شبهای هاوانا، شهری که روزگاری روشنایی و موسیقی آن زبانزد جهان بود، در بحران اخیر به تاریکی فرو رفت. شبکه ملی برق کوبا — بزرگترین جزیره کارائیب — پس از از مدار خارج شدن بزرگترین نیروگاه حرارتی کشور، بهصورت زنجیرهای فروپاشید و تقریباً تمام جمعیت جزیره را در خاموشی فرو برد. آنچه در نگاه نخست یک رویداد فنی به نظر میرسد، در واقع برآیند شش دهه سیاست، اقتصاد و جغرافیای سیاسی است: تحریمی که هیچ قطعهای را به جزیره نمیرساند، زیرساختی که یادگار دهه ۱۹۸۰ است و سوختی که از متحدی میآید که خود در آستانه خاموشی ایستاده است. این تحلیل با نگاهی فراتر از خبر اولیه، زمینهها، علتها، پیامدها، بازیگران و مسیرهای احتمالی این بحران را واکاوی میکند.
زمینه؛ آناتومی یک خاموشی سراسری
کوبا یک شبکه برق منزوی است؛ جزیرهای که به هیچ شبکه همسایهای متصل نیست و هر خطای کوچک میتواند به آبشاری از قطعی بدل شود. در بحران اخیر، خروج اضطراری واحد نیروگاه «آنتونیو گیتِراس» در استان ماتانساس — از بزرگترین واحدهای تولید برق کشور — کل شبکه را از مدار خارج کرد و میلیونها نفر را در تاریکی فرو برد. مقامهای هاوانا با اعلام وضعیت اضطراری انرژی، مدارس و بخشهای غیرضروری را تعطیل و ساعات کاری را محدود کردند؛ اما بازگشت کامل برق روزها طول کشید و بخشهایی از جزیره همچنان با قطعیهای سنگین دستبهگریباناند.
این نخستین تجربه جزیره با خاموشی گسترده نبود. از سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، قطعیهای برنامهریزیشده و از کار افتادن مکرر واحدهای قدیمی به بخشی از زندگی روزمره کوباییها تبدیل شده بود؛ اما فروپاشی کامل شبکه، بحران را از سطح «ناراحتی روزمره» به سطح «بحران سیستمی» ارتقا داد. واژه اسپانیایی «آپاگون» به معنای خاموشی، در همان سال به واژه سال زبان اسپانیایی بدل شد؛ نشانهای زبانشناختی از آنکه تاریکی به تجربه مشترک میلیونها نفر در گستره جهان اسپانیاییزبان تبدیل شده است.
علتها؛ مثلث مرگبار تحریم، کهنگی و وابستگی سوختی
علت ریشهای فروپاشی را باید در سه لایه بههمپیوسته جستوجو کرد. لایه نخست، زیرساخت است. بخش عمدهای از ظرفیت تولید برق کوبا به نیروگاههای حرارتی دوران همکاری با شوروی بازمیگردد که دههها از عمر طراحی آنها میگذرد. نبود قطعات یدکی به دلیل تحریمهای آمریکا، تعمیرات را به تعویق انداخته و واحدها را در آستانه خرابی دائمی قرار داده است؛ در چنین وضعیتی، یک خروج کوچک در غیاب ذخیره مطمئن میتواند کل شبکه را بیثبات کند.
لایه دوم، سوخت است. کوبا منابع هیدروکربنی قابل توجهی ندارد و تقریباً تمام سوخت مصرفی خود را وارد میکند. تأمینکننده اصلی، ونزوئلاست؛ کشوری که خود با تحریمهای نفتی و افت تولید مواجه است. کاهش محمولههای سوختی از کاراکاس، ذخایر استراتژیک جزیره را به پایینترین سطح رساند و نیروگاهها را از سوخت کافی محروم کرد. ناتوانی هاوانا در پرداخت هزینه خرید از بازارهای جهانی — به دلیل محدودیتهای بانکی ناشی از تحریم — راه جایگزین را نیز بسته است.
لایه سوم، تحریم است. محاصره اقتصادی آمریکا که از سال ۱۹۶۲ برقرار است، در دورههای مختلف تشدید شده؛ از جمله با بازگرداندن نام کوبا به فهرست کشورهای حامی تروریسم و محدودیتهای تازه بر حوالهها و سفر. این تحریمها نهتنها مسیر تأمین قطعات و سوخت را میبندند، بلکه سرمایهگذاری خارجی در زیرساختهای انرژی را نیز تقریباً غیرممکن میکنند. نتیجه، یک دور باطل است: هر چه شبکه قدیمیتر میشود، نگهداری آن گرانتر و دسترسی به راهحل دشوارتر میشود.
پیامدها؛ از یخچال خالی تا هتلهای خاموش
پیامدهای خاموشی سراسری فراتر از تاریکی خیابانهاست. در یک کشور گرمسیری، قطع برق یعنی از کار افتادن سیستمهای پمپاژ آب، فاسد شدن مواد غذایی و داروها و اختلال در زنجیره سرما؛ خدماتی که بهطور مستقیم به سلامت عمومی گره خوردهاند. بیمارستانها با ژنراتور کار میکنند و مدارس و ادارات تعطیل میشوند؛ اما هزینه واقعی بر دوش خانوادهها و کسبوکارهای کوچک است که برای تأمین برق خصوصی، هزینههای سنگینی متقبل میشوند.
کوبا از گردشگری بهعنوان مهمترین منبع ارز سخت یاد میکند؛ اما گردشگری با برق قطعشده معنا ندارد. هتلهای هاوانا، رستورانها و مراکز تفریحی که به برق پایدار وابستهاند، در معرض از دست دادن اعتبار در بازار جهانی سفر هستند. در کنار آن، خاموشیها به متغیری در معادله مهاجرت بدل شدهاند؛ موج مهاجرت کوباییها که در سالهای اخیر به اوج تاریخی رسیده، با هر دوره بحران تشدید میشود. تجربه اعتراضهای سال ۲۰۲۱ نیز نشان داد که نارضایتی اقتصادی میتواند بهسرعت به خیابانها کشیده شود؛ بحران برق، این فشار را مضاعف کرده است.
بازیگران و ذینفعان؛ چه کسی کلید برق جزیره را در دست دارد؟
در قلب این بحران، دولت کوبا و شرکت دولتی برق قرار دارند که انحصار تولید و توزیع را در دست دارند. تصمیمهای آنها — از تخصیص سوخت به بخشهای اولویتدار تا تعیین ساعات قطعی — مستقیماً زندگی روزمره را شکل میدهد. اما دولت تنها بازیگر نیست؛ واشنگتن با ابزار تحریم، عملاً یکی از تعیینکنندهترین نیروهای این معادله است؛ چه از طریق محدودیتهای مستقیم بر کوبا و چه از طریق فشار بر ونزوئلا که زنجیره تأمین سوخت را هدف گرفته است.
کاراکاس و دیگر متحدان مانند مسکو و پکن نیز در این میدان نقش دارند؛ اما کمکهای آنها در بهترین حالت تزریقهای مقطعی است که ساختار فرسوده را بازسازی نمیکند. در سوی دیگر، بازیگران نوظهوری ظاهر شدهاند: خانوارها و کسبوکارهایی که با واردات پنلهای خورشیدی و ژنراتور، بهدنبال «برق خصوصی» هستند و عملاً لایهای موازی در نظام انرژی جزیره شکل دادهاند. دیاسپورای کوبا نیز با حوالهها و شبکههای حمایتی، یکی از ستونهای پنهان اقتصاد جزیره و عاملی برای خرید تجهیزات در بحرانهاست.
سناریوهای پیش رو؛ سه مسیر از مدیریت بحران تا بازآرایی
سناریوی نخست، «مدیریت مزمن بحران» است: بازگشت نسبی برق با قطعیهای مکرر، اولویتدهی به بیمارستانها، صنایع کلیدی و گردشگری، و ادامه حیات در وضعیت شکننده. این سناریو کمهزینهترین گزینه سیاسی کوتاهمدت برای دولت است، اما زیرساخت را روزبهروز فرسودهتر میکند و اعتماد عمومی را تحلیل میبرد.
سناریوی دوم، «اصلاح تدریجی» است: سرمایهگذاری هدفمند بر انرژیهای تجدیدپذیر — که کوبا از نظر تابش خورشید و باد ظرفیت بالایی دارد — مشارکت بخش خصوصی و جذب سرمایه متحدان، همراه با اصلاح یارانههای انرژی. این مسیر آرام اما بنیادی است و میتواند جزیره را از وابستگی سوختی برهاند؛ مشروط بر آنکه تحریمها اجازه ورود فناوری و سرمایه را بدهند.
سناریوی سوم، «تشدید بحران» است: اگر محمولههای سوختی متحدان کاهش یابد، گردشگری سقوط کند یا فشار تحریمها بیشتر شود، خاموشیهای طولانی به اعتراضهای گسترده و افزایش مهاجرت دامن میزند و جزیره وارد چرخه بیثباتی سیاسی-اقتصادی میشود. هیچیک از این سناریوها قطعی نیست؛ اما نقطه مشترک همه آنها این است که «ساعت صفر» بحران دیگر در آیندهای دور نیست؛ همین امروز فرا رسیده است.
جمعبندی؛ تاریکی کوبا و درسهای جهانی امنیت انرژی
فروپاشی شبکه برق کوبا رویدادی منزوی نیست؛ نمونهای بارز از آسیبپذیری «اقتصادهای محاصرهشده» در برابر شکنندگی زیرساختهای انرژی است. وقتی تحریم، تعمیر و نگهداری را گران میکند، سوخت به ابزار فشار سیاسی بدل میشود و شبکه از تنوع و ذخیره محروم است، خاموشی دیگر «حادثه» نیست؛ «نتیجه» است. تحلیلهای پیشین این رسانه درباره بحران برق استانهای گرمسیر و نفتخیز ایران نیز همین واقعیت را نشان میدهد: حتی در کشورهایی با منابع هیدروکربنی فراوان، اگر زیرساخت کهنه شود، نگهداری به تأخیر بیفتد و مدیریت تقاضا نادیده گرفته شود، تابآوری انرژی فرو میریزد.
درس کوبا برای هر اقتصاد در شرایط فشار، یک سهگانه است: تنوعبخشی به منابع انرژی، سرمایهگذاری پیشگیرانه در نگهداشت زیرساخت، و اتکا به بازیگران متعدد بهجای وابستگی تکسوز به یک تأمینکننده. جزیرهای که روزی نماد استقلال سیاسی بود، امروز به یادآورنده این حقیقت تلخ بدل شده که استقلال، بدون امنیت انرژی ناقص است. تاریکی هاوانا تنها یک تصویر خبری نیست؛ هشدار و آزمونی است برای همه اقتصادهایی که پایداری خود را بدیهی میپندارند.
نظرات (0)