مقدمه؛ فاضلابی که قصه نابرابری می‌گوید

محله صالح‌آباد در جنوب تهران، این روزها تصویری آشنا اما دردناک از وضعیت زیرساخت‌های شهری در حاشیه کلانشهرها را به نمایش گذاشته است. فاضلاب رها شده در کوچه‌های این محله نه فقط یک مشکل بهداشتی و زیست‌محیطی، بلکه روایتی از چنددهه عقب‌ماندگی زیرساختی، نابرابری فضایی در تخصیص منابع و ناکارآمدی زنجیره مدیریت شهری است. شهروندان صالح‌آباد که سال‌هاست خواستار اقدام فوری مسئولان هستند، با معضلی روبه‌رو شده‌اند که ریشه‌های آن فراتر از یک مدیریت محلی یا یک نهاد خاص است. این تحلیل می‌کوشد ابعاد پنهان این بحران را واکاوی کرده و از زاویه‌ای متفاوت به آن بنگرد.

صالح‌آباد؛ از روستا تا حاشیه‌ای فراموش‌شده

صالح‌آباد که امروزه در محدوده منطقه ۱۹ شهرداری تهران قرار دارد، در دهه‌های گذشته از یک روستای حومه‌ای به یکی از پرتراکم‌ترین و محروم‌ترین محله‌های پایتخت تبدیل شده است. مهاجرت‌های گسترده از استان‌های مختلف به تهران در دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰، این منطقه را به یکی از کانون‌های اسکان غیررسمی و حاشیه‌نشینی تبدیل کرد. رشد سریع جمعیت بدون تناسب با توسعه زیرساخت‌ها، شبکه جمع‌آوری فاضلاب این محله را به یکی از بحرانی‌ترین نقاط تهران بدل ساخته است. برخلاف مناطق شمالی و مرکزی تهران که سال‌هاست از شبکه فاضلاب مدرن برخوردارند، صالح‌آباد هنوز درگیر فاضلاب‌های سطحی و چاه‌های جذبی ناکارآمد است که به‌ویژه در فصول گرم سال، معضلات جدی ایجاد می‌کند.

چرا فاضلاب در کوچه‌ها ماندگار شده است؟ ریشه‌های بحران

برای فهم دلیل ماندگاری این بحران باید به سه لایه علت‌ها نظر انداخت. لایه نخست بهبافت کالبدی و الگوی سکونت بازمی‌گردد. بخش قابل توجهی از واحدهای مسکونی صالح‌آباد به صورت غیررسمی و بدون پروانه ساختمانی شکل گرفته‌اند. این ساخت‌وسازهای غیرمجاز که اغلب در زمین‌های کشاورزی تفکیک‌شده قدیمی بنا شده‌اند، امکان اتصال به شبکه فاضلاب متمرکز را از ابتدا نداشته‌اند. لایه دوم بهتأمین مالی و تخصیص بودجه مربوط است. پروژه‌های زیرساختی در مناطق حاشیه‌ای همواره با اولویت کمتری نسبت به مناطق برخوردار مواجه بوده‌اند. آمارها نشان می‌دهد سرانه هزینه زیرساخت‌های شهری در محله‌ای مانند صالح‌آباد به مراتب کمتر از میانگین مناطق شمالی تهران است. لایه سومتفرق نهادی میان شهرداری، شرکت آب و فاضلاب، استانداری و وزارت راه و شهرسازی است. هر یک از این نهادها بخشی از مسئولیت را بر عهده دارند اما هماهنگی مؤثری میان آنها وجود ندارد و نتیجه این ناهماهنگی، گیر افتادن پروژه‌ها در بروکراسی اداری است.

تأثیرات بهداشتی و زیست‌محیطی؛ بهای سنگین بی‌عملی

رها شدن فاضلاب در معابر عمومی پیامدهای فوری و بلندمدتی برای ساکنان صالح‌آباد دارد. از منظربهداشت عمومی، تجمع فاضلاب در کوچه‌ها محلی برای تکثیر پشه‌ها، مگس‌ها و سایر ناقلان بیماری‌های عفونی ایجاد می‌کند. بیماری‌های پوستی، گوارشی و تنفسی در میان ساکنان این محله به ویژه کودکان و سالمندان شیوع بیشتری دارد. از منظرمحیط زیست شهری، نفوذ فاضلاب به سفره‌های آب زیرزمینی منطقه را آلوده می‌کند. تحقیقات میدانی در مناطق مشابه نشان داده است که نیترات و میکروارگانیسم‌های بیماری‌زا در چاه‌های آب شرب مناطق حاشیه‌نشین تهران گاه چندین برابر حد مجاز است. از منظرروانی و اجتماعی، زندگی مداوم در مجاورت فاضلاب رها شده، حس تعلق به محله را کاهش می‌دهد، زمینه مهاجرت ساکنان توانمند را فراهم می‌کند و تصویری از «شهر دوگانه» را بازتولید می‌کند که در آن شهروندان درجه یک و دو وجود دارد.

بازیگران و ذی‌نفعان؛ چه کسی مسئول است؟

معضل فاضلاب صالح‌آباد چند بازیگر اصلی دارد که هر یک بخشی از راه‌حل یا مشکل هستند. شرکت آب و فاضلاب تهران متولی اصلی شبکه جمع‌آوری و تصفیه فاضلاب است اما گسترش شبکه به محله‌های حاشیه‌ای به دلیل هزینه بالای اجرا و نبود طرح جامع به‌روز، با کندی پیش می‌رود. شهرداری منطقه ۱۹ به عنوان نهاد خدمات‌رسان محلی وظیفه نگهداشت معابر و رسیدگی به مشکلات فوری را دارد اما توان مالی و فنی برای حل ساختاری مسئله را ندارد. استانداری تهران و وزارت کشور به عنوان نهادهای هماهنگ‌کننده می‌توانند منابع فرابخشی را بسیج کنند اما تاکنون اراده سیاسی کافی برای حل این بحران نشان نداده‌اند. شورای شهر تهران به عنوان نهاد نظارتی و مصوب‌کننده بودجه، نقش کلیدی در تخصیص اعتبار به پروژه‌های زیرساختی مناطق محروم دارد. و در نهایت ساکنان محله که هم قربانیان اصلی این بحران هستند و هم با پیگیری‌های مکرر خود از طریق سامانه‌های ۱۳۷ و ۱۸۸۸، مراجعه به شورایاری محله و اعتراضات مدنی، تلاش کرده‌اند صدای خود را به مسئولان برسانند.

شکاف قانونی و نهادی؛ از حق بر سلامتی تا الزامات مدیریت شهری

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصول متعدد از جمله اصل ۲۹ (برخورداری از تأمین اجتماعی)، اصل ۴۳ (رفاه عمومی) و اصل ۵۰ (حفاظت از محیط زیست) بر حق شهروندان برای زندگی در محیطی سالم تأکید دارد. همچنین قانون مدیریت خدمات کشوری و ماده ۵۵ قانون شهرداری‌ها، شهرداری را موظف به پاکیزه‌سازی معابر و جمع‌آوری آب‌های سطحی کرده است. با این حال، شکاف میان قوانین موجود و اجرای آنها در مناطق حاشیه‌نشین عمیق است. یکی از مهم‌ترین موانع،نبود ضمانت اجرایی مؤثر برای الزام دستگاه‌های مسئول به اقدام است. دیوان عدالت اداری و سازمان بازرسی کل کشور در سال‌های اخیر پرونده‌هایی را در این زمینه رسیدگی کرده‌اند اما فرآیندهای طولانی اداری و عدم وجود ضرب‌الاجل‌های مشخص، کارآیی این نظارت‌ها را محدود کرده است. تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد ایجاد شاخص‌های شفاف عدالت زیرساختی و رصد سالانه آنها توسط سازمان‌های مردم‌نهاد می‌تواند فشار مؤثری بر نهادهای مسئول وارد کند.

سناریوهای پیش‌رو؛ از راهکارهای فوری تا برنامه‌های بلندمدت

برای خروج از بحران فاضلاب صالح‌آباد، سه سناریوی اصلی قابل تصور است:

سناریوی اول: اقدامات ضربتی و تسکینی. در این سناریو شهرداری منطقه با همکاری شرکت آب و فاضلاب، اقدام به لایروبی دوره‌ای کانال‌های سطحی، توزیع تانکرهای سپتیک برای تخلیه چاه‌های جذبی و بهسازی موقت معابر می‌کند. این راه‌حل اگرچه فوری است اما ریشه‌ای نیست و در بلندمدت فقط بحران را به تعویق می‌اندازد.

سناریوی دوم: برنامه میان‌مدت اتصال به شبکه فاضلاب متمرکز. در این سناریو، طرح توسعه شبکه فاضلاب تهران با اولویت مناطق محروم جنوبی اجرا می‌شود و ظرف ۳ تا ۵ سال، صالح‌آباد به شبکه اصلی متصل می‌گردد. این گزینه نیازمند تخصیص اعتبار ویژه، همکاری بین‌بخشی و رفع موانع حقوقی مالکیت واحدهای غیررسمی است.

سناریوی سوم: بازآفرینی شهری و توانمندسازی محله. این سناریو فراتر از مسئله فاضلاب، نگاه یکپارچه‌ای به محله صالح‌آباد دارد و شامل ساماندهی بافت فرسوده، ارائه خدمات فنی و مهندسی به ساکنان برای بهسازی مسکن، تثبیت مالکیت‌ها و ایجاد شبکه مشارکت محلی برای نگهداشت زیرساخت‌ها است. این رویکرد نیازمند اراده سیاسی قوی و منابع مالی قابل توجه است اما پایدارترین راه‌حل محسوب می‌شود.

جمع‌بندی؛ فاضلاب صالح‌آباد آیینه تمام‌نمای نابرابری شهری

مسئله فاضلاب در کوچه‌های صالح‌آباد فراتر از یک «خبر محلی» است. این بحران تصویری شفاف از الگوی نابرابر توسعه شهری در پایتخت ایران ارائه می‌دهد. تا زمانی که نگاه بخشی و مقطعی به مشکلات مناطق حاشیه‌نشین حاکم باشد، صالح‌آباد تنها یکی از صدها نقطه‌ای خواهد بود که ساکنان آن در محاصره فاضلاب، گرد و غبار و محرومیت به سر می‌برند. راه‌حل پایدار در گرو ایجاد یک پیمان شهری میان همه ذی‌نفعان شامل نهادهای دولتی، شهرداری، بخش خصوصی و مهم‌تر از همه ساکنان محله است. پیمانی که در آن توزیع عادلانه منابع زیرساختی به عنوان یک حق شهروندی و نه یک امتیاز سیاسی، به رسمیت شناخته شود. مطالبه ساکنان صالح‌آباد برای «اقدام فوری» اگرچه به‌حق است، اما آنچه واقعاً نیاز است «اقدام ساختاری» است؛ اقدامی که ریشه‌های نابرابری را هدف بگیرد و محله صالح‌آباد را از حاشیه به متن برنامه‌ریزی شهری تهران بازگرداند.