وقتی وزیر منابع آب عراق از تلاش امدادگران کرمانشاهی در درمانگاه منذریه قدردانی میکند، در نگاه نخست ممکن است این رویداد یک خبر تشریفاتی در میانه انبوه اخبار اربعین به نظر برسد؛ اما اگر همین جمله کوتاه را کنار دادههای بزرگتر بگذاریم — موج راهپیمایی اربعین، بازگشت پیکر شهیدان از گذرگاه مهران، نظارت بر خدمات مرزی باشماق و آمادهباش قضایی در خسروی — آنگاه تصویر دیگری نمایان میشود: تصویر یک دیپلماسی عمومی تازه در مرزهای غربی ایران که در آن امداد، درمان و آب، پیشرانهای گفتوگو هستند. این تحلیل میکوشد رویداد قدردانی وزیر منابع آب عراق از امدادگران کرمانشاهی را از زاویهای متفاوت با تحلیلهای پیشین درباره مهران، باشماق و خسروی بررسی کند؛ زاویهای که در آن «آب» و «سلامت» دو بال یک دیپلماسی فراموششدهاند.
منذریه؛ حلقه گمشده در نقشه امداد اربعین
برای درک اهمیت این رویداد باید نخست جای منذریه را بر نقشه مرزهای غربی ترسیم کرد. منذریه (مندلی) در استان دیاله عراق و در همسایگی مستقیم مرزهای ایران قرار دارد و یکی از گذرگاههای میانی میان ایران و عراق است؛ گذرگاهی که در سایه شهرت مهران، خسروی و باشماق کمتر دیده میشود، اما در ایام اربعین نقش مهمی در جابهجایی زائران و خدماترسانی ایفا میکند. درمانگاه منذریه که امدادگران کرمانشاهی در آن مستقرند، بخشی از شبکه خدمات درمانی صحرایی است که در مسیر زائران ایجاد میشود و برای بسیاری از زائرانی که پیش از ورود به عمق خاک عراق نیاز به خدمات اولیه دارند، نخستین نقطه تماس با نظام امدادی ایرانی محسوب میشود. کادر پزشکی و امدادی کرمانشاه در سالهای اخیر تجربه موفقی در این مسیرها اندوختهاند؛ از مرز خسروی تا مهران و از باشماق تا گذرگاههای کمتر شناختهشدهای چون منذریه. قدردانی یک مقام بلندپایه عراقی از همین نقطه مرزی، نشان میدهد که این خدمات نهتنها برای زائران ایرانی، بلکه برای شهروندان و مقامهای محلی عراق نیز دیده و ارزشگذاری میشود.
چرا قدردانی وزیر آب، از یک تشکر ساده فراتر میرود؟
نکته کلیدی این است که این قدردانی از سوی یک مقام «آب» صورت گرفته است، نه صرفاً یک مقام بهداشتی یا استانداری مرزی. وزارت منابع آب عراق یکی از حساسترین نهادهای حاکمیتی این کشور است؛ نهادی که پروندههای رودخانههای دجله و فرات، سدسازیهای بالادست، حقابهها و بحران خشکسالی را مدیریت میکند و در هر گفتوگوی دوجانبه با ایران، نامش در فهرست طرفهای اصلی مذاکره دیده میشود. هنگامی که چنین نهادی از نیروهای امدادی ایرانی قدردانی میکند، پیام آن چندلایه است: نخست، به رسمیت شناختن کارآمدی خدمات انسانی ایران در خاک خود؛ دوم، گشودن دریچهای برای گفتوگو در فضایی غیر از فضای رسمی و غالباً پرتنش مذاکرات آبی؛ و سوم، فرستادن نشانهای به افکار عمومی عراق که «همسایه» را نه فقط در قاب اختلافات فنی، بلکه در قاب همدلی انسانی میبیند. به عبارت دیگر، درمانگاه منذریه به یک «پل ارتباطی» تبدیل شده است که در آن زبان پزشکی و امداد، آن چیزی را بیان میکند که زبان دیپلماتیک در جلسات رسمی کمتر موفق به بیان آن بوده است.
علتها؛ اربعین بهمثابه موتور دیپلماسی عمومی
چرا این قدردانی اکنون رخ میدهد و چرا از مسیر امداد؟ پاسخ در سه لایه نهفته است. لایه نخست، اربعین است. راهپیمایی اربعین در سالهای اخیر به بزرگترین اجتماع انسانی جهان تبدیل شده و هیچ کشور و نهادی نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت باشد. عراق بهعنوان میزبان و ایران بهعنوان بزرگترین تأمینکننده زائر، در این رویداد به نوعی «همکاری اجباریِ داوطلبانه» رسیدهاند که در آن هزاران نیروی امدادی، پزشک، خادم و داوطلب از دو سوی مرز در یک شبکه واحد عمل میکنند. لایه دوم، تحول در مفهوم امنیت انسانی است. بحرانهای آب و هوایی، خشکسالی و فشارهای اقتصادی در دو کشور، دولتمردان عراقی را به این درک رسانده که امنیت مرزها تنها با حضور نظامی تأمین نمیشود؛ بلکه مرزی که در آن خدمات درمانی و انسانی جریان دارد، مرزی امنتر و قابلپیشبینیتر است. لایه سوم نیز به خلأ نهادهای بینالمللی برمیگردد؛ در شرایطی که سازمانهای بینالمللی به دلیل محدودیتهای مالی و سیاسی کمتر در مناطق مرزی حضور دارند، همکاریهای مردمی و نیمهدولتی ایران و عراق خلأ خدمات را پر میکند و مقامهای محلی عراقی بهناچار و با رضایت، این واقعیت را تصدیق میکنند.
پیامدها؛ از اعتمادسازی مرزی تا پرونده آب
قدردانی وزیر منابع آب عراق اگر در مسیر درست خود ادامه یابد، میتواند دستکم چهار پیامد به همراه داشته باشد. پیامد نخست، اعتمادسازی در سطح محلی است؛ جایی که تصمیمگیران استانی و مرزی دو کشور روزانه با هم سر و کار دارند و تجربه مثبت همکاری در درمانگاه منذریه میتواند به همکاری در حوزههای دیگر مانند مدیریت سیلاب، کنترل گردوغبار و تبادل دادههای هواشناسی و آبشناسی سرایت کند. پیامد دوم، تقویت اقتصاد مرزی است؛ هرگونه بهبود فضای اعتماد، به رونق بازارچههای مرزی، کاهش هزینههای ترانزیت و افزایش امنیت سرمایهگذاری در مناطق مرزی کرمانشاه، ایلام و دیاله میانجامد. پیامد سوم، بازتعریف افکار عمومی عراق از ایران است؛ رسانههای عراقی در صورت ادامه این الگو، روایت «همسایه کمکرسان» را بر روایتهای یکجانبه و امنیتیمحور غلبه خواهند داد. پیامد چهارم اما مهمترین است: ایجاد زمینه روانی و نهادی برای گفتوگوی صریحتر درباره پروندههای فنی مشترک، بهویژه منابع آب. وقتی یک وزیر آب عراقی پیشزمینه مثبتی از همکاری انسانی ایرانیان داشته باشد، منطق مذاکرهای او درباره حقابهها و مدیریت منابع مشترک دچار تغییر میشود؛ زیرا دیگر نمیتواند طرف مقابل را صرفاً یک «بازیگر ذینفع رقیب» ببیند، بلکه او را در قامت شریکی میبیند که در میدان عمل، اهل تعهد و مسئولیت است.
بازیگران و ذینفعان؛ نقشه منافع در یک نقطه مرزی
این رویداد ساده، در واقع شبکهای از بازیگران را درگیر میکند که هر یک منافع و محاسبات خاص خود را دارند. نخست، امدادگران و کادر درمانی کرمانشاه هستند که با حضور داوطلبانه خود، برند «امداد ایرانی» را در عراق میسازند و از این مسیر، اعتبار نهادی دستگاههای امدادی استان را ارتقا میبخشند. دوم، وزارت منابع آب عراق است که با این قدردانی، هم به افکار عمومی داخلی نشان میدهد که در پروندههای حساس، رویکردی عملگرایانه دارد و هم برای گفتوگوهای آتی با ایران، سرمایهای از حسننیت ایجاد میکند. سوم، دولتهای محلی دو سوی مرز — استان کرمانشاه و استان دیاله — هستند که در سایه چنین رویدادهایی میتوانند بودجه و توجه بیشتری برای توسعه زیرساختهای مرزی جذب کنند. چهارم، زائران هستند؛ میلیونها انسانی که امنیت و سلامت آنان در گرو همین همکاریهای خاموش است. و پنجم، بازیگران فرامرزی و رسانهای اند که از هر شکاف یا هر پیوند در مرزهای ایران و عراق، روایتسازی میکنند؛ بنابراین هر اقدام موفق در مرز، همزمان یک اقدام رسانهای و روایی نیز هست.
سناریوهای پیشرو؛ سه مسیر متفاوت
با توجه به این نقشه منافع، سه سناریو برای آینده میتوان متصور شد. سناریوی نخست، «سناریوی تثبیت» است؛ در این حالت، قدردانی وزیر آب عراق به توافقهای کوچک عملیاتی منجر میشود: تداوم فعالیت درمانگاههای مرزی در تمام فصول، نه فقط ایام اربعین؛ تبادل منظم دادههای آبشناسی رودخانههای مرزی؛ و ایجاد کمیتههای فنی مشترک برای مدیریت سیلاب و خشکسالی. این سناریو محتملترین و کمهزینهترین مسیر است. سناریوی دوم، «سناریوی نهادینهسازی» است؛ در این حالت، همکاریهای انسانی مرزی به یک الگوی نهادی تبدیل میشود، مانند امضای تفاهمنامهای میان نهادهای امدادی ایران و وزارت منابع آب عراق برای مقابله با بحرانهای آبوهوایی، یا ایجاد یک «دالان سلامت و آب» در مرزهای غربی. این مسیر نیازمند اراده سیاسی بالاتر و همراهی پایتختهاست. سناریوی سوم، «سناریوی فراموشی» است؛ در این حالت، رویداد فعلی به یک خبر مقطعی تبدیل میشود و پس از پایان اربعین، زیرساختها و اعتماد ایجادشده به دلیل نبود پیگیری نهادی، از بین میرود. خطر این سناریو در آن است که فرصتهای تاریخی همکاری، بهسرعت توسط تحولات سیاسی و امنیتی منطقه تحتالشعاع قرار گیرد.
جمعبندی؛ همسایگی را نباید فقط در پایتختها جست
قدردانی وزیر منابع آب عراق از امدادگران کرمانشاهی در درمانگاه منذریه، اگرچه در نگاه اول یک خبر کوتاه است، اما در عمق خود روایتی از تحول در هندسه همسایگی ایران و عراق را حمل میکند. این رویداد نشان میدهد که مرزها تنها خطوط ژئوپلیتیک نیستند؛ آنها میتوانند به «پلهای سلامت»، «پلهای اعتماد» و حتی «پلهای گفتوگوی آب» تبدیل شوند. آنچه این تجربه را از تحلیلهای پیشین درباره مهران، باشماق و خسروی متمایز میکند، پیوند نادرست میان «امداد درمانی» و «حکمرانی آب» است؛ دو حوزهای که معمولاً در دو دستگاه جداگانه مدیریت میشوند، اما در میدان مرز، به هم گره میخورند. اگر مسئولان ایرانی این سیگنال را جدی بگیرند و آن را به یک برنامه پایدار تبدیل کنند، درمانگاه منذریه میتواند نماد نوعی دیپلماسی شود که در آن نه سرباز، بلکه پزشک و امدادگر، سفیر همسایگی است. در جهانی که بحران آب هر سال جدیتر میشود، هر پل اعتمادی که در مرزها ساخته شود، سرمایهای برای آیندهای امنتر و انسانیتر خواهد بود.
نظرات (0)