاز از ایران به پاکستان منتقل کند، سالهاست به دلیل فشارهای بینالمللی به حالت تعلیق درآمده است. تجارت مرزی میان دو کشور نیز علیرغم وجود بازارچههای مشترک مرزی، همچنان در سطح پایینی قرار دارد. موانع تعرفهای، مشکلات زیرساختی و بوروکراسی اداری از جمله عواملی هستند که مانع رشد تجارت دوجانبه شدهاند. با این حال، توافقات اخیر برای تسهیل تجارت مرزی و ایجاد مناطق آزاد تجاری مشترک میتوانند گامهای مؤثری در جهت تقویت روابط اقتصادی باشند. پاکستان به عنوان دروازه ورود ایران به بازارهای آسیای جنوبی و چین، اهمیت استراتژیک ویژهای برای اقتصاد ایران دارد.
نقش بازیگران فرامنطقهای
هرگونه تحلیل روابط ایران و پاکستان بدون در نظر گرفتن نقش بازیگران فرامنطقهای ناقص خواهد بود. آمریکا که سالهاست پاکستان را به عنوان متحد استراتژیک خود میشناسد، همواره سعی کرده روابط اسلامآباد با تهران را محدود نگه دارد. تهدید تحریم علیه پروژه لوله گاز ایران-پاکستان و فشار بر پاکستان برای عدم همکاری اقتصادی با تهران، نمونههای بارز این رویکرد هستند. چین به عنوان بزرگترین شریک اقتصادی هر دو کشور، نقش پیچیدهای در معادلات ایفا میکند. پروژه کریدور اقتصادی چین-پاکستان میتواند فرصتهایی را برای همکاری سهجانبه ایجاد کند، اما چین نیز تمایلی به تشدید تنشهای بینالمللی ندارد. عربستان سعودی نیز تحولات روابط تهران-اسلامآباد را با دقت رصد میکند. ریاض سالهاست از پاکستان به عنوان ابزار فشار علیه ایران استفاده میکند و نزدیکی اسلامآباد به تهران میتواند محاسبات عربستان را دستخوش تغییر کند.
سناریوهای پیش رو
با توجه به تحلیل زمینهها و عوامل مؤثر، میتوان چند سناریوی محتمل برای آینده روابط ایران و پاکستان ترسیم کرد. در سناریوی نخست، تقویت تدریجی همکاریها در حوزههای امنیتی و اقتصادی رخ میدهد و دو کشور با بهرهگیری از ظرفیتهای موجود، مدلی از همکاری منطقهای را پیادهسازی میکنند که الگویی برای دیگر کشورهای منطقه باشد. در سناریوی دوم، فشارهای بینالمللی و بازیگران فرامنطقهای مانع از تحقق کامل ظرفیتهای همکاری میان دو کشور شده و روابط همچنان در سطح محدود باقی میماند. سناریوی سوم که محتملترین گزینه به نظر میرسد، ترکیبی از دو سناریوی قبلی است. در این حالت، همکاریهای امنیتی به تدریج تقویت شده و برخی پروژههای اقتصادی کوچکتر نیز به مرحله اجرا در میآیند، اما پروژههای بزرگی مانند لوله گاز همچنان به دلیل فشارهای بینالمللی معطل میمانند.
جمعبندی: ضرورت بازاندیشی راهبردی
دیدار پزشکیان با فرمانده ارتش پاکستان را باید در چارچوب تغییرات عمیق در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه ارزیابی کرد. این دیدار نه فقط نشاندهنده تعمیق روابط دو کشور، بلکه بازتابدهنده واقعیتهای جدیدی است که هر دو کشور را به سمت همکاری نزدیکتر سوق میدهد. تهدیدات امنیتی مشترک، فشارهای اقتصادی مضاعف و نیاز به تنوعبخشی به روابط خارجی، همگی عواملی هستند که زمینهساز تقویت روابط ایران و پاکستان شدهاند. با این حال، موانع جدی نیز وجود دارند که نباید از آنها غافل شد. فشارهای آمریکا و متحدانش بر پاکستان، رقابتهای منطقهای با عربستان سعودی و بیثباتی سیاسی داخلی در هر دو کشور، همگی از عواملی هستند که میتوانند مانع از تحقق کامل ظرفیتهای همکاری شوند. آنچه مسلم است، ایران و پاکستان در یک نقطه حساس تاریخی قرار دارند. تصمیماتی که در ماهها و سالهای آینده گرفته خواهد شد، سرنوشت روابط دو کشور را برای دهههای آینده تعیین خواهد کرد. ضرورت بازاندیشی راهبردی در سیاست خارجی هر دو کشور و ایجاد ساختارهای نهادینه برای همکاری بلندمدت، از مهمترین درسهایی است که میتوان از دیدار اخیر استخراج کرد.
نظرات (0)