پیک تابستانی مصرف برق در ایران هر سال به آزمونی سخت برای شبکه سراسری تبدیل می‌شود؛ اما رکورد تازه تزریق ۵۹ هزار و ۲۲۰ مگاوات برق از نیروگاه‌های حرارتی در روزهای گرم مرداد، ابعادی فراتر از یک خبر عملیاتی دارد. این عدد در نگاه نخست نشانه تلاش موفق بهره‌برداران شبکه برای عبور از قله مصرف است؛ در نگاه دقیق‌تر اما، سندی از ساختار تولید برق کشور است: ساختاری که در آن نزدیک به ۹۰ درصد برق مورد نیاز از سوزاندن سوخت‌های فسیلی تأمین می‌شود و هر رکورد تازه، هم‌زمان توانمندی و شکنندگی سیستم را روایت می‌کند.

وقتی دمای هوا در استان‌های جنوبی و مرکزی به مرز هشدار می‌رسد و هم‌زمان گزارش‌هایی از گرمای شدید و شرجی در سواحل خلیج فارس منتشر می‌شود، افزایش مصرف سرمایشی اجتناب‌ناپذیر است. در چنین بستری، نیروگاه‌های حرارتی نه به‌عنوان گزینه‌ای برای آینده، بلکه به‌عنوان تنها ظرفیت در دسترس برای پاسخ به قله مصرف وارد میدان می‌شوند. پرسش اصلی اما این است: این رکورد چگونه رقم خورد، چه هزینه‌هایی پشت آن پنهان است و مسیر پیش‌روی شبکه برق ایران چه سناریوهایی را پیش رو دارد؟

رکورد در چه بستری رقم خورد؟

برای فهم معنای واقعی رکورد ۵۹ هزار و ۲۲۰ مگاواتی باید به بستر اقلیمی و اجتماعی آن توجه کرد. مرداد ۱۴۰۵ با موج گرمایی همراه شده است که استان‌های متعددی را تحت فشار قرار داده؛ از سواحل جنوبی که گرمای ۵۰ درجه و رطوبت بالا را تجربه می‌کنند تا شهرهای بزرگ مرکزی که مصرف کولرهای گازی و اسپلیت در آن‌ها به اوج تاریخی رسیده است.

در چنین روزهایی، منحنی مصرف برق شکل «قله تیز» به خود می‌گیرد: ساعاتی از شبانه‌روز که هم‌زمان مصرف خانگی، تجاری و بخشی از مصرف صنعتی روی هم سوار می‌شوند. شبکه برق برای آنکه در این پنجره زمانی کوتاه از پایداری خارج نشود، ناگزیر است تمام واحدهای قابل بهره‌برداری را وارد مدار کند؛ از نیروگاه‌های بزرگ سیکل ترکیبی گرفته تا واحدهای گازی که در روزهای عادی به‌عنوان ذخیره چرخان نگه داشته می‌شوند.

رکوردشکنی امسال همچنین در ادامه روند چندساله افزایش پیک مصرف رخ می‌دهد؛ روندی که ریشه در رشد جمعیت شهری، افزایش ضریب نفوذ لوازم سرمایشی و گرمایشی، توسعه بخش خدمات و در سال‌های اخیر رشد مصرف مراکز داده و رمزارز دارد. به همین دلیل، رکورد تازه را باید نه یک اتفاق مقطعی، بلکه ایستگاهی در مسیری بلندمدت و پرشتاب دانست.

چرا نیروگاه‌های حرارتی همچنان ستون فقرات شبکه‌اند؟

ساختار سبد تولید برق ایران حاصل دهه‌ها سرمایه‌گذاری بر فناوری‌های مبتنی بر سوخت فسیلی است. نیروگاه‌های بخاری، گازی و سیکل ترکیبی با سهمی نزدیک به ۹۰ درصد از تولید برق کشور، عملاً تنها نیروی قابل اتکا برای پاسخ‌گویی به اوج مصرف هستند. نیروگاه‌های سیکل ترکیبی با بازدهی بالاتر و امکان راه‌اندازی سریع‌تر، نقش ستون اصلی را ایفا می‌کنند و واحدهای گازی نیز به‌عنوان ذخیره اضطراری در ساعات پیک به مدار می‌آیند.

در مقابل، سهم انرژی‌های تجدیدپذیر و برق‌آبی در تابستان محدود است. نیروگاه‌های برق‌آبی به شرایط بارندگی وابسته‌اند و در تابستان‌های خشک نمی‌توانند سهم قابل توجهی در پیک داشته باشند؛ نیروگاه‌های خورشیدی نیز اگرچه در ساعات میانی روز کمک‌کننده‌اند، دقیقاً در همان ساعات اوج مصرف عصرگاهی که خورشید رو به غروب می‌رود، تولیدشان سقوط می‌کند. این شکاف زمانی میان تولید خورشیدی و قله مصرف، یکی از مهم‌ترین دلایل وابستگی شبکه به نیروگاه‌های حرارتی در ساعات بحرانی است.

بنابراین رکورد تزریق برق حرارتی، بیش از آنکه نشانه سلامت ساختار باشد، نشانه غلبه یک ساختار واحد بر کل سیستم است؛ ساختاری که در آن امنیت تأمین برق با امنیت تأمین سوخت گره خورده و هر اختلالی در زنجیره سوخت، مستقیم به پایداری شبکه ترجمه می‌شود.

علت‌ها: از رشد مصرف تا پنجره تعمیرات و سوخت

رکوردشکنی امسال محصول هم‌افزایی چند عامل است. نخست، رشد ساختاری مصرف: افزایش تعداد مشترکان، توسعه شهرنشینی و بالارفتن ضریب نفوذ وسایل سرمایشی، پیک مصرف را هر سال جابه‌جا می‌کند. دوم، شرایط اقلیمی: گرمای بی‌سابقه و رطوبت بالا در استان‌های جنوبی، مصرف انرژی را برای سرمایش به حداکثر رسانده و عملاً پنجره اوج مصرف را طولانی‌تر کرده است.

سوم، وضعیت سوخت: در تابستان، با کاهش مصرف گاز بخش خانگی، سوخت بیشتری در اختیار نیروگاه‌ها قرار می‌گیرد و واحدهای حرارتی می‌توانند با حداکثر ظرفیت کار کنند. این هم‌زمانی مطلوب، نتیجه «مدیریت پیک گاز» در زمستان و «مدیریت پیک برق» در تابستان است؛ اما هرگونه اختلال در تأمین گاز یا محدودیت در ذخیره سوخت مایع (نفت کوره و گازوئیل) می‌تواند این معادله را بر هم بزند.

چهارم، برنامه تعمیرات: بخش مهمی از موفقیت در پیک، به انجام تعمیرات اساسی واحدها در فصل‌های غیرپیک و آماده‌سازی حداکثری ظرفیت تا پیش از شروع گرمای تابستان برمی‌گردد. به‌عبارتی، رکورد ۵۹ هزار و ۲۲۰ مگاواتی حاصل یک هماهنگی پیچیده میان بهره‌برداران شبکه، تعمیرکاران و تأمین‌کنندگان سوخت است که در روزهای عادی کمتر دیده می‌شود.

بازیگران و ذی‌نفعان؛ شبکه‌ای که با هم نفس می‌کشد

رکورد تزریق برق حرارتی محصول کنش هماهنگ چند بازیگر است. وزارت نیرو و شرکت‌های زیرمجموعه آن (توانیر و شرکت‌های برق منطقه‌ای) مسئول پایش لحظه‌ای شبکه و صدور دستورهای بارگیری و کاهش بار هستند. شرکت مادرتخصصی تولید برق حرارتی و شرکت‌های تولیدکننده بخش خصوصی نیز با مدیریت واحدها، تلاش می‌کنند حداکثر توان در دسترس را به شبکه تزریق کنند.

در سمت تأمین سوخت، وزارت نفت، شرکت ملی گاز و پالایشگاه‌ها نقش تعیین‌کننده دارند؛ زیرا در ساعات پیک، نیروگاه‌ها به گاز طبیعی یا در صورت افت فشار، به سوخت مایع نیاز پیدا می‌کنند. از سوی دیگر، صنایع عمده، واحدهای پرمصرف و حتی خانوارها در سمت تقاضا بازیگران اصلی‌اند؛ هرچه الگوی مصرف بهینه‌تر باشد، فشار کمتری به شبکه و نیروگاه‌ها وارد می‌شود.

ذی‌نفعان این رکورد نیز متنوع‌اند: شهروندانی که از خاموشی در امان می‌مانند، صنایعی که تولیدشان متوقف نمی‌شود، بیمارستان‌ها و مراکز حساس که پایداری برق برایشان حیاتی است و در نهایت کل اقتصاد کشور که به برق مطمئن وابسته است. اما در همین نقطه، تضاد منافع نیز دیده می‌شود؛ مصرف بالای سوخت در نیروگاه‌ها ممکن است ذخایر راهبردی سوخت مایع را کاهش دهد یا هزینه‌های زیست‌محیطی را افزایش دهد.

پیامدها؛ پایداری در برابر بهای سنگین

نخستین و مهم‌ترین پیامد رکورد تازه، پایداری شبکه و جلوگیری از خاموشی گسترده در گرمای بی‌سابقه است؛ دستاوردی که از منظر رفاه اجتماعی و تداوم فعالیت‌های اقتصادی کم‌اهمیت نیست. با این حال، این پایداری بهای سنگینی دارد.

یکی از این هزینه‌ها، مصرف بالای سوخت و فشار بر زنجیره تأمین است. کارکرد طولانی‌مدت واحدهای حرارتی با حداکثر ظرفیت، مصرف گاز طبیعی و سوخت مایع را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد و در روزهای اوج، ممکن است برنامه‌های صادرات یا ذخیره‌سازی سوخت را تحت تأثیر قرار دهد. هزینه دوم، استهلاک تجهیزات است؛ واحدهایی که سال‌ها از عمر مفید آن‌ها گذشته، در پیک با بار بالا کار می‌کنند و این فشار، عمر باقی‌مانده آن‌ها را کوتاه‌تر می‌کند.

هزینه سوم، آلایندگی است. هرچه تولید برق حرارتی بیشتر شود، انتشار آلاینده‌ها و گازهای گلخانه‌ای نیز افزایش می‌یابد و در کلان‌شهرها کیفیت هوا را تحت فشار قرار می‌دهد. چهارمین پیامد، اقتصادی است: در ساختار یارانه‌ای قیمت برق، هزینه واقعی تولید با بهای دریافتی از مشترکان فاصله دارد و هر رکورد مصرف، این ناترازی مالی را عمیق‌تر می‌کند.

سناریوهای پیش‌رو؛ چهار مسیر ممکن

سناریوی نخست، ادامه وضع موجود است: تکیه بر نیروگاه‌های حرارتی، رکوردشکنی‌های سالانه و مدیریت مقطعی مصرف. این مسیر تا چند سال می‌تواند شبکه را پایدار نگه دارد، اما با فرسودگی ناوگان، رشد مصرف و محدودیت‌های سوخت، هزینه آن هر سال افزایش می‌یابد و ریسک خاموشی در سال‌های آتی بالا می‌ماند.

سناریوی دوم، توسعه سریع تجدیدپذیرها و ذخیره‌سازهاست؛ مسیری که با توجه به ظرفیت بالای تابش خورشیدی و باد در ایران امکان‌پذیر است، اما نیازمند سرمایه‌گذاری پایدار، تأمین مالی مناسب و اصلاح تعرفه‌هاست. اگر این توسعه با ذخیره‌سازی انرژی (باتری یا تلمبه‌ذخیره‌ای) همراه شود، می‌تواند شکاف ساعات اوج را پر کند.

سناریوی سوم، اصلاح ساختاری سمت تقاضاست: مدیریت مصرف هوشمند، اصلاح قیمت‌ها، توسعه کنتورهای هوشمند، جابه‌جایی پیک صنایع و بهینه‌سازی مصرف سرمایشی. این مسیر کم‌هزینه‌ترین و سریع‌ترین راه برای کاهش فشار بر شبکه است، اما اجرای آن نیازمند اراده سیاسی و همراهی اجتماعی است.

سناریوی چهارم و واقع‌بینانه‌ترین، ترکیب همه این راه‌هاست: نگهداشت بهینه ناوگان حرارتی موجود، بهبود بازدهی واحدهای فرسوده، توسعه پلکانی تجدیدپذیرها، اصلاح تدریجی تعرفه‌ها و سرمایه‌گذاری جدی در مدیریت مصرف. در این سناریو، رکورد ۵۹ هزار مگاواتی نه نقطه پایان، بلکه نقطه شروع یک تحول ساختاری خواهد بود.

جمع‌بندی؛ رکوردی که باید به پرسش تبدیل شود

رکورد تزریق ۵۹ هزار و ۲۲۰ مگاوات برق حرارتی به شبکه سراسری، در کوتاه‌مدت یک موفقیت عملیاتی است که از تلاش شبانه‌روزی فعالان صنعت برق حکایت دارد؛ اما در بلندمدت، هشداری است درباره وابستگی بیش از حد سیستم به یک فناوری واحد و به سوخت فسیلی. هر رکوردشکنی، در واقع سؤالی تازه پیش روی سیاست‌گذاران می‌گذارد: آیا قرار است سال آینده همین عدد را با فشار بیشتر تکرار کنیم، یا ساختار تولید و مصرف را چنان تغییر دهیم که این رکوردها دیگر «بی‌سابقه» نباشند؟

پاسخ روشن است: بدون تنوع‌بخشی به سبد تولید، اصلاح الگوی مصرف و تقویت زیرساخت‌های ذخیره‌سازی و شبکه هوشمند، رکوردهای بعدی نه جشن پیروزی، بلکه نشانه نزدیک‌شدن به مرز ظرفیت‌ها خواهند بود. امنیت انرژی ایران در گرو عبور از اقتصاد تک‌محصولی برق است؛ گذاری که هرچه دیرتر آغاز شود، هزینه‌اش سنگین‌تر خواهد بود.