گزارش میدانی خبرنگاران خبرگزاری از امیدیه، تصویری آشنا اما هر سال دشوارتر را روایت میکند: عزادارانی که در گرمای طاقتفرسای خوزستان بر سینه میزنند و برای حسین بن علی (ع) اشک میریزند. در روزهایی که دمای هوا در بسیاری از نقاط استان از مرز ۴۵ درجه فراتر میرود، دستههای عزاداری همچنان از کوچهها میگذرند و موکبها همچنان شربت و چای توزیع میکنند. اما این صحنه دیگر تنها یک گزارش آیینی نیست؛ آمیزهای است از ایمان، سنت، اقلیم و سیاستگذاری عمومی که به خوانشی تازه نیاز دارد. این تحلیل میکوشد داغ اربعین در خوزستان را نه فقط به مثابه یک آیین دینی، بلکه به عنوان یک مسئله اقلیمی و اجتماعی بررسی کند؛ مسئلهای که هر سال با گرمتر شدن هوا، پرسشهای بزرگتری پیش میگذارد.
خوزستان؛ سرزمینی که سوگ در آن با گرما گره خورده است
خوزستان در جغرافیای مذهبی ایران جایگاهی ویژه دارد؛ هم به دلیل سابقه دیرینه تشیع و آیینهای عاشورایی در این استان و هم به دلیل موقعیت راهبردی آن در مسیر راهپیمایی اربعین. شهرستان امیدیه در جنوب شرقی استان، از جمله مناطقی است که آیینهای محرم و صفر در آن با شور و حرارتی خاص برگزار میشود و گزارش خبرگزاری از آیینهای سوگواری و استغاثه در نقاط مختلف استان، نشاندهنده عمق این فرهنگ آیینی است.
اما خوزستان همچنین گرمترین استان کشور است؛ ترکیبی از گرمای شدید و رطوبت بالای نزدیکی خلیج فارس که در ماههای تابستان، فعالیت در فضای باز را برای هر انسانی دشوار میکند. اربعین امسال نیز همچون برخی سالهای اخیر در روزهای پایانی تابستان قرار گرفته و آیینهای سوگواری را به آزمونی برای تحمل گرما تبدیل کرده است. در این استان، اربعین دو معنای همزمان دارد: از یک سو سوگ محلی اهالی شهرها و روستاهاست و از سوی دیگر، خوزستان کریدور اصلی عبور زائران به سمت مرزهای شلمچه و چذابه است. به همین دلیل گرمای اربعین در خوزستان تنها گریبان عزاداران بومی را نمیگیرد، بلکه زائران عبوری و موکبداران را نیز درگیر میکند و از یک آیین محلی به یک میدان آزمایش ملی و حتی فراملی تبدیل میشود.
چرا سوگ در گرمای روز؟ ریشههای آیینی، عاطفی و اجتماعی
پرسش نخست این است: چرا با وجود گرمای شدید، آیینهای عزاداری همچنان در ساعات گرم روز برگزار میشود؟ پاسخ در چند لایه نهفته است. نخست، التزام عاطفی و دینی است؛ سوگواری برای امام حسین (ع) در فرهنگ شیعی نه یک مناسبت فراغت، بلکه یک تکلیف وجودی است و تأخیر یا تعطیلی آن، برای بسیاری از مومنان به معنای ترک یک وظیفه تاریخی تلقی میشود. دوم، منطق درونی حماسه عاشوراست؛ روایت کربلا خود روایت تشنگی و گرماست و تحمل عطش در آیین سوگ، برای عزادار، نوعی همدلی با آن واقعه تاریخی محسوب میشود. گرما در این چارچوب نه یک مزاحم، بلکه بخشی از «اقتصاد معنوی» سوگ است؛ هر چه سختتر، پرشورتر.
لایه سوم اجتماعی است. آیینهای عزاداری در شهرهای کوچک مانند امیدیه، نهاد هویت جمعی هستند؛ حضور در دسته، پیوند با خویشان و همسایگان را بازتولید میکند و غیبت از آن ممکن است به معنای گسست از جماعت تلقی شود. در چنین بستری، تصمیمگیری درباره زمان و مکان عزاداری به ندرت بر اساس ملاحظات اقلیمی صورت میگیرد و بیشتر تابع عادت، تقویم و انتظار جمعی است. به همین دلیل، تغییر رفتار در برابر گرما نیازمند تغییر در «فرهنگ برنامهریزی آیینی» است، نه صرفاً توصیههای بهداشتی.
هزینههای انسانی؛ وقتی عبادت به آزمون سلامت تبدیل میشود
پیامدهای برگزاری آیینهای جمعی در گرمای شدید را نمیتوان دستکم گرفت. گرمازدگی، کمآبی بدن، افت فشار و تشدید بیماریهای قلبی و تنفسی از خطرهای شناختهشدهای هستند که در تجمعهای متراکم چند برابر میشوند. سالمندان، کودکان، بیماران مزمن و افرادی که داروهای خاص مصرف میکنند، آسیبپذیرترین گروهها هستند؛ همان افرادی که معمولاً در صفوف اول عزاداری دیده میشوند. رطوبت بالای جنوب، شرایط را از گرمای خشک خطرناکتر میکند، زیرا تعریق و خنکشدن بدن را با اختلال مواجه میسازد و تحمل دمای به ظاهر پایینتر را نیز ناممکن میکند.
این فشار فقط متوجه بدن عزاداران نیست. اورژانس، هلالاحمر، آتشنشانی و کادر درمانی استان در روزهای اربعین با حجم بالای ماموریتهای مرتبط با گرما روبهرو میشوند؛ همان نهادهایی که در تابستان امسال، چنان که گزارشهای نجات در مشهد و اهواز نشان داد، با حوادث متعدد نیز دستبهگریباناند. هزینههای اقتصادی پنهان نیز هست: حضور گسترده در آیینها در کنار گرمای شدید، بهرهوری بسیاری از کسبوکارهای کوچک را کاهش میدهد و فشار مضاعفی بر خانوادههای کمدرآمد وارد میکند که در فصل گرما هزینههای برق و آب آنها نیز افزایش یافته است.
بازیگران و ذینفعان؛ از هیئت و موکب تا اورژانس و شهرداری
مسئله گرمای اربعین در خوزستان، مسئله یک نهاد واحد نیست؛ شبکهای از بازیگران با نقشهای متفاوت در آن دخیلاند. هیئتها و هیئتامنای مساجد و حسینیهها، تصمیمگیران اصلی زمان و شکل آیینها هستند و میتوانند با جابهجایی دستهها به ساعات شب، کوتاهکردن مسیرها و افزایش ایستگاههای آب و سایه، ریسک گرمازدگی را به شکل چشمگیری کاهش دهند. موکبداران و خیران نیز نقش کلیدی دارند؛ توزیع آب خنک، شربت، چای و در برخی نقاط وسایل خنککننده، عملاً اولین خط دفاعی در برابر گرماست.
در سوی دیگر، نهادهای عمومی قرار دارند: شهرداریها با ایجاد سایهبان، مهپاش و مسیرهای مناسب برای دستهها؛ اورژانس و هلالاحمر با استقرار تیمهای سیار در مسیر راهپیماییها؛ و مراکز درمانی با آمادگی برای موج مراجعان گرمازده. نقش روحانیت و مراجع نیز بیبدیل است؛ وقتی توصیه بهداشتی با بیان فقهی و اخلاقی همراه شود، تأثیر آن در میان مومنان چند برابر میشود و میتواند «مجوز شرعی» برای تغییر شکل آیین بدون کاهش شور آن فراهم کند. رسانهها نیز به عنوان حلقه واسط، میتوانند تجربههای موفق سازگاری را از شهری به شهر دیگر منتقل کنند؛ کاری که گزارشهای میدانی امسال درباره استانهای مختلف، آغاز آن بوده است.
سه سناریوی پیش رو؛ سازگاری، بحران یا دگرگونی؟
اگر گرمایش زمین و افزایش فراوانی موجهای گرمایی را ادامهدار فرض کنیم، سه سناریو برای آینده آیینهای اربعین در خوزستان قابل تصور است. سناریوی نخست، «سازگاری تدریجی» است: هیئتها و نهادهای شهری به مرور زمان آیینها را به ساعات خنکتر منتقل میکنند، زیرساختهای سایه و آب تقویت میشود و پروتکلهای بهداشتی برای تجمعهای بزرگ تدوین میگردد. در این سناریو، سوگ پرشور باقی میماند اما هوشمندانهتر برگزار میشود.
سناریوی دوم، «بحران تکرارشونده» است: اگر سازگاری به کندی پیش رود، هر سال با یک موج گرمای شدید، شمار مراجعان گرمازده و حوادث تلخ افزایش مییابد و اعتماد عمومی به برگزارکنندگان آیینها آسیب میبیند. این سناریو به ویژه در شهرهایی که زیرساخت شهری ضعیفتر است، محتملتر به نظر میرسد. سناریوی سوم، «دگرگونی فرهنگی» است: آیینهای سوگ به مثابه فرصتی برای بازاندیشی رابطه انسان با طبیعت عمل کنند؛ همانگونه که مسئله محیطزیست در گزارشهای خبری امسال از آتشسوزیهای میانکاله تا پناهگاههای حیاتوحش به یک دغدغه عمومی تبدیل شده، آیینهای دینی نیز میتوانند حامل اخلاق اقلیمی شوند؛ اخلاقی که در آن «خدمت به عزادار» و «مراقبت از جان انسان» خود به ارزشی آیینی بدل میشود. نشانههای این دگرگونی از هماکنون در موکبهایی دیده میشود که توزیع آب را عبادت میدانند و شعارشان «جان مردم» است.
جمعبندی؛ داغِ سوگ یا داغِ گرما؟
«داغ» در زبان فارسی هم به معنای سوگ است و هم به معنای حرارت؛ و در خوزستان هر دو معنا در یک واژه جمع شدهاند. عزاداران امیدیه در گرمای طاقتفرسا به سوگ نشستهاند و این تصویر، پرسشی بزرگ را پیش روی جامعه مذهبی و نهادهای عمومی میگذارد: آیا باید آیین را از اقلیم جدا کرد یا باید آیین را با اقلیم آشتی داد؟ تجربه تاریخی خوزستان نشان میدهد که این فرهنگ ظرفیت بالایی برای سازگاری دارد؛ همانگونه که معماری سنتی منطقه با ساباطها و بادگیرها خود را با گرما هماهنگ کرده بود، آیینهای امروز نیز میتوانند فرمهای تازهای از همزیستی با اقلیم بیافرینند.
آنچه امروز ضروری است، عبور از نگاه بخشی است: گرمای اربعین نه یک مسئله صرفاً مذهبی است، نه صرفاً بهداشتی و نه صرفاً شهری؛ مسئلهای میانرشتهای است که همکاری هیئتها، موکبداران، شهرداریها، اورژانس، روحانیت و رسانهها را میطلبد. داغ اربعین در خوزستان میتواند به نمادی از توانایی جامعه ایرانی در همزیستی با سختترین شرایط اقلیمی بدل شود، به شرط آنکه گرمای هوا را نه دشمن آیین، بلکه فرصتی برای بازآفرینی هوشمندانه آن ببینیم. سوگ حسینی همچنان برپا خواهد ماند؛ اما شکل برگزاری آن، آزمون واقعی بلوغ اجتماعی و مدیریتی ما در عصر تغییر اقلیم است.
نظرات (0)