فیلمی را روشن می‌کنیم و بعد از چند دقیقه آن را خاموش می‌کنیم. کتابی را که مدت‌ها منتظر خواندنش بودیم برمی‌داریم اما حتی حوصله چند صفحه‌اش را نداریم. این وضعیت برای بسیاری از ما آشناست؛ حسی که به آن «بی‌حوصلگی» می‌گوییم و معمولاً آن را به خستگی یا فشار کاری نسبت می‌دهیم. اما آیا همیشه ماجرا به همین سادگی است؟

طبیعی یا نگران‌کننده؟

فاطمه فروزش یکتا، روان‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه، توضیح می‌دهد که بی‌حوصلگی و بی‌انگیزگی اساساً جزو هیجانات طبیعی انسانی هستند. همان‌طور که لذت و ذوق احساس‌های مثبت و طبیعی‌اند، احساس بی‌انگیزگی هم می‌تواند در مقطعی تجربه شود. نکته مهمی که این وضعیت را نگران‌کننده می‌کند، مدت زمان آن است.

به گفته این روان‌شناس، اگر بی‌حوصلگی و بی‌انگیزگی به‌صورت مداوم، حداقل دو هفته پشت سر هم و به‌صورت روزانه ادامه یابد، آن‌وقت باید نگران شد و این وضعیت نیاز به بررسی جدی‌تر دارد. پیش از نگران شدن، می‌توان یک آزمون ساده انجام داد: یک فرصت استراحت کوتاه جسمی و ذهنی به خود بدهیم. اگر با همین استراحت کوتاه وضعیت بهبود یافت، مشکل اصلی خستگی بوده است. اما اگر حتی پس از استراحت حالمان خوب نشد، باید به دنبال بررسی دقیق‌تر باشیم.

چرخه معیوب استرس و فرسودگی روانی

فشارهای روزمره، اخبار منفی مداوم، نگرانی‌های اقتصادی و بمباران اطلاعاتی از جمله عواملی هستند که ذهن را در حالت استرس مزمن قرار می‌دهند. فروزش یکتا می‌گوید وقتی بدن با یک استرس حاد مواجه می‌شود، در حالت بقا قرار می‌گیرد و مکانیزم‌های دفاعی خود را فعال می‌کند. اما اگر این استرس روزها و هفته‌ها ادامه یابد، افزایش هورمون‌های استرس به‌ویژه کورتیزول باعث فرسودگی روانی می‌شود.

بدن به‌صورت مداوم در حالت هشدار قرار می‌گیرد؛ قلب بیش از اندازه کار می‌کند، تنفس سریع‌تر می‌شود و سیستم ایمنی بدن ضعیف‌تر. در چنین شرایطی نه‌تنها اندام‌های مختلف بدن تحت تأثیر قرار می‌گیرند، بلکه فرد در معرض اختلالات روان‌تنی قرار گرفته و از نظر روحیه هم تضعیف می‌شود.

آیا شبکه‌های اجتماعی مقصر اصلی‌اند؟

یکی از باورهای رایج این است که استفاده از محتواهای کوتاه در شبکه‌های اجتماعی باعث شده مغز حوصله فعالیت‌های بلندمدت را نداشته باشد. فروزش یکتا اما نگاه دقیق‌تری به این موضوع دارد. به گفته او، این مسئله بیشتر به علاقه و انگیزه فرد برمی‌گردد. کسی که به موضوعی علاقه‌مند باشد، مثلاً فیلمی را دوست داشته باشد، هرچقدر هم آن فیلم طولانی باشد می‌تواند تمرکزش را حفظ کند و حتی متوجه گذر زمان نشود.

این روان‌شناس به مفهوم «غرقگی» در روان‌شناسی اشاره می‌کند و می‌گوید انسان‌ها برای تجربه حال خوب باید موضوعاتی در زندگی‌شان داشته باشند که وقتی مشغول آن می‌شوند، غرق آن فعالیت شوند. در عین حال، او توصیه می‌کند برای مطالعه یا یادگیری موضوعات طولانی و کم‌جذاب می‌توان از ابزارهایی مانند هوش مصنوعی کمک گرفت تا مطالب خلاصه شوند و رسیدن به هدف آسان‌تر شود.

قدم اول: مکث کردن و پذیرش احساس

فروزش یکتا اولین قدم برای کسی که احساس می‌کند دیگر هیچ‌چیز خوشحالش نمی‌کند را «مکث» می‌داند. به گفته او، فرد باید به خودش فرصت بدهد این احساس را مشاهده کند و بدون قضاوت آن را تجربه کند. سپس می‌تواند از خودش بپرسد: «چه نیازی دارم که برآورده نشده؟ چه اشتیاقی داشتم که اکنون آن را از دست داده‌ام؟»

شاید با همین تأمل، فرد به دلیل وضعیت خود پی ببرد؛ شاید خستگی شدید یا استرس‌های بلندمدت او را تحت تأثیر قرار داده و به استراحت جسمی و روانی نیاز دارد. در چنین مواردی یک سفر کوتاه، یک تفریح ساده با دوست صمیمی یا حتی چند دقیقه مدیتیشن می‌تواند شروع خوبی باشد.

فعال‌سازی رفتاری: اقدام قبل از انگیزه

یکی از تکنیک‌های مهم در درمان افسردگی، «فعال‌سازی رفتاری» است. ایده اصلی این تکنیک آن است که اقدام باید قبل از انگیزه بیاید، نه بعد از آن. فرد افسرده ممکن است حتی انرژی انجام کارهای ساده روزمره را نداشته باشد و منتظر بماند تا حوصله‌اش بیاید؛ در حالی که آن حوصله ممکن است هیچ‌وقت به‌صورت خودکار بازنگردد.

راه‌حل، شروع کردن با قدم‌های بسیار کوچک است. مثلاً اگر مدت‌هاست سراغ پایان‌نامه نرفته‌ایم، آن را به وظایف ریز تقسیم کنیم: یک روز فقط یک منبع دانلود کنیم، روز بعد چند جست‌وجوی ساده انجام دهیم و دفعه بعد فقط یک عنوان بنویسیم. همین قدم‌های کوچک انرژی لازم برای قدم بعدی را ایجاد می‌کنند.

بدن را فعال کنید تا ذهن حرکت کند

وقتی ذهن پر از افکار منفی است، شروع کردن از ذهن کار بسیار دشواری است. اما می‌توان از بدن شروع کرد. حتی چهار حرکت ساده کششی یا شانه کردن موها می‌تواند به فعال شدن ذهن کمک کند. فعال کردن بدن معمولاً ذهن را هم به دنبال خود حرکت می‌دهد و از حالت کسالت خارج می‌کند.

فروزش یکتا همچنین به نقش کمال‌گرایی به‌عنوان یک مانع بزرگ اشاره می‌کند. خیلی وقت‌ها آدم‌ها انجام یک کار را آن‌قدر بزرگ و سخت می‌پندارند که اصلاً سراغش نمی‌روند. مهم نیست کار را کامل انجام بدهیم؛ همین که کمی انجامش بدهیم کافی است.

چه زمانی به متخصص مراجعه کنیم؟

اگر بیش از دو هفته بی‌انگیزگی و بی‌لذتی به‌صورت مداوم و روزانه ادامه داشته باشد، جای نگرانی وجود دارد و احتمال افسردگی جدی می‌شود. در چنین شرایطی حتماً باید با یک متخصص روان‌شناسی مشورت کرد تا وضعیت به‌درستی ارزیابی شود و اقدامات درمانی مناسب آغاز شود.

نکته پایانی این است که بی‌حوصلگی همیشه به معنای یک مشکل بزرگ نیست؛ اما نادیده گرفتن آن وقتی طولانی می‌شود، می‌تواند عواقب جدی‌تری به همراه داشته باشد. آگاهی از تفاوت بین خستگی معمولی و فرسودگی روانی، اولین گام به سوی بازیابی انرژی و انگیزه است.