نبرد نهروان که در نهم صفر سال ۳۸ هجری قمری رخ داد، از منظر تاریخی یکی از حساس‌ترین و آموزنده‌ترین فرازهای صدر اسلام به شمار می‌رود. برخلاف جنگ‌های جمل و صفین که رویارویی با عهدشکنان سیاسی و دنیاطلبان شام بود، نهروان تجربه‌ای تلخ از مواجهه با جریانی بود که از درون جامعه اسلامی و با نام دین قد علم کرد.

ریشه‌های شکل‌گیری خوارج

بذر اولیه فتنه خوارج در واپسین روزهای نبرد صفین کاشته شد. زمانی که سپاه امام علی (ع) در آستانه پیروزی نهایی بر لشکر معاویه قرار داشت، عمرو بن عاص با طرح حیله «قرآن‌ها بر سر نیزه»، توانست با استفاده از سطحی‌نگری بخشی از سپاه کوفه، مسیر تاریخ را تغییر دهد. اشعث بن قیس و گروهی از قاریان ظاهربین، با اصرار و حتی تهدید، امام را وادار به پذیرش حکمیت کردند.

امام علی (ع) که عمق این توطئه را دریافته بود، هشدار داد که این نیرنگ چیزی جز فرار از شکست نیست، اما بدنه افراطی سپاه به پافشاری خود ادامه داد. پس از پذیرش آتش‌بس و تعیین حکمین، همان گروهی که حکمیت را تحمیل کرده بودند، ناگهان تغییر موضع دادند و امام را متهم به کفر کردند.

شعار حق با اراده باطل

خوارج با استناد به آیه «إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ»، شعار «لا حُکْمَ اِلاّ لِلّه» را سر دادند و پذیرش داوری انسان‌ها را کفر خواندند. امام علی (ع) در پاسخ به آنان فرمود: «کَلِمَةُ حَقٍّ یُرادُ بِها باطِلٌ»؛ این سخن حقی است که از آن اراده باطل می‌شود. ایشان توضیح داد که حکومت و مدیریت جامعه به دست انسان‌ها اداره می‌شود، اما قانون باید قانون خدا باشد.

گروه خوارج که در قریه «حروراء» در نزدیکی کوفه تجمع کردند، رهبرانی از میان قبایل بدوی شبه‌جزیره داشتند. عبدالله بن وهب راسبی، حرقوص بن زهیر تمیمی، شریح بن اوفی العبسی و فروة بن نوفل اشجعی از جمله چهره‌های شاخص آنان بودند. ویژگی بارز این جریان، «جهل مقدس» بود؛ عبادت‌های طولانی همراه با بی‌بصیرتی که آنان را به ابزاری برای تکفیر دیگران تبدیل کرده بود.

از ایده تا خشونت

خوارج پس از هجرت به منطقه نهروان، تفکرات انحرافی خود را از مرحله ایده به عمل رساندند. امام علی (ع) به مدت شش ماه با آنان مدارا کرد و حقوقشان را قطع ننمود، اما خشونت ذاتی تفکر تکفیری دیر یا زود خود را نشان می‌داد. آنان جاده‌ها را ناامن کردند و هولناک‌ترین جنایتشان، شهادت عبدالله بن خباب بن ارت و همسر باردارش بود که به طرز فجیعی به قتل رسیدند.

وقتی خبر این جنایات به کوفه رسید، امام که در حال تدارک برای حرکت به سوی شام بود، ناچار شد مسیر لشکر را به سمت نهروان تغییر دهد تا این غده سرطانی داخلی را ریشه‌کن کند.

روش حکیمانه امام در برخورد با فتنه

روش برخورد امیرالمؤمنین (ع) با خوارج، الگویی بی‌نظیر برای مواجهه با فتنه‌های داخلی است. امام تا آخرین لحظه از جنگ پرهیز داشت و ابتدا صحابه بزرگ را برای گفتگو فرستاد. سپس خود شخصاً با سران خوارج به مناظره نشست و با استدلال، بطلان تفکر آنان را آشکار ساخت.

امام پرچم امانی به دست ابوایوب انصاری داد و اعلام کرد هرکس بازگردد یا دست به جنایت نزده باشد، در امان است. این روشنگری حکیمانه شیرازه سپاه خوارج را از هم گسیخت و بسیاری از آنان توبه کردند و جدا شدند.

پایان نبرد و پیشگویی شگفت‌آور

در نهم صفر سال ۳۸ هجری، خوارج با شعار «الرواح الرواح الی الجنة» به سپاه امام هجوم آوردند. نبرد بسیار سریع به پایان رسید و پیشگویی امام علی (ع) مبنی بر اینکه از سپاه او کمتر از ده نفر کشته می‌شوند و از خوارج نیز کمتر از ده نفر جان سالم به در می‌برند، تحقق یافت. یکی از فراریان، عبدالرحمن بن ملجم مرادی بود که بعدها توطئه شهادت امام را طرح‌ریزی کرد.

امام پس از نبرد در میان اجساد خوارج ایستاد و فرمود: «وای بر شما! آن کس که شما را فریفت، به شما زیان سختی رساند.» و در پاسخ به این پرسش که فریب‌دهنده آنان چه کسی بود، فرمود: «شیطان گمراه‌کننده و نفس‌های سرکش.»

پایداری تفکر خوارج در تاریخ

نبرد نهروان هرچند با پیروزی نظامی قاطع امام به پایان رسید، اما تفکر خوارج به عنوان یک جریان فکری خطرناک در تاریخ باقی ماند. این واقعه نشان داد که خطر جریان‌های نفوذی و افراطی که با ادبیات دینی به میدان می‌آیند، به مراتب سنگین‌تر و پیچیده‌تر از دشمنان آشکار خارجی است. بازخوانی نهروان و هشدارهای امام علی (ع) در نهج‌البلاغه، آیینه‌ای تمام‌نما برای جوامع در مواجهه با شبهات، فتنه‌گری‌ها و ضرورت تمسک به عقلانیت و بصیرت است.