هر سال در روزهای منتهی به اربعین، نگاهها به سمت مرزهای غربی کشور دوخته میشود؛ میلیونها زائر در یک بازه زمانی کوتاه، مسیر خانه تا کربلا را طی میکنند و بزرگترین گردهمایی مذهبی جهان را رقم میزنند. اما تجربه سالهای اخیر به روشنی نشان داده که سختترین بخش این مهاجرت بزرگ، نه رفتن، بلکه برگشتن است. موج بازگشت، برخلاف سفر رفت که با انگیزه و انرژی جمعی همراه است، در شرایط خستگی جسمی، کمبود زمان و فشار روانی رخ میدهد و اگر زیرساختها برای آن طراحی نشده باشند، به نقطهای میماند که همه ظرفیتها در آن گلوگاه میشوند.
در همین بستر، خبر تمدید تردد زائران از مرز سومار تا چند روز پس از اربعین، بیش از آنکه یک اطلاعیه خدماتی باشد، یک تصمیم راهبردی در حوزه مدیریت جریان انسانی است. این تصمیم که در کنار آمار چشمگیر ثبتشده در مرز خسروی و آمادهباش ناوگانهای اتوبوسی استانها قرار میگیرد، نشان میدهد که ستاد اربعین در حال عبور از نگاه «یکمرزی» به یک الگوی شبکهای است. پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا تمدید بازگشت از سومار اهمیت راهبردی دارد، چه بازیگرانی در این میدان نقشآفرینی میکنند و این سیاست تا کجا میتواند به یک الگوی پایدار تبدیل شود.
سومار؛ کریدور تازه در نقشه گذرگاههای اربعین
مرز سومار در شهرستان گیلانغرب در استان کرمانشاه، در سالهای اخیر از یک گذرگاه محلی و فصلی به یکی از گزینههای رسمی سفر اربعین تبدیل شده است. این گذرگاه در سوی عراق به شهر مندلی در استان دیالی میرسد و برای بخشی از زائران، مسیری کوتاهتر و خلوتتر نسبت به مرز خسروی یا مهران فراهم میکند. گزارشهای میدانی امروز خبرگزاری نشان میدهد که در همین ایام، مرز خسروی رکورد ۸۰ هزار تردد شبانهروزی را ثبت کرده و ناوگان اتوبوسی قزوین نیز بازگشت تدریجی زائران از مرز مهران را مدیریت میکند؛ یعنی هر یک از گذرگاهها وظیفه مشخصی در یک شبکه بزرگ بر عهده دارد. سومار در این شبکه، نقش «ظرفیت مازاد» یا به تعبیری «کریدور تسهیلکننده» را ایفا میکند.
ریشه اهمیت سومار را باید در مسئله تمرکز جغرافیایی جست. سالهاست که بخش عمده تردد اربعین از دو یا سه گذرگاه مشخص انجام میشود و هرگونه اختلال در آنها، کل سفر را دچار تنش میکند. افزودن گذرگاههای میانی مانند سومار، منطق «سبدگردانی مرزی» را وارد مدیریت اربعین میکند؛ همان منطقی که در مدیریت زیرساختهای حملونقل به آن «توزیع بار» میگویند. وقتی یک گذرگاه با ظرفیت کمتر اما ظرفیتپذیر وارد چرخه میشود، فشار از روی محورهای اصلی برداشته میشود و زائر نیز گزینه بیشتری برای انتخاب دارد. این همان نقطهای است که سومار را از یک «مسیر جایگزین» به بخشی از «معماری کلی اربعین» ارتقا میدهد.
چرا تمدید بازگشت؟ منطق پلکانی کردن موج برگشت
مهمترین ویژگی جریان بازگشت اربعین، فشردگی زمانی آن است. اگر موج برگشت در سه یا چهار روز متمرکز شود، ظرفیت گمرک، پارکینگ، اتوبوس، موکب و نیروی انسانی به نقطه اشباع میرسد و صفهای طولانی، سفرهای شبانه پرخطر و خطاهای انسانی چند برابر میشود. تمدید مهلت بازگشت از سومار، در عمل سیاست «پلکانی کردن» یا هموارسازی منحنی تقاضاست؛ یعنی بهجای آنکه همه بخواهند فردای اربعین برگردند، بازگشت به چند روز تقسیم میشود و فشار بر زیرساخت در هر روز مشخص و قابلمدیریت میماند.
این تصمیم سه پیام مستقیم دارد. نخست، کاهش فشار بر زیرساختهای مرزی است؛ زیرا تعداد زائران در هر شیفت زمانی کمتر میشود و فرصت سرویسدهی بهینه فراهم میآید. دوم، کاهش سفرهای شبانه و پرخطر است؛ تحلیلهای پیشین خبرگزاری درباره هزینههای خاموش ایمنی در کریدورهای زیارتی نشان داده که بخش قابلتوجهی از تصادفات، در بازگشت و در ساعات خستگی رخ میدهد و تمدید مهلت، همین ساعتهای پرخطر را توزیع میکند. سوم، دادن اطمینان روانی به زائر است؛ وقتی مقررات روشن باشد و زائر بداند بازگشت تا چند روز پس از اربعین آزاد است، شتابزدگی و تصمیمگیریهای پرریسک کاهش مییابد. به همین دلیل، تمدید بازگشت را باید ابزار «مدیریت تقاضا» دانست، نه صرفاً یک اطلاعیه اداری.
میدان بازیگران؛ زائر، مرزبان، موکبدار و طرف عراقی
هر سیاست مرزی، شبکهای از بازیگران را درگیر میکند و تمدید بازگشت از سومار نیز از این قاعده مستثنی نیست. نخستین و مهمترین بازیگر، خود زائر است که میان هزینه، زمان و کیفیت خدمات تصمیم میگیرد؛ زائری که امروز به دادههای دقیقتری درباره ظرفیت هر گذرگاه نیاز دارد تا انتخاب آگاهانهای داشته باشد. در سوی دیگر، نهادهای ایرانی قرار دارند؛ از مرزبانی و گمرک و پلیس راه تا هلالاحمر، راهداری و شهرداریها. نمونههای امروز این شبکه را به خوبی نشان میدهد: پایش ایمنی و بهداشت در مواکب شهرداری تهران، سرویس رایگان متروی تبریز در خط یک و بازگشت تدریجی زائران با ناوگان اتوبوسی قزوین، همگی اجزای یک ماشین بزرگ هماهنگیاند که تمدید بازگشت از سومار نیز باید در همین چارچوب دیده شود.
بازیگر سوم، موکبداران و نیروهای داوطلب هستند که با تمدید مهلت، روزهای طولانیتری در جادهها و پایانههای مرزی میمانند؛ موضوعی که هم بر نقش اجتماعی آنها میافزاید و هم پرسشهایی درباره تأمین نیرو، غذا و امکانات رفاهی در روزهای پایانی ایجاد میکند. اما شاید کمتوجهترین بازیگر، طرف عراقی باشد. تمدید بازگشت بدون هماهنگی با مقامات استان دیالی و نیروهای امنیتی عراق که پذیرش و بازگردانی زائران را در سوی مندلی بر عهده دارند، معنایی ندارد. همین نکته، موضوع را از یک تصمیم داخلی به یک مسئله دوجانبه تبدیل میکند و نشان میدهد که موفقیت سیاست سومار، در گرو بلوغ دیپلماسی مرزی ایران و عراق است.
پیامدهای میدانی؛ فرصتهای اقتصادی و هزینههای پنهان
تمدید بازگشت از سومار، پیامدهای مثبت و منفی همزمانی دارد. در سمت فرصتها، اقتصاد مرزنشینان شهرستانهای غربی کرمانشاه از جمله گیلانغرب، قصرشیرین و سرپلذهاب قرار دارد؛ هر روزی که مرز فعالتر باشد، موکبها، حملونقل، پذیرایی و خدمات محلی درآمد بیشتری کسب میکنند و این جریان، سرمایهگذاری در راهها و تأسیسات مرزی را توجیهپذیرتر میکند. افزون بر این، تجربه سومار میتواند الگویی برای تبدیل جریان فصلی زائر به تجارت دائمی با استان دیالی عراق باشد؛ یعنی همان چیزی که توسعه اقتصادی مناطق مرزی سالهاست منتظر آن است.
اما در سمت هزینهها، چند مسئله پنهان وجود دارد. نخست، فرسایش نیروی انسانی و داوطلبان است؛ خدمترسانی طولانیتر، نیازمند چرخش نیرو و برنامهریزی دقیقتر است و اگر ستاد اربعین برای روزهای پس از اربعین برنامه نیروی انسانی نداشته باشد، کیفیت خدمات در همان روزهای پایانی که زائران خستهتریناند، افت میکند. دوم، مخاطرات اقلیمی و بهداشتی است؛ بازگشت در روزهای سردتر، مسئله گرمایش موقت، بهداشت مواکب و مراقبت از سالمندان و کودکان را جدیتر میکند. سوم، مدیریت پسماند و آلودگی است که با طولانیشدن حضور جمعیت در پایانهها، ابعاد محیطزیستی پیدا میکند. نکته مهم آنکه این هزینهها پنهاناند و در آمار رسمی دیده نمیشوند؛ بنابراین هر ارزیابی از موفقیت سیاست تمدید، باید این لایههای نامرئی را نیز در نظر بگیرد.
سناریوهای پیش رو؛ از موفقیت آزمایشگاه تا فشار بر زیرساختها
سه سناریو برای آینده سیاست تمدید بازگشت از سومار قابل تصور است. در سناریوی نخست که میتوان آن را «تثبیت موفق» نامید، بازگشت پلکانی به نرمی اجرا میشود، سومار به عنوان یکی از گذرگاههای دائمی اربعین نهادینه میشود و توافق مرزی با عراق درباره مندلی به یک چارچوب همیشگی تبدیل میگردد. در این حالت، سرمایهگذاری در زیرساختهای سومار نه تنها برای اربعین، بلکه برای تجارت سالانه با دیالی بازدهی خواهد داشت و مرز از یک مسیر فصلی به یک کریدور اقتصادی ارتقا مییابد.
در سناریوی دوم که «آزمون تنش» نام دارد، رویدادهای غیرمنتظره مانند بارشهای سنگین، تصادف گسترده، اختلال زیرساختی یا نوسانات امنیتی در استان دیالی، جریان زائر را دوباره به سمت خسروی و مهران سوق میدهد و تمرکز تاریخی بازمیگردد. در این سناریو، روشن میشود که توزیع بار زیارتی بدون «پشتیبان دادهمحور» و بدون ظرفیت ذخیره در هر گذرگاه، شکننده است. سناریوی سوم را میتوان «نهادینهشدن تدریجی» نامید؛ در این حالت، تمدید بازگشت که امروز موقتی به نظر میرسد، به یک رویه ثابت تبدیل میشود و ستاد اربعین با دادههای جمعآوریشده از این دوره، ظرفیت هر گذرگاه را برای سال آینده دقیقتر برنامهریزی میکند. در هر سه سناریو، موضوع مشترک، نیاز به شفافیت اطلاعاتی و هماهنگی دوجانبه است.
جمعبندی؛ سومار فقط یک مسیر بازگشت نیست
تمدید تردد زائران از مرز سومار را باید فراتر از یک تصمیم خدماتی نگریست؛ این سیاست، نمونهای از «مدیریت هوشمند جریان انسانی» است که در آن توزیع جغرافیایی، پلکانیکردن زمان و هماهنگی فرامرزی در کنار هم قرار میگیرند. تجربه امسال نشان میدهد که مرزهای غربی کشور دیگر مجموعهای از نقاط مجزا نیستند، بلکه یک شبکه یکپارچهاند که هر عضو آن وظیفهای مشخص در برابر موج عظیم انسانی دارد. سومار، بهمثابه حلقه تازه این شبکه، هم ظرفیتهای پنهان مرزهای کرمانشاه را به نمایش گذاشته و هم پرسشهای بنیادی درباره دادهمحور بودن تصمیمها، پایداری نیروی انسانی و عمق همکاری با عراق را مطرح کرده است.
اگر قرار باشد از این تجربه درس گرفت، سه پیشنهاد مطرح میشود: نخست، ایجاد داشبورد لحظهای ظرفیت گذرگاهها و اطلاعرسانی شفاف به زائران تا انتخاب مسیر، به داده واقعی متکی باشد و نه شایعه؛ دوم، انعقاد توافقنامههای عملیاتی دوجانبه با استان دیالی برای مدیریت موج بازگشت، بهگونهای که تمدید مهلت، هماهنگ با ظرفیت پذیرش سوی عراق باشد؛ سوم، سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختهای سومار بهعنوان یک کریدور دائمی تجارت و زیارت، نه صرفاً یک ظرفیت اضطراری برای چند روز. بدینسان، سومار میتواند از یک «مسیر بازگشت» به یک «ظرفیت راهبردی» در ژئوپلیتیک مرزهای غربی تبدیل شود.
نظرات (0)