مقدمه: انفجاری که فراتر از یک جاده بود

خبر انفجار در محور زاهدان-خاش و تخریب آسفالت جاده ترانزیتی توسط گروهک ضدانقلاب، در نگاه نخست یک رویداد امنیتی محلی به نظر می‌رسد. اما این حادثه که در فهرست پرمخاطب‌ترین اخبار سایت قرار گرفته، نشان‌دهنده عمق چالش‌های امنیتی در شرق کشور و تأثیر آن بر منافع ملی فراتر از مرزهای یک استان است. محور زاهدان-خاش تنها یک جاده ارتباطی نیست؛ بخشی از کریدور ترانزیتی شرق ایران است که بندر استراتژیک چابهار را به شبکه حمل‌ونقل کشور و از آنجا به آسیای میانه متصل می‌کند. هرگونه اختلال در این محور، پیامدهای اقتصادی، امنیتی و اجتماعی زنجیره‌ای به دنبال دارد.

بستر تاریخی امنیت در سیستان و بلوچستان؛ ریشه‌های بحران

ناامنی در استان سیستان و بلوچستان ریشه‌ای تاریخی و چندلایه دارد. این استان که بزرگترین استان کشور محسوب می‌شود، از دیرباز با چالش‌هایی نظیر فقر ساختاری، محرومیت مزمن، حاشیه‌نشینی، قاچاق مواد مخدر و حضور گروهک‌های معاند مواجه بوده است. شرایط اقلیمی خشک، فاصله از مراکز تصمیم‌گیری، تراکم پایین جمعیت در پهنه وسیع جغرافیایی و مرز طولانی با پاکستان و افغانستان، همگی عواملی هستند که بستری مساعد برای فعالیت گروهک‌های ضدانقلاب و شبکه‌های قاچاق فراهم کرده‌اند.

گروهک‌های مسلحی که در این منطقه فعالیت می‌کنند، اغلب از مرزهای شرقی تغذیه می‌شوند و با بهره‌گیری از خلأ امنیتی و نارضایتی‌های اجتماعی، به دنبال ایجاد بی‌ثباتی در استان‌های شرقی ایران هستند. عملیات تخریب جاده ترانزیتی در محور زاهدان-خاش، نمونه‌ای از راهبرد «هزینه‌افزایی امنیتی» این گروهک‌هاست که با هدف ضربه زدن به اقتصاد ملی و کاهش توان بازدارندگی دولت ایران در منطقه طراحی می‌شود.

اهمیت ژئواکونومیک محور زاهدان-خاش و کریدور ترانزیتی شرق

محور زاهدان-خاش بخش حیاتی از کریدور شمال-جنوب شرق ایران است. این محور از یک سو شهر زاهدان (مرکز استان سیستان و بلوچستان) را به شهرهای میانی استان و از آنجا به بندر چابهار متصل می‌کند. بندر چابهار به عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران، نقش کلیدی در ترانزیت کالا، توسعه مبادلات تجاری با کشورهای حاشیه اقیانوس هند و اتصال آسیای میانه به آب‌های آزاد دارد. هرگونه اختلال در این محور، زنجیره تأمین ترانزیتی کشور را با مشکل مواجه کرده و هزینه حمل‌ونقل را افزایش می‌دهد.

اهمیت این موضوع وقتی مضاعف می‌شود که بدانیم رقبای منطقه‌ای ایران نظیر پاکستان با توسعه بندر گوادر و کریدورهای رقیب (نظیر کریدور اقتصادی چین-پاکستان) به دنبال جذب بخش عمده‌ای از ترانزیت منطقه هستند. ناامنی در محور زاهدان-خاش می‌تواند اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی و شرکت‌های بازرگانی به مسیر ترانزیتی ایران را کاهش داده و آنان را به سمت مسیرهای جایگزین سوق دهد.

الگوی عملیاتی گروهک‌های ضدانقلاب؛ از تخریب تا اختلال روانی

بررسی الگوی حملات گروهک‌های معاند در سیستان و بلوچستان نشان می‌دهد که آنان به تدریج از عملیات‌های ایذایی و ترورهای پراکنده به سمت عملیات‌های «هزینه‌افزایی اقتصادی و روانی» حرکت کرده‌اند. تخریب جاده ترانزیتی، قطع راه‌های مواصلاتی، حمله به خطوط لوله انتقال سوخت و ایجاد رعب در میان رانندگان و فعالان اقتصادی، بخشی از این راهبرد جدید است.

این تغییر راهبرد حائز اهمیت است، زیرا هدف گروهک‌ها دیگر تنها نمایش قدرت نظامی نیست، بلکه ضربه زدن به اقتصاد ملی و اختلال در برنامه‌های توسعه دولت در منطقه شرق کشور است. تخریب جاده در محور زاهدان-خاش، پیام روشنی برای بازرگانان و سرمایه‌گذاران دارد: «مسیر شرق ایران امن نیست و ریسک سرمایه‌گذاری در این منطقه بالاست». این پیام‌رسانی روانی، گاه از خود تخریب فیزیکی خطرناک‌تر است، زیرا می‌تواند اثر بازدارنده بلندمدتی بر جریان سرمایه و تجارت داشته باشد.

بازیگران و ذی‌نفعان؛ از معادلات محلی تا منافع ملی

معادله امنیتی سیستان و بلوچستان شامل بازیگران متعددی است. در سطح محلی، گروهک‌های مسلح (عمدتاً با گرایش‌های تجزیه‌طلب و سلفی)، شبکه‌های قاچاق مواد مخدر و سلاح، طوایف و قبایل محلی، و نهادهای امنیتی و نظامی ایران بازیگران اصلی صحنه هستند. در سطح منطقه‌ای، کشورهای پاکستان و افغانستان به دلیل مرز طولانی و نفوذ گروهک‌ها در آن سوی مرز، نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. در سطح فرامنطقه‌ای، برخی قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای که از بی‌ثباتی در شرق ایران منتفع می‌شوند، به صورت غیرمستقیم در این معادله تأثیرگذارند.

ذی‌نفعان داخلی نیز گسترده‌اند: مردم محلی که بیشترین آسیب را از ناامنی متحمل می‌شوند، دولت که هزینه تأمین امنیت را می‌پردازد، بخش خصوصی و فعالان اقتصادی استان که سرمایه‌گذاری آن‌ها به ثبات امنیتی وابسته است، و در نهایت منافع ملی ایران که امنیت کریدورهای ترانزیتی برای آن حیاتی است. طراحی راهبرد امنیتی در این منطقه باید به گونه‌ای باشد که منافع همه این ذی‌نفعان را در نظر بگیرد و صرفاً به راهکارهای امنیتی-نظامی محدود نشود.

سناریوهای پیش‌رو؛ از تشدید تا مهار ناامنی

سه سناریوی اصلی برای آینده امنیت در محور زاهدان-خاش و شرق کشور قابل تصور است:

سناریوی اول: تشدید بحران. در این سناریو، اگر چالش‌های اقتصادی و اجتماعی استان ادامه یابد و گروهک‌ها از مرزهای شرقی تغذیه شوند، احتمال افزایش عملیات‌های خرابکارانه و توسعه دامنه ناامنی به سایر محورهای مواصلاتی وجود دارد. این سناریو می‌تواند منجر به کاهش جدی سرمایه‌گذاری‌های ترانزیتی و عقب‌ماندگی بیشتر استان شود.

سناریوی دوم: مدیریت پایدار امنیت. در این سناریو، دولت با اتخاذ راهبرد ترکیبی (امنیتی-اقتصادی-اجتماعی) ضمن تأمین امنیت محورهای مواصلاتی، به ریشه‌های ناامنی نظیر بیکاری، فقر و حاشیه‌نشینی نیز می‌پردازد. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های استان، توسعه بندر چابهار و ایجاد اشتغال پایدار می‌تواند زمینه نارضایتی را کاهش دهد و همکاری مردم محلی با نیروهای امنیتی را افزایش دهد.

سناریوی سوم: امنیتی‌سازی صرف. در این سناریو، دولت صرفاً با رویکرد سخت‌افزاری و نظامی به مقابله با گروهک‌ها می‌پردازد. این رویکرد ممکن است در کوتاه‌مدت نتیجه‌بخش باشد، اما در بلندمدت به دلیل عدم رسیدگی به ریشه‌های اجتماعی و اقتصادی ناامنی، پایدار نخواهد بود و چرخه خشونت تداوم خواهد یافت.

جمع‌بندی و راهبرد پیشنهادی

انفجار در محور زاهدان-خاش و تخریب جاده ترانزیتی توسط گروهک ضدانقلاب، زنگ خطری جدی برای امنیت کریدورهای شرقی ایران است. این حادثه نشان می‌دهد که گروهک‌های معارض راهبرد خود را از عملیات‌های صرفاً نظامی به سمت «جنگ اقتصادی و روانی» تغییر داده‌اند. پاسخ به این تهدید نیازمند یک رویکرد جامع و چندبعدی است.

راهبرد «امنیت پایدار» در سیستان و بلوچستان باید بر سه محور اصلی استوار باشد: نخست، ارتقای توان اطلاعاتی و عملیاتی نیروهای امنیتی و مرزی برای مقابله با تحرکات گروهک‌ها. دوم، سرمایه‌گذاری همزمان در زیرساخت‌های عمرانی، حمل‌ونقل و اشتغال استان برای کاهش زمینه‌های اجتماعی ناامنی. و سوم، همکاری منطقه‌ایی مؤثر با کشورهای همسایه (به‌ویژه پاکستان) برای کنترل مرزها و جلوگیری از پناه‌گاه یافتن گروهک‌ها در آن سوی مرز.

محور زاهدان-خاش تنها یک جاده نیست؛ نماد توسعه و پیوند شرق ایران با اقتصاد جهانی است. تأمین امنیت پایدار این محور، نه یک انتخاب، که یک ضرورت ملی است. هزینه بی‌توجهی به این ضرورت، بسیار بیشتر از هزینه سرمایه‌گذاری در امنیت و توسعه پایدار منطقه خواهد بود.