مقدمه؛ مدرسهسازی به مثابه سرمایهگذاری امنیتی و توسعهای
استان سیستان و بلوچستان با وسعتی معادل ۱۱ درصد از خاک ایران و جمعیتی رو به رشد، سالها است که در شاخصهای توسعه انسانی با چالشهای ساختاری مواجه بوده است. پایینترین نرخ باسوادی، کمترین سرانه فضاهای آموزشی و بالاترین نرخ محرومیت در میان استانهای کشور، تصویری تکراری از این خطه پهناور بود. اما تخصیص اعتبار پنج هزار میلیارد تومانی (پنج همت) برای مدرسهسازی در این استان، نشانهای از تغییر پارادایم در نگاه به توسعه مناطق محروم و مرزی است. این رقم که در تاریخ مدرسهسازی کشور کمنظیر است، پرسشهای مهمی را درباره دلایل، روند اجرا و پیامدهای احتمالی این جهش مالی برمیانگیزد.
در حالی که میانگین سرانه فضای آموزشی در کشور حدود ۵٫۲ مترمربع به ازای هر دانشآموز است، این شاخص در سیستان و بلوچستان به کمتر از ۳ مترمربع میرسید. تراکم بالای دانشآموزان در کلاسهای درس، فرسودگی زیرساختهای موجود و کمبود شدید مدارس در مناطق روستایی و حاشیهای شهرها، بحرانی خاموش را در نظام آموزشی این استان رقم زده بود. جهش پنجهمتی اما روایتی تازه از عزم ملی برای جبران عقبماندگیها را رقم زده است.
زمینههای تاریخی محرومیت؛ ریشههای عقبماندگی آموزشی در شرق کشور
برای درک اهمیت جهش اخیر در مدرسهسازی سیستان و بلوچستان، باید به ریشههای تاریخی محرومیت این استان مراجعه کرد. محرومیت استانهای شرقی ایران، به ویژه سیستان و بلوچستان، معلول مجموعهای از عوامل جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی است. پراکندگی نامتوازن جمعیت در روستاهای دورافتاده، کمبود زیرساختهای راه و حملونقل، خشکسالیهای پی در پی و ناامنیهای دورهای در مناطق مرزی، همگی دست به دست هم داده بودند تا استان در پایینترین سطح برخورداری از خدمات آموزشی قرار گیرد.
آمارهای رسمی نشان میدهد که تا پیش از دهه ۱۳۹۰، نزدیک به ۳۰ درصد از مدارس استان به صورت کپری، کانکسی یا استیجاری اداره میشدند. این رقم در برخی شهرستانهای مرزی مانند میرجاوه، سراوان و سیب و سوران به مراتب بالاتر بود. نبود مدارس متوسطه در بسیاری از روستاها، دانشآموزان را مجبور به ترک تحصیل یا کوچ اجباری به شهرهای بزرگتر میکرد که خود عاملی برای تشدید حاشیهنشینی و آسیبهای اجتماعی بود.
از سوی دیگر، نگاه امنیتی صرف به این استان در دهههای گذشته، باعث شده بود اولویتهای هزینهای به جای سرمایهگذاری در زیرساختهای انسانی، صرف تأمین امنیت نظامی و انتظامی شود. این رویکرد هرچند در مقطع خود ضروری بود، اما به تدریج شکاف توسعهای میان استانهای مرکزی و شرقی کشور را عمیقتر کرد.
چرا جهش پنجهمتی؟ واکاوی علل و روند تخصیص اعتبار
تخصیص پنج هزار میلیارد تومان برای مدرسهسازی در سیستان و بلوچستان، تصادفی یا حاصل یک تصمیم مقطعی نبوده است. این رقم حاصل یک فرایند چندلایه است که در آن عوامل مختلفی نقش داشتهاند.
نخست؛ اراده سیاسی و سفرهای استانی: بازدیدهای میدانی مسئولان عالیرتبه کشوری از مناطق محروم استان، به ویژه در سالهای اخیر، تصویری واقعی از عمق محرومیت را به نمایش گذاشت. مشاهدات عینی از کلاسهای درس بدون صندلی، مدارس خشتی و گلی و دانشآموزانی که زیر آفتاب سوزان در چادرهای آموزشی درس میخواندند، ضرورت اقدام فوری را آشکار کرد.
دوم؛ فشار افکار عمومی و رسانهها: گزارشهای متعدد رسانهای از وضعیت اسفناک آموزشی در جنوب شرق کشور، به تدریج به اجماعی ملی برای جبران این عقبماندگی تبدیل شد. فعالان مدنی، خیران مدرسهساز و نمایندگان مجلس استان، هر یک به سهم خود در ایجاد این مطالبه عمومی نقش داشتند.
سوم؛ تغییر نگاه امنیتی به توسعهای: تجربه کشورهای موفق در توسعه مناطق مرزی نشان داده که سرمایهگذاری در آموزش، مؤثرترین راه برای تحکیم امنیت پایدار است. این درسآموزی در سطوح مدیریتی کشور نیز نهادینه شده و مدرسهسازی به عنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت امنیتی و نه صرفاً رفاهی، مورد توجه قرار گرفته است.
چهارم؛ نقش خیران مدرسهساز: جامعه خیران مدرسهساز ایران که پیشگام ساخت مدارس در مناطق محروم بودهاند، در این جهش نیز سهم قابل توجهی دارند. همافزایی اعتبارات دولتی و کمکهای خیران، مدل مؤثری را برای تسریع در ساخت فضاهای آموزشی ایجاد کرده است.
ابعاد و چشمانداز پروژه؛ از کمیت تا کیفیت
اعتبار پنج هزار میلیارد تومانی، برنامهای جاهطلبانه برای ساخت، تکمیل و مقاومسازی صدها مدرسه در سراسر استان را شامل میشود. بر اساس اعلام مسئولان، این اعتبار قرار است طی یک بازه زمانی سه تا پنج ساله، کمبود فضای آموزشی استان را به طور قابل ملاحظهای جبران کند.
اما پرسش مهمی که در اینجا مطرح میشود، صرفاً به تعداد کلاسهای ساختهشده محدود نیست. تجربه پروژههای عمرانی مشابه در کشور نشان داده که کمیت بدون توجه به کیفیت، میتواند به هدررفت منابع ملی منجر شود. از این رو، رعایت استانداردهای فنی، مقاومسازی در برابر زلزله، تأمین تأسیسات گرمایشی و سرمایشی استاندارد و دسترسی به اینترنت و تجهیزات آموزشی مدرن، از الزامات این پروژه عظیم است.
همچنین، توزیع جغرافیایی پروژهها باید به گونهای باشد که مناطق روستایی، عشایری و مرزی که بیشترین محرومیت را دارند، در اولویت قرار گیرند. تجربه نشان داده که تمرکز صرف بر شهرهای بزرگ، شکاف شهر-روستا را نه تنها کاهش نمیدهد، بلکه تشدید میکند.
بازیگران و ذینفعان؛ نقش هر یک در تحقق این جهش
جهش پنجهمتی مدرسهسازی در سیستان و بلوچستان، حاصل همافزایی چندین بازیگر اصلی است:
۱. دولت مرکزی و سازمان برنامه و بودجه: تأمین اعتبار پنج هزار میلیارد تومانی از بودجه عمومی کشور، نشاندهنده اولویت یافتن توسعه آموزشی استانهای محروم در سطح کلان است. سازمان برنامه و بودجه به عنوان توزیعکننده منابع، نقش کلیدی در تضمین تخصیص بهموقع این اعتبار دارد.
۲. وزارت آموزش و پرورش و سازمان نوسازی مدارس: این نهادها به عنوان مجری اصلی، مسئولیت برنامهریزی، طراحی، نظارت و تحویل پروژهها را بر عهده دارند. توان مهندسی و مدیریت پروژه این سازمانها در مقیاس بیسابقه این طرح، یک آزمون بزرگ است.
۳. استانداری و فرمانداریها: مدیریت محلی استان، نقش هماهنگکننده میان دستگاههای اجرایی، تأمین زمین، رفع موانع حقوقی و پایش پیشرفت فیزیکی پروژهها را بر عهده دارد.
۴. خیران مدرسهساز و جامعه مدنی: جامعه خیران نه تنها در تأمین بخشی از منابع مالی، بلکه در ایجاد پل ارتباطی میان مردم و حاکمیت و رصد میدانی پروژهها نقش آفرین هستند.
۵. مردم و دانشآموزان استان: اصلیترین ذینفعان این طرح، میلیونها دانشآموز و خانوادههای آنها در سیستان و بلوچستان هستند. مشارکت و نظارت مردمی بر روند اجرا، ضامن کیفیت و پایداری این طرح خواهد بود.
سناریوهای پیشرو؛ سه مسیر احتمالی برای آینده آموزشی استان
با توجه به تجارب مشابه در ایران و جهان، میتوان سه سناریوی اصلی برای سرنوشت این جهش سرمایهگذاری متصور شد:
سناریوی اول (مطلوب): تخصیص بهموقع اعتبارات، مدیریت کارآمد پروژهها، مشارکت فعال خیران و رعایت استانداردهای کیفی منجر به کاهش چشمگیر کمبود فضای آموزشی، افزایش نرخ پوشش تحصیلی به ویژه در مقطع متوسطه، و بهبود شاخصهای آموزشی استان طی پنج سال آینده میشود. در این سناریو، سیستان و بلوچستان به الگویی برای توسعه آموزشی در مناطق محروم تبدیل میگردد.
سناریوی دوم (میانه): بخش عمدهای از اعتبارات تخصیص مییابد و تعداد قابل توجهی مدرسه ساخته میشود، اما به دلیل مشکلات مدیریتی، پراکندگی جغرافیایی یا نوسانات اقتصادی، برخی پروژهها با تأخیر مواجه میشوند یا کیفیت مطلوب را ندارند. در این حالت، پیشرفت قابل توجه اما ناقص خواهد بود.
سناریوی سوم (نامطلوب): افت ارزش ریال در اثر تورم، تخصیص نیافتن بهموقع اعتبارات، تغییر اولویتهای سیاسی یا ضعف در مدیریت پروژهها، باعث میشود جهش پنجهمتی به نتیجه مطلوب نرسد و بخشی از اعتبارات در پروژههای نیمهتمام بلوکه شود. تجربه برخی پروژههای بزرگ عمرانی در کشور، این سناریو را به یک هشدار جدی تبدیل کرده است.
جمعبندی؛ مدرسهسازی، پیشنیاز توسعه پایدار شرق کشور
جهش پنج هزار میلیارد تومانی مدرسهسازی در سیستان و بلوچستان، یک رویداد صرفاً عمرانی نیست؛ بلکه اعلام تغییر رویکردی راهبردی از نگاه امنیتی-انفعالی به نگاه توسعهمحور در شرقیترین استان ایران است. این سرمایهگذاری اگر با برنامهریزی دقیق، نظارت مستمر، مشارکت مردمی و تخصیص بهموقع منابع همراه شود، میتواند نقطه عطفی در تاریخ توسعه منطقه باشد.
با این حال، مدرسهسازی به تنهایی کافی نیست. تأمین معلم، بهبود کیفیت آموزش، توسعه هنرستانهای فنی و حرفهای، ایجاد فرصتهای شغلی برای فارغالتحصیلان و رفع محرومیتهای همزمان در حوزههای بهداشت، آب، راه و انرژی، همگی لازمههای تحقق کامل این جهش هستند. مدرسه تنها بستر آموزش است؛ محتوای آموزشی و فرصتهای پساآموزشی نیز به همان اندازه اهمیت دارند.
سیستان و بلوچستان امروز در آستانه تحولی تاریخی قرار دارد. تداوم این روند و الگوسازی از آن برای سایر استانهای محروم کشور، نیازمند اراده سیاسی پایدار، وفاق ملی و سرمایهگذاری مستمر در سرمایه انسانی است. اگر این مسیر با هوشمندی دنبال شود، سالهای آینده از سیستان و بلوچستان نه به عنوان محرومترین استان، بلکه به عنوان پیشتاز توسعه آموزشی و الگوی محرومیتزدایی یاد خواهد شد.
نظرات (0)