اعلام استاندار کربلا مبنی بر حضور ۲۲ میلیون زائر در آیین اربعین حسینی، بار دیگر این مناسک را در صدر اخبار منطقه قرار داد؛ خبری که در جریان پوشش‌های میدانی همین پایگاه نیز با بازتاب گسترده‌ای همراه شد و در شمار پرمخاطب‌ترین مطالب روز قرار گرفت. اما وقتی عددی به این بزرگی وارد ادبیات رسانه‌ای می‌شود، وظیفه رسانه صرفاً بازتاب آن نیست؛ پرسش از سازوکار تولید آمار، معنای آن برای زیرساخت‌های شهری و پیامدهای آن برای آینده، بخش گمشده این روایت است.

این تحلیل قصد ندارد بار دیگر وجوه معنایی و آیینی اربعین را مرور کند؛ موضوعی که در تحلیل‌ها و یادداشت‌های پیشین این پایگاه از منظر آیین سوگ جمعی در غزه، پیام راهبردی جبهه مقاومت یا اجتماع محلی جاماندگان در شهرهای ایران بررسی شده است. زاویه این متن «حکمرانی یک ابررویداد» است؛ پرسش از اینکه یک شهر با جمعیت محدود چگونه میزبان جمعیتی چند برابر جمعیت خود می‌شود، این میزبانی چه هزینه و فرصتی دارد و بازیگران اصلی این صحنه چه کسانی هستند.

۲۲ میلیون؛ عددی که باید درباره‌اش پرسید

عدد ۲۲ میلیون نخستین بار نیست که درباره اربعین شنیده می‌شود و به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر به یک روند صعودی تثبیت‌شده تبدیل شده است. اما نکته مهم، نحوه تولید این آمار است. شمارش زائران در یک رویداد سیال و چندروزه که از مسیرهای متعدد زمینی، هوایی و ریلی وارد می‌شود، به هیچ‌وجه با سرشماری کلاسیک قابل مقایسه نیست؛ بخشی از آمار از ترددهای مرزی، بخشی از سامانه‌های ثبت‌نام رسمی زائران و بخشی نیز از برآورد نهادهای خدماتی، امنیتی و شهری به دست می‌آید.

همین موضوع، پرسش از «قابلیت اتکای عدد» را به یک مسئله جدی تبدیل می‌کند. تفاوت میان «حضور هم‌زمان» و «مجموع تردد» در یک بازه زمانی می‌تواند ارقام را به شکل معناداری جابه‌جا کند؛ برخی نهادها شمار تجمیعی ورودی‌ها را اعلام می‌کنند و برخی دیگر میانگین حضور در لحظه را. این تفاوت نه یک خطای ساده، بلکه نشانه‌ای از فقدان یک نظام آماری واحد و پذیرفته‌شده است؛ مسئله‌ای که هرچه عدد بزرگ‌تر می‌شود، اهمیت آن نیز بیشتر می‌شود، زیرا برنامه‌ریزی زیرساخت‌ها، تخصیص منابع و حتی ارزیابی عملکرد نهادهای میزبان بر پایه همین ارقام شکل می‌گیرد.

زمینه؛ از مسیر پیاده تا شهری که سالی یک بار پایتخت جهان می‌شود

برای فهم معنای ۲۲ میلیون، باید به زمینه تاریخی و جغرافیایی آن بازگشت. کربلا در روزهای عادی شهری با جمعیت محدود است؛ اما در ایام اربعین به نقطه‌ای تبدیل می‌شود که مقصد میلیون‌ها نفر از داخل عراق، ایران و دیگر کشورهاست. رشد این مناسک در دو دهه اخیر، هم‌زمان با تحولات سیاسی عراق، بازگشت ثبات نسبی پس از سال‌های بحران و فراهم شدن زیرساخت‌های حمل‌ونقل، شتاب گرفته است.

خبرهای منتشرشده در همین پایگاه نشان می‌دهد که آماده‌سازی زیرساخت‌ها پیش از اربعین به یک رویه نهادینه تبدیل شده است؛ از آماده‌سازی مرز خسروی و فرودگاه کرمانشاه برای ورود زائران تا تمهیدات هواشناسی و خدمات امدادی در مسیرها. در سوی دیگر، آیین‌های «جاماندگان اربعین» در شهرهای مختلف ایران نیز نشان می‌دهد که این مناسک دیگر محدود به یک مسیر جغرافیایی نیست و به پدیده‌ای اجتماعی چندلایه تبدیل شده که در آن «نرفتن» نیز شکل آیینی خودش را دارد؛ همان‌گونه که اجتماع‌های محلی در نقاط مختلف کشور، از مشهد تا نکا، هر سال نسخه‌ای محلی از این هم‌دلی را بازتولید می‌کنند.

علت‌ها؛ چرا اربعین به این مقیاس رسید؟

رسیدن یک مناسک مذهبی به مقیاس ۲۲ میلیون نفر، نتیجه هم‌زمانی چند عامل است. نخست، ظرفیت معنایی و فرهنگی این آیین است که در آن مفهوم خدمت، مهمان‌نوازی و برابری اجتماعی به شکل بی‌واسطه تجربه می‌شود؛ ساختار «موکب» به عنوان نهاد مردمی خدمات‌رسانی، هزینه اقتصادی سفر را به طرز چشمگیری کاهش داده و مشارکت در خدمت‌رسانی را به بخشی از خود مناسک تبدیل کرده است.

دوم، عوامل ساختاری و فناورانه است. ثبت‌نام در سامانه‌های رسمی، هماهنگی مرزها، قطارها و ناوگان اتوبوسرانی و مهم‌تر از آن شبکه‌های اجتماعی که تجربه سفر را به یک «دعوت عمومی» تبدیل کرده‌اند، زمینه رشد را فراهم کرده‌اند. سوم، عوامل سیاسی-امنیتی است؛ بازگشت ثبات نسبی به عراق و اراده دولت‌ها برای بهره‌گیری از این ظرفیت به عنوان ابزار همگرایی منطقه‌ای و هویت‌سازی، مسیر را برای حضور گسترده هموار کرده است. ترکیب این سه عامل، اربعین را از یک آیین محلی به یک پدیده فراملی با منطق رشد درونی تبدیل کرده است.

بازیگران؛ مثلث میزبانی در کربلا

حکمرانی اربعین را می‌توان به‌مثابه یک مثلث سه‌ضلعی تحلیل کرد. ضلع نخست، دولت عراق و نهادهای محلی به‌ویژه استانداری کربلاست که مسئولیت مستقیم اعلام آمار، مدیریت شهری، امنیت و خدمات پایه را بر عهده دارد. اعلام عدد ۲۲ میلیون از سوی استاندار کربلا، صرفاً یک اطلاع‌رسانی نیست؛ نوعی گزارش عملکرد و در عین حال ابزار جلب توجه برای جذب منابع ملی و بین‌المللی به این استان است.

ضلع دوم، آستان‌های مقدس و نهادهای مردمی است؛ از آستان امام حسین و حضرت عباس که مدیریت بخش مهمی از خدمات اسکان و تغذیه را بر عهده دارند تا هزاران موکب که ستون فقرات خدمات‌رسانی را تشکیل می‌دهند. ضلع سوم نیز طرف ایرانی است؛ از سازمان حج و زیارت و ستاد اربعین گرفته تا موکب‌های ایرانی و نهادهای امدادی و درمانی که سهم بزرگی از زائران و خدمات را نمایندگی می‌کنند. هماهنگی میان این سه ضلع، تعیین‌کننده موفقیت میزبانی است و هر ناهماهنگی، مستقیم بر تجربه زائر و امنیت او اثر می‌گذارد؛ به همین دلیل، اربعین در عمل یک آزمایشگاه زنده برای ظرفیت هماهنگی نهادهای فرامرزی است.

پیامدها؛ اقتصاد، شهر و محیط زیست در ترازوی ۲۲ میلیون

حضور ۲۲ میلیون نفر در یک شهر، پیامدهای چندلایه دارد که نمی‌توان آن‌ها را فقط در چارچوب «موفقیت مناسک» خلاصه کرد. در بعد اقتصادی، اربعین یک «اقتصاد موقت» عظیم می‌سازد؛ رونق حمل‌ونقل، اسکان، تغذیه، سوغات و خدمات، درآمد قابل توجهی برای کربلا و شهرهای مسیر ایجاد می‌کند و برای بخش بزرگی از مردم محلی به یک فصل درآمدی حیاتی تبدیل می‌شود. اما همین رونق، فشار قیمتی، اجاره‌های جهشی و تنش میان «شهر زائر» و «شهر ساکن» را نیز به همراه دارد.

در بعد زیرساختی و زیست‌محیطی، مسئله جدی‌تر است. آب، برق، مدیریت پسماند و بهداشت در یک دوره فشرده چندروزه با باری چند برابر ظرفیت طراحی مواجه می‌شوند؛ انباشت پسماند، مصرف آب و آلودگی، هزینه‌هایی هستند که اغلب پس از پایان مراسم بر دوش ساکنان و محیط زیست منطقه باقی می‌مانند. در بعد امنیتی نیز، تمرکز جمعیت در نقاط محدود همواره خطرات ناشی از ازدحام و تهدیدهای امنیتی را افزایش می‌دهد و مدیریت ریسک را به یکی از حساسترین بخش‌های حکمرانی این رویداد تبدیل می‌کند. به این معنا، هر «رکورد جدید» در شمار زائران، هم‌زمان یک رکورد جدید در پیچیدگی مدیریت شهری است.

سناریوهای پیش رو؛ رشد بی‌وقفه یا مدیریت هوشمند؟

پرسش اصلی آینده، نه «افزایش یا کاهش» که «مدیریت ظرفیت» است. سناریوی نخست، تداوم رشد طبیعی است؛ اگر روند کنونی ادامه یابد، ارقام سال‌های آینده می‌تواند از ۲۲ میلیون نیز فراتر رود و فشار بر زیرساخت‌های شهری و انسانی را افزایش دهد. سناریوی دوم، تثبیت در سطح فعلی همراه با بهینه‌سازی است؛ سناریویی که در آن تمرکز بر دقت آماری، توسعه زیرساخت‌های پایدار و توزیع زمانی حضور زائران قرار می‌گیرد.

سناریوی سوم، گذار به «حکمرانی هوشمند» است؛ به‌کارگیری داده‌های لحظه‌ای، سامانه‌های یکپارچه اطلاع‌رسانی، مدیریت پیش‌بینانه بحران و سرمایه‌گذاری مشترک میان تهران و بغداد برای ارتقای زیرساخت‌های مسیرهای اصلی. در این سناریو، اربعین می‌تواند از یک «فشار فصلی» به یک «فرصت توسعه‌ای» تبدیل شود؛ فرصتی برای توسعه گردشگری مذهبی در طول سال، ایجاد اشتغال پایدار و تقویت دیپلماسی عمومی میان دو کشور. غفلت از این گذار، سناریوی چهارم یعنی بروز بحران‌های مدیریتی، بهداشتی و امنیتی در مقیاس بزرگ را محتمل‌تر می‌کند؛ بحران‌هایی که یک‌باره می‌توانند تصویر موفقیت‌آمیز سال‌های گذشته را زیر سؤال ببرند.

جمع‌بندی؛ اربعین به‌مثابه آزمون بلوغ حکمرانی

عدد ۲۲ میلیون زائر، بیش از آنکه یک آمار خبری باشد، یک شاخص است؛ شاخصی از ظرفیت یک تمدن برای سازماندهی اجتماعات عظیم. اربعین نشان داده است که می‌تواند میلیون‌ها نفر را در یک چارچوب آیینی گرد هم آورد؛ اما آزمون واقعی، توانایی نهادها در «اداره کردن» این گردهمایی با کمترین هزینه انسانی، اقتصادی و زیست‌محیطی است.

برای رسانه نیز این رویداد یک مسئولیت دوگانه دارد: هم بازتاب عظمت آن و هم پرسش از کیفیت آن. شفافیت آماری، گفت‌وگو درباره هزینه‌ها و پیامدها و آینده‌پژوهی برای سال‌های آینده، بخشی از همین مسئولیت است. اربعین اگر با همین ظرفیت انسانی و با حکمرانی به‌روز همراه شود، نه‌تنها یک مناسک مذهبی، که می‌تواند به یک الگوی جهانی در مدیریت اجتماعات بزرگ تبدیل شود؛ الگویی که درس‌های آن به همه کشورهای درگیر با پدیده «ابررویدادها» قابل انتقال است.