«جادههای شمالی و مسیرهای مرزی اربعین روان است؛ تنها یک محور شریانی مسدود ماند.» این جمله در نگاه نخست، یک گزارش ترافیکی روزمره است؛ اما در میانه بزرگترین راهپیمایی جهان، همین گزاره کوتاه به سندی از ظرفیت لجستیکی یک کشور بدل میشود. اربعین دیگر فقط یک مناسک مذهبی نیست؛ یک رویداد کلان ملی است که میلیونها شهروند را همزمان در دو جغرافیای متفاوت جابهجا میکند: مرزهای غربی که زائران کربلا از آن میگذرند و محورهای شمالی که مقصد بخش دیگری از جمعیت در تعطیلات است. «روان بودن» این مسیرها نیز نتیجه تصادف نیست؛ محصول ماهها برنامهریزی، تقسیم کار میان دهها دستگاه و یک آزمون مدیریتی است که هر سال تکرار میشود و هر سال میتواند مسیر تازهای بیابد.
«روان است»؛ گزاره ساده، پدیده پیچیده
وقتی خبر میگوید جادههای منتهی به مرزها روان است، در پس این صفت، مجموعهای از متغیرها خوابیده است: ظرفیت زیرساخت، زمانبندی سفر، کیفیت مدیریت ترافیک، آمادگی ناوگان، وضعیت آبوهوا و رفتار جمعی زائران. در روزهای اوج اربعین، تردد از مرزهایی مانند مهران، شلمچه، چذابه، خسروی و تمرچین بهصورت شبانهروزی انجام میشود. مرز تمرچین در پیرانشهر که امسال خدمات درمانی رایگان تأمین اجتماعی را به بیش از دو هزار و ۱۵۰ زائر ارائه کرده، نمونهای از همین شبکه پشتیبان است که بیرون از کادر خبر ترافیکی قرار دارد.
«روان بودن» در زبان مدیریت ترافیک به معنای نبودِ گلوگاه است؛ اما در عمل، گلوگاهها همیشه وجود دارند و هنرِ مدیریت، جابهجا کردن آنها به بیرون از کریدور اصلی است. ستادهای اربعین، طرحهای ترافیکی ویژه، ممنوعیت تردد کامیونها در روزهای اوج، ایجاد پارکینگهای اقماری و راهاندازی ناوگان اتوبوسی، همگی ابزارهایی هستند که باعث میشوند خبر «روان است» تولید شود؛ در حالی که اگر همین ابزارها یک روز دیر فعال شوند، همان مسیر به یک پارکینگ بزرگ بدل میشود. به همین دلیل، خواندن این خبر بهمثابه گزارش عملکرد، نه فقط بهعنوان اطلاعرسانی ترافیکی، ضروری است.
دو سامانه تردد در یک قاب؛ مرزهای غربی و محورهای شمالی
ویژگی متمایز خبر مورد بررسی، کنار هم قرار گرفتن «جادههای شمالی» و «مسیرهای مرزی اربعین» است. این دو، دو سامانه تردد متفاوت با منطقهای متفاوت هستند؛ یکی زائرمحور و مبدأ-مقصد، دیگری گردشگرمحور و تفریحی. در ایام اربعین، همزمان با موج سفر زائران به مرزهای غربی، بخشی از جامعه نیز راهی شمال کشور میشود؛ جادههایی که هر سال در تعطیلات به نقطه حساس ترافیک ایران تبدیل میشوند. وقتی هر دو سامانه همزمان فعال باشند، فشار مضاعفی بر ناوگان عمومی، سوخت، خدمات امدادی و حتی ظرفیت پلیس راه ایجاد میشود.
هماهنگی میان این دو سامانه، آزمونی برای حکمرانی حملونقل است: اگر پلیس راهور بخش عمدهای از توان خود را روی محورهای مرزی متمرکز کند، محورهای شمالی ممکن است از پوشش کافی محروم بمانند و بالعکس. اینکه خبر از روان بودن هر دو محور سخن میگوید، نشانهای از یک تقسیم کار نسبتاً موفق است؛ اما این تعادل شکننده است و کوچکترین تغییر در شرایط جوی یا وقوع یک تصادف میتواند معادله را برهم بزند. از منظر سیاستگذاری، پرسش بنیادی این است: آیا این هماهنگی یک ساختار پایدار است یا یک افتخار مقطعی که هر سال باید از نو ساخته شود؟ پاسخ به این پرسش، تفاوت میان «مدیریت بحران» و «حکمرانی پایدار تردد» را روشن میکند.
محور بسته؛ آناتومی یک هشدار خاموش
در دل خبر «روان است»، یک استثنا نیز وجود دارد: «تنها یک محور شریانی مسدود ماند.» همین یک محور، قلب تپنده تحلیل ماست. بسته بودن حتی یک محور شریانی در شبکه بزرگراهی کشور، به این معناست که بخشی از بار ترافیکی باید به مسیرهای جایگزین منتقل شود؛ مسیرهایی که همیشه از ظرفیت کافی برخوردار نیستند و ممکن است از جادههای فرعی و روستایی عبور کنند.
تجربه سالهای گذشته نشان میدهد انسداد محورها معمولاً سه دلیل دارد: تصادفات سنگین، ریزش و رانش زمین در محورهای کوهستانی و شرایط نامساعد جوی. در ایام اربعین، دلیل چهارمی هم اضافه میشود: حجم بسیار بالای تردد که میتواند به گلوگاههای طبیعی مانند گردنهها و تونلها فشار آورد. هر محور مسدود، یک پیام برای مدیران دارد: زیرساخت موجود در برابر اوج تقاضا چقدر تاب میآورد؟ و مهمتر، مسیرهای جایگزین تا چه اندازه «جایگزین» واقعی هستند؟ پاسخ منفی به این دو پرسش، خطر تبدیل یک حادثه محدود به یک بحران سراسری را افزایش میدهد.
بازیگران و ذینفعان؛ پازلی که درست سر جای خود نشسته است
روان بودن جادههای اربعین، حاصل همکاری شبکهای از بازیگران است که هر کدام سهمی در این معادله دارند: وزارت راه و شهرسازی و سازمان راهداری بهعنوان متولی زیرساخت و نگهداری محورها؛ پلیس راهور بهعنوان مدیر میدانی ترافیک؛ هلالاحمر و اورژانس بهعنوان شبکه امداد؛ ستاد اربعین و استانداریهای مرزی بهعنوان هماهنگکننده؛ و در نهایت موکبداران و نیروهای مردمی که پشتیبانی لجستیکی سفر زائر را بر عهده دارند.
جالب آنکه بخش بزرگی از این زنجیره در کادر خبر نمیآید. خبر «جادهها روان است» نتیجه کار دهها هزار نفر است که در گرمای تابستان در پایانههای مرزی، جایگاههای سوخت، پایگاههای امداد و موکبها حضور دارند. نبودِ بحران، خود خبر است؛ اما خبرساز نمیشود. در تحلیل رسانهای، باید به این بازیگران پنهان نیز پرداخت؛ چرا که پایداری این سامانه بدون مشارکت آنان ناممکن است. مرز مهران امسال شاهد رونق بیسابقهای در بازار صنایع دستی بود و فروش تولیدات هنرمندان ایلامی به نزدیک ۱۵ میلیارد تومان رسید؛ این رقم نشان میدهد اقتصاد اربعین فقط در جاده خلاصه نمیشود و زنجیره ارزش آن تا بازارهای محلی کشیده شده است.
اقتصاد اربعین؛ وقتی جاده روان، بازار رونق میگیرد
ارتباط میان «روان بودن جاده» و «رونق اقتصاد محلی» مستقیم است. هر ساعت تأخیر در مسیر، به معنای کاهش زمان حضور زائر در پایانه، کاهش خرید از موکبها و بازارهای محلی و افزایش فشار بر خدمات اسکان است. خبر فروش ۱۵ میلیارد تومانی صنایع دستی در مرز مهران، صرفاً یک گزارش اقتصادی نیست؛ شاخصی از سلامت زنجیره لجستیک است. اگر جادهها روان نبودند، زائران با خستگی و کمبود وقت به مرز میرسیدند و این بازار چنین رقمی را ثبت نمیکرد.
در مقیاس ملی نیز، مدیریت تردد اربعین به یک آزمایشگاه برای سایر رویدادهای پرجمعیت بدل شده است: بازگشت مسافران نوروزی، سفرهای تابستانی، راهپیماییهای بزرگ و حتی مدیریت بحران در زلزله و سیل. تجربههایی که در اربعین کسب میشود — از هماهنگی بینبخشی تا استفاده از سامانههای هوشمند ترافیک — میتواند به سرمایه نهادی کشور تبدیل شود؛ مشروط بر اینکه ثبت، مستندسازی و بازآموزی شود. آنچه امروز بهصورت خبر «روان بودن» دیده میشود، اگر به دانش نهادینه بدل نشود، با تغییر مدیران از بین خواهد رفت.
سناریوهای پیش رو؛ موج بازگشت، آبوهوا و ساعت صفر
خبر روان بودن جادهها مربوط به میانه مسیر است؛ اما آزمون اصلی اربعین، روزهای بازگشت است. سناریوهای پیش رو را میتوان در سه سطح بررسی کرد:
سناریوی اول؛ بازگشت تدریجی و توزیعشده: اگر زائران در چند روز بازگردند و مدیریت مرزها از ازدحام جلوگیری کند، فشار بر محورهای بازگشت محدود میماند و خبر «روان بودن» تکرار میشود. در این حالت، زیرساخت موجود پاسخ میدهد و تجربه امسال به الگویی برای سالهای آینده بدل میشود.
سناریوی دوم؛ بازگشت متمرکز: اگر موج بازگشت به یک یا دو روز فشرده شود، احتمال بروز گلوگاه در پایانههای مرزی و محورهای منتهی به شهرهای بزرگ افزایش مییابد. در این سناریو، حتی محورهایی که امروز رواناند میتوانند به نقطه بحران تبدیل شوند؛ بهویژه اگر شرایط جوی نامساعد یا یک تصادف سنگین رخ دهد.
سناریوی سوم؛ برخورد دو سامانه تردد: اگر پایان اربعین با تعطیلات داخلی یا موج سفرهای شمال همزمان شود، دو سامانه ترددی که تا امروز بهموازات هم حرکت میکردند، با هم برخورد خواهند کرد. در این حالت، ظرفیت امدادی و انتظامی که میان دو جبهه تقسیم شده، ممکن است در هیچکدام کافی نباشد.
جمعبندی؛ از «روان بودن» تا «تابآور بودن»
خبر «جادههای شمالی و مسیرهای مرزی اربعین روان است» را باید یک نقطه عطف دانست، نه یک نقطه پایان. روان بودن، وضعیت مطلوب لحظهای است؛ اما هدف راهبردی باید «تابآور بودن» شبکه حملونقل باشد؛ یعنی توانایی حفظ کارکرد در برابر شوکها. تفاوت این دو مفهوم در روزهای آرام دیده نمیشود؛ در روزهای بحرانی خود را نشان میدهد.
پیشنهاد مشخص این تحلیل آن است که تجربه مدیریت تردد اربعین در قالب یک «سند درسآموخته ملی» مستند شود تا نهتنها برای اربعین آینده، بلکه برای تمام رویدادهای پرجمعیت کشور به کار آید. همچنین ضروری است سهم دستگاههای پنهان این موفقیت — از راهداری تا موکبداران — در گزارشهای رسمی دیده شود تا انگیزه مشارکت پایدار بماند. رسانهها نیز باید از روایت صرفِ «روان است» فراتر بروند و بپرسند: این روان بودن با چه هزینهای به دست آمده، در برابر چه ریسکهایی آسیبپذیر است و چگونه میتوان آن را به یک دستاورد دائمی تبدیل کرد؟ پاسخ به این پرسشها، مرز میان یک خبر خوش و یک سیاست موفق را روشن میکند.
نظرات (0)