رویداد «اجتماع باشکوه مردمی در گالیکش؛ تاکید بر وحدت و همدلی» که در روزهای اخیر با استقبال گسترده شهروندان این شهرستان مرزی برگزار شد، تنها یک تجمع عمومی ساده نیست. این اجتماع که بازتابی از همگرایی اقوام و مذاهب مختلف در شمالشرق ایران به شمار میرود، در شرایطی رخ داده است که منطقه خاورمیانه با موجی از تنشهای قومی-مذهبی و پروژههای تفرقهافکنانه روبهروست. پرسش اساسی این است که اجتماع گالیکش چه معنایی در سطح کلانتر برای الگوی همبستگی اجتماعی در ایران دارد و چه درسهایی میتوان از آن برای تقویت انسجام ملی استخراج کرد؟ این تحلیل با نگاه به زمینههای تاریخی، علل شکلگیری، بازیگران مؤثر و سناریوهای پیشرو، به واکاوی ابعاد این رویداد میپردازد.
زمینهشناسی: گالیکش، چهارراه اقوام و مذاهب
شهرستان گالیکش در شرقیترین نقطه استان گلستان و در مجاورت مرز ترکمنستان واقع شده است. این منطقه از نظر ترکیب جمعیتی از تنوع قابل توجهی برخوردار است: ترکمنهای سنیمذهب، فارسیزبانان شیعه، سیستانیها، بلوچها و دیگر گروههای قومی در کنار یکدیگر زندگی میکنند. این تنوع قومی-مذهبی، گالیکش را به یک آزمایشگاه طبیعی برای سنجش ظرفیت همگرایی اجتماعی در ایران تبدیل کرده است. استان گلستان به طور کلی و منطقه گالیکش به طور خاص، در دهههای گذشته شاهد فراز و فرودهایی در روابط بینقومی بوده است. از یک سو، سنت دیرین همزیستی مسالمتآمیز میان اقوام مختلف در این خطه از ایران زمین وجود داشته و از سوی دیگر، عوامل بیرونی و درونی گاه موجب ایجاد تنشهایی در این روابط شده است. آنچه اجتماع اخیر گالیکش را متمایز میکند، حضور همزمان اقشار مختلف مردم از تمامی گروههای قومی و مذهبی در یک فضای وحدتآفرین است که نشان از بلوغ اجتماعی و ظرفیت بالای همبستگی در این منطقه دارد.
ریشههای همگرایی؛ از سنتهای مشترک تا منافع جمعی
تحلیل علل شکلگیری چنین اجتماعی مستلزم توجه به چند لایه مختلف است. نخستین لایه به «سنتهای مشترک فرهنگی» بازمیگردد. مردم گالیکش و منطقه ترکمنصحرا، صرفنظر از مذهب و قومیت، در آیینها، مناسبتهای ملی-مذهبی و حتی برخی سنتهای بومی مشترک مشارکت دارند. برگزاری مراسم عید نوروز، آیینهای مرتبط با برداشت محصول، و بزرگداشت مناسبتهای مذهبی همچون ماه محرم و صفر در میان ترکمنهای سنی و فارسیزبانان شیعه، نمونههایی از این اشتراکات فرهنگی است. لایه دوم به «منافع جمعی» و ضرورتهای زندگی در یک منطقه مرزی بازمیگردد. گالیکش به عنوان یک شهرستان مرزی با چالشهای مشترکی مانند توسعه اقتصادی، اشتغال، دسترسی به خدمات و مقابله با پدیده قاچاق روبهروست. این مسائل فراقومیتی، ساکنان منطقه را به همکاری و همدلی فراتر از مرزهای قومی و مذهبی ترغیب میکند. سومین لایه، «رهبران محلی و نخبگان تأثیرگذار» هستند که با سخنان وحدتبخش و دعوت به همدلی، نقش مهمی در شکلدهی به افکار عمومی و تقویت همبستگی ایفا میکنند. نمایندگان اقوام و مذاهب مختلف در این منطقه، همواره بر ضرورت همزیستی مسالمتآمیز تأکید داشته و از هرگونه اقدامی که به انسجام اجتماعی آسیب بزند، پرهیز کردهاند.
بازیگران و ذینفعان؛ شبکه همبستگی در گالیکش
شکلگیری و تداوم همبستگی اجتماعی در گالیکش حاصل تعامل چند دسته از بازیگران است. نخست، «رهبران دینی» اعم از علمای شیعه و سنی در این منطقه نقش کلیدی دارند. همزیستی مسالمتآمیز مذاهب مختلف در گلستان، تا حد زیادی مرهون رویکرد اعتدالی و وحدتگرای علمای دو مذهب است. برگزاری جلسات مشترک گفتوگوی بینالادیان و فتاوای وحدتآفرین از سوی علمای ترکمن و شیعه، زمینهساز فضای اعتماد متقابل شده است. دوم، «معتمدان و ریشسفیدان محلی» که در فرهنگ ترکمن از جایگاه ویژهای برخوردارند، به عنوان حلقههای واسط میان اقوام مختلف عمل میکنند. سوم، «فعالان اقتصادی و بازاریان» که منافع مشترک اقتصادی آنها را به تعامل و همکاری فراتر از مرزهای قومی سوق میدهد. چهارم، «نهادهای دولتی و حاکمیتی» از جمله فرمانداری، امامت جمعه و سازمانهای فرهنگی که با سیاستهای حمایتی و برگزاری برنامههای مشترک، بسترهای همبستگی را تقویت میکنند. پنجم و مهمتر از همه، «خود مردم» هستند که با حضور در چنین اجتماعاتی، اراده جمعی خود را برای حفظ و تقویت همبستگی به نمایش میگذارند. این اجتماع باشکوه، تجلی عینی این اراده جمعی بود.
پیامدها؛ از تقویت سرمایه اجتماعی تا خنثیسازی پروژههای تفرقه
اجتماع مردمی گالیکش و پیام وحدتآفرین آن، پیامدهای متعددی در سطوح مختلف به همراه داشته است. در سطح محلی، این رویداد موجب تقویت «سرمایه اجتماعی» و افزایش اعتماد میان گروههای قومی و مذهبی شده است. هر اندازه اجتماعات از این دست تکرار شوند، شکافهای احتمالی کاهش یافته و همبستگی اجتماعی عمق بیشتری مییابد. در سطح استانی، گالیکش به الگویی برای دیگر شهرستانهای استان گلستان تبدیل شده است. استان گلستان با دارا بودن اقوام و مذاهب گوناگون، همواره به عنوان نماد همگرایی و همدلی در ایران شناخته میشود و رویدادهایی چون اجتماع گالیکش این تصویر را تقویت میکند. در سطح ملی، این اجتماع در شرایطی رخ داده است که برخی شبکههای معاند و بیگانه با استفاده از موضوعات قومی و مذهبی، به دنبال ایجاد شکاف در جامعه ایران هستند. اجتماع گالیکش و تأکید بر وحدت و همدلی، پاسخی عملی به این پروژههای تفرقهافکنانه محسوب میشود و نشان میدهد که مردم ایران با وجود تنوع قومی و مذهبی، بر اشتراکات ملی خود تأکید دارند. علاوه بر این، چنین اجتماعاتی با خنثیسازی روایتهای تفرقهانگیز، به ارتقای امنیت پایدار در مناطق مرزی نیز کمک میکند؛ چرا که همبستگی اجتماعی یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت نرم و پیشگیری از نفوذ و بحرانهای امنیتی در مناطق مرزی است.
چالشهای پیشروی الگوی همبستگی
با وجود موفقیتهای چشمگیر در ایجاد همبستگی اجتماعی در گالیکش و مناطق مشابه، چالشهایی نیز در این مسیر وجود دارد که نباید نادیده گرفته شوند. نخستین چالش، «مسائل اقتصادی» است. بیکاری، تورم و نابرابریهای منطقهای میتوانند به مرور زمان بر روابط بینقومی فشار وارد کنند. تجربه جهانی نشان داده است که تنشهای اقتصادی اغلب به صورت تنشهای قومی و مذهبی بروز مییابند. دومین چالش، «فعالیت رسانههای معاند» است که با تولید محتوای تفرقهانگیز به زبانهای محلی، به دنبال بزرگنمایی تفاوتها و ایجاد حس تبعیض میان اقوام هستند. سومین چالش، «مهاجرتهای داخلی» و تغییر بافت جمعیتی برخی مناطق است که میتواند تعادل سنتی روابط بینقومی را تحت تأثیر قرار دهد. چهارمین چالش، «کمبود برنامههای هدفمند فرهنگی» برای نسل جوان است. نسل جدید که کمتر تجربه زندگی در فضای سنتی همزیستی مسالمتآمیز را دارد، نیازمند آموزش و برنامههای فرهنگی برای درک اهمیت همبستگی اجتماعی است. عبور از این چالشها نیازمند برنامهریزی بلندمدت و همکاری همه ذینفعان است.
سناریوهای پیشرو؛ تداوم، تنش یا تثبیت
با توجه به روندهای کنونی، میتوان سه سناریو برای آینده همبستگی اجتماعی در مناطقی مانند گالیکش و به طور کلی در ایران چندقومی متصور شد. سناریوی اول، «تداوم و تعمیق همبستگی» است. در این سناریو، با ادامه روندهای مثبت کنونی، تقویت گفتوگوی بینفرهنگی، بهبود شرایط اقتصادی و خنثیسازی پروژههای تفرقهافکنانه، همبستگی اجتماعی در این مناطق تقویت شده و به الگویی پایدار تبدیل میشود. این سناریو مستلزم سرمایهگذاری مستمر در حوزه آموزش، فرهنگ و اشتغال مناطق مرزی است. سناریوی دوم، «تنشهای مقطعی و مدیریت شده» است. در این حالت، عوامل بیرونی مانند تشدید تحریمها یا بحرانهای منطقهای میتوانند به طور مقطعی بر روابط بینقومی فشار وارد کنند، اما ظرفیتهای اجتماعی و نهادی موجود، مانع از بحرانی شدن وضعیت میشود. سناریوی سوم، «تثبیت با چالش» است که محتملترین گزینه به نظر میرسد. در این سناریو، همبستگی اجتماعی در مناطق چندقومی همچنان پایدار میماند، اما با چالشهای اقتصادی و رسانهای روبهروست که مدیریت آنها نیازمند توجه جدی سیاستگذاران و نخبگان محلی و ملی است. تجربه زیسته مردم گالیکش نشان میدهد که ظرفیتهای عمیق همبستگی در این منطقه میتواند به عنوان یک سرمایه استراتژیک در برابر تهدیدهای تفرقهافکنانه عمل کند.
جمعبندی؛ گالیکش به مثابه الگویی برای ایران چندقومی
اجتماع باشکوه مردمی در گالیکش با تأکید بر وحدت و همدلی، فراتر از یک رویداد خبری ساده، روایتی از موفقیت الگوی همبستگی اجتماعی در ایران چندقومی است. این رویداد نشان میدهد که تنوع قومی و مذهبی در ایران نه تهدید، بلکه فرصتی برای تقویت انسجام ملی است، مشروط به آنکه بسترهای مناسب فرهنگی، اقتصادی و سیاسی برای آن فراهم باشد. گالیکش به عنوان یک نقطه مرزی با ترکیب جمعیتی متنوع، توانسته است الگویی از همزیستی مسالمتآمیز و همبستگی پایدار را به نمایش بگذارد که میتواند برای سایر مناطق کشور نیز الهامبخش باشد. برای حفظ و تقویت این الگو، لازم است ضمن ادامه مسیر کنونی، به چالشهای اقتصادی و رسانهای با برنامهریزی دقیق و مشارکت همه ذینفعان پرداخته شود. سرمایه اجتماعی ایجاد شده در چنین اجتماعاتی، ارزشمندترین دارایی برای آینده ایران چندقومی است و باید با سیاستهای هوشمندانه از آن صیانت کرد. آنچه در گالیکش رخ داد، یادآوری این حقیقت است که وحدت و همدلی نه یک شعار، بلکه یک انتخاب آگاهانه و یک سرمایه اجتماعی راهبردی در دنیای پرآشوب امروز است.
نظرات (0)