خبرهای کوتاه حوادث رانندگی در ایران معمولاً در قالب چند سطر خلاصه میشوند: «برخورد دو خودروی سواری در محور سروآباد ـ مریوان، چهار نفر را راهی مرکز درمانی کرد.» همین جمله کوتاه، اگر در بافت جغرافیایی، اجتماعی و مدیریتی خودش خوانده شود، فقط گزارش یک تصادف نیست؛ روایت یک مسئله مزمن است. محور سروآباد ـ مریوان در استان کردستان بخشی از شبکه راههای کوهستانی غرب کشور است که به دلیل امتداد در دامنههای زاگرس، پیچهای تند، شیبهای طولانی و نبود پهنههای امن برای سبقت، از دیرباز یکی از نقاط پرخطر منطقه به شمار میرود. این حادثه که خوشبختانه تلفات جانی نداشته و آسیبها به جراحت و انتقال به مرکز درمانی محدود شده، میتواند نقطه مناسبی برای بازخوانی عمیقتر مسئله ایمنی جاده در مناطق کوهستانی و مرزی باشد؛ بازخوانیای که از سطح یک خبر عبور میکند و به پرسش از علتها، پیامدها و مسئولیتها میرسد.
زمینه؛ حادثهای کوچک در جغرافیایی پرخطر
استان کردستان در غرب ایران با توپوگرافی عمدتاً کوهستانی از جمله استانهایی است که جادههای آن بهطور طبیعی در معرض خطر بیشتری قرار دارند. شهرستان مریوان در نزدیکی مرز ایران و اقلیم کردستان عراق واقع شده و از مسیرهای مهم تردد مرزی، گردشگری و تجاری به شمار میرود؛ سروآباد نیز در همسایگی آن شهری کوهستانی است که جادههای منتهی به آن اغلب از درهها و گردنهها عبور میکنند. ترکیب ترافیک محلی، خودروهای باری و مسافران عبوری، همراه با تغییرات فصلی آبوهوا، شرایط را برای بروز حوادث مهیا میکند. هرچند حادثه اخیر در فصل تابستان و با وضعیت جوی نسبتاً پایدار رخ داده، اما همین واقعیت نشان میدهد که آبوهوا تنها یکی از متغیرهای متعدد است و نمیتوان پرخطر بودن این محور را صرفاً به شرایط جوی تقلیل داد. الگوی پرتکرار تصادفها در این محورها حاکی از آن است که ساختار جاده و رفتار راننده دستکم به اندازه طبیعت منطقه در تعیین سرنوشت مسافران نقش دارند.
علتها؛ سهگانهای که تصادف میسازد
تحلیل علتشناختی تصادفهای جادهای در محورهایی مانند سروآباد ـ مریوان معمولاً به سه گروه عامل انسانی، عامل راه و عامل وسیله نقلیه بازمیگردد. عامل انسانی در این محورها با سرعت نامتناسب با هندسه جاده، خستگی ناشی از رانندگی طولانی در مسیرهای پرپیچوخم، سبقتهای پرریسک در نقاط کور و بیتوجهی به فاصله ایمن خود را نشان میدهد. عامل راه شامل عرض کم جاده، نبود شانه استاندارد، پیچهای تند بدون دید کافی، شیبهای طولانی و در برخی نقاط نبود علائم هشداردهنده بهروز است. عامل وسیله نقلیه نیز به وضعیت فنی خودروها مربوط میشود؛ خودروهای فرسوده، ترمزهای نامطمئن و لاستیکهای فرسوده در جادههای کوهستانی به مراتب خطرناکتر از همان شرایط در جادههای هموار هستند. آنچه این سه عامل را به یکدیگر گره میزند، فقدان دادههای شفاف و بهروز درباره نقاط حادثهخیز است. تا وقتی مشخص نباشد دقیقاً در کدام قوسها و در چه ساعاتی بیشترین تصادف رخ میدهد، هر اقدامی شبیه درمانِ بدون تشخیص خواهد بود. حادثه سروآباد ـ مریوان از این منظر فرصتی است برای پرسیدن این سؤال ساده اما اساسی: آیا مسئولان راهداری و پلیس راه، پرونده مشخصی برای این محور دارند یا هر حادثه تازه، غافلگیری تازهای است؟
پیامدها؛ هزینههایی که از چشم خبر دور میماند
هر تصادف جادهای فقط چند مصدوم و یک آمار نیست؛ زنجیرهای از هزینهها را آغاز میکند که اغلب از دیدرس رسانهها پنهان میماند. نخستین پیامد، تحمیل بار سنگین بر نظام سلامت منطقهای است؛ بیمارستانهای شهرهای کوچک مانند مریوان و سروآباد با ظرفیت محدود تخت، کادر و تجهیزات، در مواردی که مصدومان نیاز به اعزام به مراکز استان یا حتی شهرهای بزرگتر دارند، با فشار مضاعف مواجه میشوند. پیامد دوم، هزینه اقتصادی تصادف برای خانوارهاست: هزینه درمان، از کار افتادگی موقت یا دائم، آسیب به وسیله نقلیه و درگیریهای بیمهای میتواند یک خانواده متوسط را برای ماهها درگیر کند. پیامد سوم اما نامرئیترین بخش ماجراست؛ در شهرهای کوچک، هر حادثه بهسرعت در شبکه خانوادگی و محلی پخش میشود و تأثیر روانی آن فراتر از قربانیان مستقیم است. از سوی دیگر، تکرار حوادث در یک محور، اعتماد عمومی به ایمنی راهها را کاهش میدهد و میتواند بر گردشگری منطقهای که بخشی از اقتصاد محلی به آن وابسته است، سایه بیندازد. به اینها باید هزینههای ملی نیز اضافه شود؛ تصادفات جادهای در ایران سالانه بخش قابل توجهی از منابع سلامت، بیمه و راهداری را به خود اختصاص میدهند و هر حادثه قابل پیشگیری، در واقع فرصت سرمایهگذاری بر حوزههای دیگر را از بین میبرد.
بازیگران و ذینفعان؛ مسئولیت در کجا متمرکز است؟
تصادف جادهای در محور سروآباد ـ مریوان، مسئولیت را میان چندین بازیگر توزیع میکند. پلیس راه و راهور وظیفه کنترل رفتار راننده، مدیریت ترافیک و برخورد با تخلفات پرخطر را بر عهده دارند؛ اداره راهداری و حملونقل جادهای مسئول کیفیت راه، نگهداری، علائم و اصلاح نقاط حادثهخیز است؛ اورژانس ۱۱۵ و مراکز درمانی مسئول زمان پاسخگویی و کیفیت خدمات امدادی هستند؛ بیمهها و نهادهای قضایی نیز در مرحله جبران خسارت و تعیین تقصیر وارد میشوند. اما نکته مهم این است که هیچکدام از این بازیگران بهتنهایی نمیتوانند نتیجه را تغییر دهند؛ ایمنی جاده یک سیستم است و اگر یک حلقه از این زنجیره ضعیف باشد، کل سیستم آسیبپذیر میشود. در این میان، راننده و سرنشینان نیز بهعنوان ذینفعان اصلی، هم قربانی و هم عامل بالقوه هستند. آموزش عمومی، فرهنگ رانندگی و تصمیمگیریهای روزمره مسافران، بخشی از معادلهای است که هیچ نهاد دولتی نمیتواند بهجای آنها آن را مدیریت کند. همچنین رسانهها بهعنوان ناظر، نقش مهمی در پیگیری سرنوشت مصدومان و مطالبه پاسخگویی دارند؛ رسانهای که فقط خبر تصادف را منتشر کند و دنبال نکند که چرا این محور همچنان پرخطر است، تنها نیمی از وظیفه خود را انجام داده است.
سناریوهای پیشِرو؛ سه مسیر ممکن
برای آینده ایمنی محورهایی مانند سروآباد ـ مریوان میتوان سه سناریوی کلی ترسیم کرد. سناریوی نخست، ادامه وضع موجود است؛ در این حالت، حوادث با همان الگوی فعلی تکرار میشوند، اصلاحات محدود و واکنشی میماند و هر چند ماه یکبار یک خبر تازه از تصادف در جادههای کردستان منتشر میشود. این سناریو اگرچه محتملترین حالت در غیاب فشار عمومی است، اما بهمعنای پذیرش هزینههای انسانی و اقتصادی قابل پیشگیری است. سناریوی دوم، اصلاح تدریجی است؛ در این حالت، دستگاههای مسئول با شناسایی نقاط حادثهخیز، نصب علائم و روشنایی، اصلاح هندسی پرهزینهترین قوسها، استقرار بهموقع آمبولانس در ایام پرتردد و تشدید نظارت بر تخلفات، خطر را بهطور معناداری کاهش میدهند. این مسیر نیازمند اراده مدیریتی، اعتبار کافی و مهمتر از همه یک سامانه داده محور است که تصمیمها بر اساس شواهد گرفته شود، نه سلیقه. سناریوی سوم اما تحول ساختاری است؛ در این حالت، ایمنی جاده بهعنوان یک اولویت ملی در مناطق کوهستانی و مرزی بازتعریف میشود، توسعه راههای جایگزین و کمربندیها در برنامه قرار میگیرد، ناوگان حملونقل عمومی ایمنسازی میشود و آموزش رانندگی در جادههای کوهستانی به بخشی از فرآیند صدور گواهینامه تبدیل میشود. تحقق این سناریو دشوار و زمانبر است، اما تنها مسیری است که میتواند این محور را از فهرست نقاط پرخطر خارج کند.
جمعبندی؛ از گزارش حادثه تا سیاستگذاری ایمنی
حادثه برخورد دو خودرو در محور سروآباد ـ مریوان، در ظاهر یک خبر محلی کوچک است؛ اما در عمق، آینهای است که وضعیت ایمنی جادههای کوهستانی غرب کشور را نشان میدهد. چهار نفری که راهی مرکز درمانی شدند، این بار از خطر عبور کردند، اما همین الگو در صدها محور مشابه، هر سال قربانی میگیرد. اگر بخواهیم از این حادثه فقط یک نتیجه بگیریم، آن نتیجه این است که ایمنی راه یک موضوع تزئینی نیست که به مناسبتهای خاص یادآوری شود؛ بلکه یک مسئله حکمرانی است که به داده، بودجه، هماهنگی میان نهادها و مشارکت عمومی نیاز دارد. رسانهها باید از گزارش صرف حادثه فراتر بروند و پرسشهای ساختاری را پیگیری کنند؛ مسئولان محلی باید پرونده هر محور پرخطر را باز و شفاف کنند؛ و شهروندان نیز باید بپذیرند که در جادههای کوهستانی، محافظهکاری در رانندگی نه یک ضعف، بلکه یک مهارت حیاتی است. تا آن روز که ایمنی جاده به یک اولویت واقعی تبدیل شود، خبرهای کوتاه تصادف از جادههای غرب کشور همچنان منتشر خواهند شد؛ اما هر بار که منتشر میشوند، باید این پرسش را نیز با خود حمل کنند: چه کسی قرار است پاسخگو باشد؟
نظرات (0)