مقدمه: الحدیده، نقطه عطف جنگ فرسایشی

بندر راهبردی الحدیده در غرب یمن، از نخستین روزهای جنگ به یکی از حساسترین اهداف ائتلاف سعودی-اماراتی تبدیل شد. این بندر نه تنها شریان اصلی ورود کالاهای تجاری و کمک‌های بشردوستانه به یمن محسوب می‌شود، بلکه از نظر نظامی، موقعیتی کلیدی برای کنترل سواحل دریای سرخ و تأثیرگذاری بر امنیت خطوط کشتیرانی منطقه‌ای است. حمله اخیر ائتلاف به الحدیده، اگرچه در طول سال‌های جنگ بی‌سابقه نبوده، اما در بستر تحولات میدانی و راهبردی جدید، معنایی متفاوت پیدا کرده است. همزمان، اعلام «پاسخ سخت و گسترده» از سوی صنعا به‌ریاست انصارالله، نشان می‌دهد که معادله بازدارندگی در جنگ یمن دستخوش تغییرات بنیادینی شده است.

پیشینه جنگ: از محاصره تا بن‌بست راهبردی

ائتلاف سعودی از مارس ۲۰۱۵ با هدف «بازگرداندن دولت مستعفی» یمن به قدرت، عملیات نظامی خود را علیه انصارالله آغاز کرد. الحدیده از همان ابتدا در صدر اهداف این ائتلاف قرار داشت، زیرا تصرف آن می‌توانست حلقه محاصره انصارالله را تکمیل کرده و آنها را از دسترسی به دریا محروم کند. با این حال، مقاومت سرسختانه نیروهای یمنی در برابر پیشروی ائتلاف، از جمله در نبردهای سنگین ۲۰۱۸ برای تصرف الحدیده که با توافق استکهلم متوقف شد، نشان داد که تصرف این بستان آسان نیست. پس از سال‌ها جنگ فرسایشی و شکست ائتلاف در دستیابی به اهداف اعلامی، ماهیت درگیری کمکم به سمت یک جنگ راهبردی تمام‌عیار تغییر یافت. یمن از یک «میدان نبرد» به یک «بازیگر تأثیرگذار» در معادلات منطقه‌ای تبدیل شد.

تحولات سال‌های اخیر، به ویژه توانمندی روزافزون یمن در حوزه موشکی و پهپادی، این کشور را قادر ساخت تا به جای دفاع صرف، به عمق خاک عربستان و امارات حمله کند. حملات به تأسیسات نفتی آرامکو در ۲۰۱۹، عملیات وعده صادق و حملات متعدد به فرودگاه‌ها و پایگاه‌های نظامی عربستان، نمونه‌هایی از تغییر راهبرد یمن از دفاع به بازدارندگی تهاجمی است.

حمله به الحدیده: چرایی و چگونگی

حمله اخیر ائتلاف به الحدیده را باید در چارچوب تشدید تنش‌های منطقه‌ای و افزایش توان بازدارندگی یمن تفسیر کرد. منابع محلی از بمباران سنگین مناطق مسکونی و تأسیسات بندری الحدیده توسط جنگنده‌های ائتلاف خبر داده‌اند. این حملات که با هدف تضعیف توان لجستیکی انصارالله و فشار بر خطوط تأمین کالا صورت گرفته، هم‌زمان با افزایش عملیات پهپادی و موشکی یمن علیه اهداف سعودی در جازان، نجران و عسیر انجام شده است.

نکته قابل تأمل، زمان‌بندی این حملات است. ائتلاف سعودی در شرایطی دست به تشدید حملات علیه الحدیده زده که در جبهه دیپلماتیک و نظامی با چالش‌های متعددی روبه‌روست. از یک سو، تلاش‌های بین‌المللی برای توقف جنگ در یمن به نتیجه مشخصی نرسیده و از سوی دیگر، توان نظامی انصارالله به سطحی رسیده که امنیت شهرهای بزرگ عربستان را با تهدید جدی مواجه کرده است.

پاسخ صنعا: منطق بازدارندگی جدید یمن

واکنش صنعا به حمله الحدیده با وعده «پاسخ سخت و گسترده» همراه بوده است. این واکنش صرفاً یک هشدار تبلیغاتی نیست، بلکه مبتنی بر قابلیت‌های اثبات‌شده میدانی است. ارتش یمن و کمیته‌های مردمی در ماه‌های اخیر توانسته‌اند با استفاده از موشک‌های دوربرد، پهپادهای انتحاری و موشک‌های کروز، اهدافی را در عمق خاک عربستان و حتی امارات هدف قرار دهند که پیش‌تر دست‌نیافتنی تلقی می‌شدند.

فعال شدن سامانه‌های هشدار سریع در غرب عربستان و گزارش قطع برق در شهر جیزان پس از حملات یمن، نشان می‌دهد که صنعا به توانایی مختل‌سازی زیرساخت‌های حیاتی عربستان دست یافته است. این تحول، معادله هزینه-فایده جنگ را برای ائتلاف سعودی به طور اساسی تغییر داده است. اگر پیش‌تر یمن درون مرزهای خود می‌جنگید، اکنون میدان نبرد به خاک عربستان کشیده شده و امنیت شهری و انرژی این کشور را هدف قرار داده است.

بازیگران و ذی‌نفعان: شبکه پیچیده منافع

جنگ یمن هرگز یک درگیری دوجانبه ساده نبوده است. ائتلاف سعودی اگرچه محور اصلی عملیات است، اما هر یک از اعضای آن منافع متفاوتی را دنبال می‌کنند. امارات متحده عربی که نقش مؤثری در جنگ یمن داشته، به دنبال کنترل بنادر جنوبی یمن از جمله عدن و مکلا و تأمین امنیت خطوط کشتیرانی دریای سرخ است. از سوی دیگر، عربستان مستقیماً امنیت مناطق مرزی خود را در اولویت قرار می‌دهد و تشدید تنش با یمن می‌تواند اهداف چشمانداز ۲۰۳۰ این کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

در سوی دیگر، انصارالله با تکیه بر پشتیبانی مردمی و توانمندی نظامی بومی، خود را به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار در معادلات یمن تثبیت کرده است. ایران نیز به عنوان متحد راهبردی انصارالله، از توانمندی‌های یمن برای تقویت محور مقاومت در برابر ائتلاف سعودی-آمریکایی بهره می‌برد. با این حال، جنگ یمن ابعاد انسانی و اجتماعی گسترده‌ای دارد که غیرنظامیان را در هر دو سوی مرز متأثر کرده است. بحران انسانی در یمن، آوارگی میلیون‌ها نفر و تخریب زیرساخت‌ها، از جمله پیامدهای تراژیکی است که در میان محاسبات راهبردی اغلب نادیده گرفته می‌شود.

سناریوهای پیش رو: تشدید، تداوم یا آتش‌بس؟

سناریوی نخست، تشدید دامنه درگیری‌هاست. در صورت تداوم حملات ائتلاف به الحدیده و سایر مناطق یمن، صنعا احتمالاً دامنه حملات خود را به اهداف عمیق‌تر و حساستر در عربستان و امارات گسترش خواهد داد. این سناریو می‌تواند به یک جنگ تمام‌عیار منطقه‌ای منجر شود که خطوط کشتیرانی دریای سرخ، تأسیسات انرژی و امنیت شهری را هدف قرار دهد. در این حالت، ایالات متحده و دیگر قدرت‌های فرامنطقه‌ای ممکن است به طور مستقیم‌تری درگیر شوند.

سناریوی دوم، تداوم وضعیت فعلی با نوسانات تاکتیکی است. در این سناریو، ائتلاف به حملات هوایی محدود علیه یمن ادامه می‌دهد و یمن نیز حملات متقابل خود را در سطحی مهارشده دنبال می‌کند. این حالت به معنای جنگ فرسایشی بی‌پایان است که بحران انسانی را تشدید می‌کند و هیچ افق روشنی برای صلح ندارد.

سناریوی سوم، حرکت به سوی آتش‌بس و مذاکره است. فشارهای بین‌المللی، به ویژه از سوی سازمان ملل و برخی قدرت‌های منطقه‌ای، ممکن است طرفین را به پذیرش آتش‌بس سوق دهد. با این حال، شرایط انصارالله برای آتش‌بس شامل رفع کامل محاصره یمن، توقف تجاوز و پرداخت غرامت است که ائتلاف سعودی تاکنون حاضر به پذیرش آن نبوده است. قدرتمندتر شدن موقعیت میدانی انصارالله، امکان آتش‌بس را با شروط سخت‌تری همراه کرده است.

جمع‌بندی: افق جدیدی در راهبرد یمن

حمله به الحدیده و پاسخ تلافی‌جویانه یمن، نقطه عطفی در جنگ هشت‌ساله یمن محسوب می‌شود. این رویداد نشان می‌دهد که معادله بازدارندگی در میدان نبرد به نفع انصارالله تغییر کرده است. یمن از کشوری که هدف تجاوز قرار گرفته بود، به بازیگری تبدیل شده که می‌تواند امنیت رقبای منطقه‌ای خود را به طور جدی به چالش بکشد. ائتلاف سعودی در شرایطی قرار دارد که هرگونه تشدید تنش، هزینه‌های امنیتی و اقتصادی سنگینی برای کشورهای عضو به همراه خواهد داشت، در حالی که عقب‌نشینی نیز به معنای پذیرش شکست در یکی از پرهزینه‌ترین جنگ‌های منطقه در دهه‌های اخیر است.

افق پیش‌روی این بحران به عوامل متعددی بستگی دارد: توانایی طرفین برای ادامه جنگ فرسایشی، نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای به ویژه آمریکا، وضعیت اقتصاد و انرژی در عربستان و متحدانش، و مهم‌تر از همه، قدرت انصارالله در حفظ وحدت داخلی و پشتیبانی مردمی. آنچه مسلم است، بازگشت به وضعیت پیش از ۲۰۱۵ برای هیچ‌یک از طرفین ممکن نیست و هر راه‌حلی باید واقعیت‌های میدانی جدید را به رسمیت بشناسد.