مقدمه؛ روایتی که وارونه شد
هفتماه پس از آغاز جنگ ایران و آمریکا، دونالد ترامپ در اظهاراتی که در رسانههای جهان بازتاب گستردهای داشت، گفت که «هنوز فرمان حمله گسترده به ایران را صادر نکرده است» و همزمان از «جدیتر شدن مذاکرات» سخن به میان آورد. این اظهارات را باید در نقطه مقابل تهدیدهای پیشین او تفسیر کرد؛ جایی که میگفت «تهران ظرف سه روز فتح میشود» و ایران را تهدید میکرد که اگر تنگه هرمز را باز نکند، «به عصر حجر بازخواهد گشت». تغییر لحن ترامپ از تهدید محض به گشودن فضای مذاکره، نشانهای از تحول در محاسبات راهبردی کاخ سفید است. این نوشتار میکوشد با نگاهی تحلیلی، ابعاد پنهان این چرخش گفتمانی را واکاوی کند.
زمینه؛ از حمله قریبالوقوع تا عقبنشینی تاکتیکی
برخلاف تصور اولیه کاخ سفید که جنگ با ایران را یک عملیات محدود و کوتاهمدت تصور میکرد، میدان نبرد روایت دیگری را رقم زد. طی ۱۴۷ روز گذشته، پنتاگون بیش از ۲۰۰ فروند هواپیما و پهپاد خود را از دست داده و ۱۶ پایگاه نظامی آن از رده خارج شده است. تنگه هرمز که ترامپ وعده بازگشایی آن را میداد، همچنان بسته است و مقاومت یمن با بستن بابالمندب بر روی نفت عربستان، جبهه دوم را گشوده است. در چنین شرایطی، اظهارات تازه ترامپ بیش از آنکه نشانهی تغییر راهبرد کلان باشد، نشاندهندهی عقبنشینی تاکتیکی در برابر واقعیتهای میدانی است. او که پیشتر از «بررسی یک حمله گسترده» خبر میداد، اکنون به صراحت میگوید که «هنوز فرمان حمله را صادر نکرده است» - جملهای که میتوان آن را اذعان ضمنی به ناتوانی در انجام چنین حملهای تفسیر کرد.
علتهای راهبردی؛ چرا ترامپ ناچار به تغییر لحن شد؟
دستکم پنج عامل اصلی در تغییر لحن ترامپ نقش داشته است. نخست، شکست محاسبات نظامی پنتاگون؛ جنگ با ایران برخلاف وعدههای اولیه به یک جنگ فرسایشی تبدیل شده و توان بازدارندگی آمریکا را با چالش جدی مواجه کرده است. دوم، بحران اقتصادی در خود آمریکا؛ قیمت نفت از مرز ۱۰۱ دلار عبور کرده و بازار سهام روزانه میلیاردها دلار از ارزش خود را از دست میدهد. تداوم این روند میتواند محبوبیت ترامپ را در آستانه انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ به خطر بیندازد. سوم، فشار افکار عمومی و نخبگان آمریکایی؛ چهرههایی مانند تاکر کارلسون این جنگ را «فاجعهبارترین تصمیم یک رئیسجمهور آمریکا» خواندهاند و رسانههای جریان اصلی نیز از «از دست رفتن شتاب کارزار هوایی» و «هزینههای هنگفت انسانی و مالی» سخن میگویند. چهارم، نقش محور مقاومت در بازدارندگی؛ هماهنگی میان ایران، مقاومت یمن و گروههای عراقی، معادله را به گونهای رقم زده که آمریکا نتواند به اهداف خود دست یابد. پنجم، فقدان اجماع بینالمللی؛ اتحادیه اروپا، روسیه و چین از گسترش دامنه جنگ در منطقه استقبال نکرده و فشار دیپلماتیک بر واشنگتن را افزایش دادهاند.
بازیگران و ذینفعان؛ چه کسانی از تنشزدایی سود میبرند؟
تغییر لحن ترامپ برای بازیگران مختلف پیامدهای متفاوتی دارد. در داخل آمریکا، پنتاگون که با کاهش شدید توان عملیاتی مواجه شده، از هرگونه کاهش تنش استقبال میکند. شرکتهای نفتی و انرژی که از نوسانات قیمت نفت متضرر شدهاند، خواهان تثبیت بازار هستند. در سوی دیگر، لابیهای صهیونیستی و برخی از تندروهای کنگره ممکن است از این عقبنشینی تاکتیکی ناراضی باشند و ترامپ را به «نرمش در برابر ایران» متهم کنند. در داخل ایران نیز این تغییر لحن میتواند به معنای به ثمر نشستن راهبرد مقاومت فعال و صبر راهبردی تفسیر شود. نیروهای مسلح ایران با بستن تنگه هرمز و ضربه زدن به پایگاههای آمریکا، توانستند محاسبات دشمن را تغییر دهند. در سطح منطقهای، عربستان و امارات که از گسترش جنگ و آسیب به تأسیسات نفتی خود هراس دارند، از هرگونه چشمانداز دیپلماتیک استقبال میکنند. یمن و جبهه مقاومت نیز با اثبات کارآمدی راهبرد خود در مهار آمریکا، جایگاه خود را در معادلات منطقهای ارتقا دادهاند.
پیامدهای داخلی و بینالمللی تغییر گفتمان ترامپ
در سطح داخلی آمریکا، این چرخش گفتمانی میتواند به دوگانهای جدید در سیاست خارجی این کشور دامن بزند. از یک سو، تندروهایی که خواهان «شکست کامل ایران» هستند، این رویکرد را نشانه ضعف تلقی میکنند و از ترامپ میخواهند که تشدید حملات را در دستور کار قرار دهد. از سوی دیگر، جریانهای واقعگرا و تجاری که از هزینههای جنگ به تنگ آمدهاند، بر ضرورت خروج از باتلاق جدید خاورمیانه تأکید میکنند. در سطح بینالمللی، این اظهارات میتواند مقدمهای برای فعالشدن کانالهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا باشد. کشورهای میانجی مانند عمان، قطر و حتی عراق ممکن است بسترساز مذاکرات غیرمستقیمی شوند که پیششرط آن توقف حملات و رفع بخشی از تحریمها خواهد بود. با این حال، نباید فراموش کرد که ترامپ همزمان تهدید کرده است که «اگر حوثیها دوباره به کشتیهای عربستان شلیک کنند، ایران را مسئول دانسته و مجازات نظامی بزرگی اعمال خواهد کرد». این دوگانگی گفتمانی نشان میدهد که کاخ سفید همچنان در حال آزمون و خطاست.
سناریوهای پیشرو؛ سه مسیر احتمالی
بر اساس شواهد موجود، سه سناریو برای آینده روابط ایران و آمریکا قابل تصور است. سناریوی نخست، «آتشبس و مذاکره» است؛ در این حالت، فشار اقتصادی و نظامی واشنگتن را ناچار به پذیرش آتشبس موقت و آغاز مذاکرات غیرمستقیم با ایران میکند. محور این مذاکرات، بنزینزدایی از تنگه هرمز، توقف حملات متقابل و چارچوبی برای ثبات قیمت نفت خواهد بود. سناریوی دوم، «تشدید محدود و مذاکره همزمان» است؛ ترامپ برای حفظ وجهه خود، ممکن است حملات محدودی را علیه اهداف مشخص ادامه دهد، اما همزمان کانال مذاکره را نیز باز نگه دارد. این سناریو شبیه به الگوی «فشار حداکثری و دیپلماسی» در دوره پیشین ریاستجمهوری اوست. سناریوی سوم، «بازگشت به تشدید کامل» است؛ اگر محاسبات ترامپ نشان دهد که مذاکره به نتیجه نمیرسد یا تندروهای کنگره او را ناچار به عقبنشینی از موضع مذاکره کنند، ممکن است بار دیگر به تشدید حملات و افزایش فشار روی بیاورد. هرچند تجربه ۱۴۷ روز گذشته نشان میدهد که این سناریو نیز برای آمریکا پرهزینهتر از منفعت خواهد بود.
جمعبندی؛ مذاکره از موضع ضعف یا تغییر تاکتیک؟
اظهارات اخیر ترامپ درباره «صادر نکردن فرمان حمله گسترده» و «جدیتر شدن مذاکرات» را باید در چارچوب واقعیتهای میدانی و فشارهای متعدد بر کاخ سفید تفسیر کرد. جنگ ۱۴۷ روزه نشان داد که برخلاف وعدههای اولیه، آمریکا توانایی دستیابی به پیروزی سریع و کمهزینه را ندارد. از دست رفتن تنگه هرمز، کاهش شدید توان هوایی، بحران انرژی و فشار افکار عمومی، ترامپ را در موقعیتی قرار داده که میان «تشدید پرهزینه» و «مذاکره از موضع ضعف» یکی را انتخاب کند. او ظاهراً گزینه دوم را برگزیده، اما نباید این تغییر لحن را نشانهای از صلحطلبی مطلق واشنگتن تفسیر کرد. آمریکا همچنان به دنبال حفظ هژمونی خود در منطقه است و ابزارهای دیپلماتیک را در کنار ابزارهای نظامی به کار میگیرد. آنچه میتواند معادله را تغییر دهد، حفظ انسجام داخلی در ایران، تداوم راهبرد مقاومت فعال در منطقه و هوشیاری نسبت به دامهای مذاکراتی است که ممکن است با هدف خرید زمان برای بازسازی توان نظامی آمریکا طراحی شده باشد. تجربه تاریخی نشان داده که هرگاه ایران از موضع قدرت و با پشتوانه اجماع ملی وارد تعامل شده، توانسته است امتیازات بیشتری کسب کند.
نظرات (0)